
مشاهده رایگان این قسمت !
عزیز داداش این قسمت سریال ، جز قسمت های هزینه ای است ، ولی اگر به هر دلیل نمیخوای برای دیدن این قسمت هزینه کنی، ویدئو این قسمت رو پایین تر برات گذاشتم ، در کانال روبیکا هم تمام قسمت های رایگان و هزینه ای قرار میگیره چون مهم یادگیری شماست نه درآمد من. ارادت، داداش رضا.
عزیز داداش سلام. رسیدیم به قسمت سوم از فصل سوم سریال صفر تا هزار کسب و کار. همچنان درباره انتخاب شغل حرف میزنیم. توی قسمت اول درباره روشهای مختلف تفکر و اهمیت «فکر کردن روی کاغذ» صحبت کردیم. توی قسمت دوم هم رفتیم سراغ مقایسه کارمندی و شغل آزاد و دیدیم که این دو تا مسیر، دو تا معادله متفاوتن، نه دو تا انتخابی که باید ساده ازش گذشت…
ولی یه سؤال بزرگ هنوز جواب داده نشده. و راستش، خیلی از ماها سالها با این سؤال درگیریم بدون اینکه حتی بدونیم دقیقاً داریم از چی حرف میزنیم. سؤال اینه: شغل من بده؟ شغل من خوبه؟ یا شاید شغل من خوبتره؟
امروز میخوام درباره شغل بد، شغل خوب و شغل خوبتر حرف بزنیم. و اگه تا آخر این قسمت با من بیای، یه چیز رو متوجه میشی که شاید نظرت رو درباره شغل فعلیت کامل عوض کنه. چون خیلی از ماها فکر میکنیم شغلمون بده، در حالی که واقعیت چیز دیگهایه. برعکسش هم هست: خیلیها فکر میکنن شغلشون خوبه، در حالی که دارن خودشون رو گول میزنن.
شغل بد یعنی چی؟ یه تعریف که شاید تا حالا نشنیده باشی
بذار اول از شغل بد شروع کنیم. چون این جاییه که بیشترین سوءتفاهم وجود داره.
تعریف من از شغل بد اینه: شغلی که پول حلال راحت و آسون ازش در نیاد، و تقریباً هیچ کس نتونسته باشه توی اون شغل، درآمد خوبی داشته باشه.
دقت کن که توی این تعریف، دو تا شرط هست. شرط اول: پول حلال. یعنی شغلی که از راه حروم پول در میاد، از اول از دایره بحث ما خارج میشه. ما داریم درباره شغلهایی حرف میزنیم که درآمدشون از راه حلال به دست میاد. شرط دوم: تقریباً هیچ کس نتونسته باشه توی اون شغل، درآمد خوبی داشته باشه. یعنی اون شغل، ذاتاً طوری هست که حتی آدمهای تلاشگر هم توش به جایی نرسیدن.
حالا بذار یه سؤال ازت بپرسم. و این سؤال، قلب این قسمت رو تشکیل میده. راستش رو بگو: حالا واقعاً شغل بد داریم؟
سؤالی که جوابش خیلیها رو شوکه میکنه
بذار با یه مثال شروع کنم. یه شغل بد از لحاظ درآمد رو توی ذهنت بیار. هر چیزی که فکر میکنی ازش پول در نمیاد. مثلاً… نمیدونم، جمع کردن ضایعات؟ بافتن قالی؟ کار توی یه کارگاه کوچیک؟
حالا بذار یه سؤال دیگه بپرسم. توی همون شغل، کسی نیست که ده برابر بقیه پول در بیاره؟
دقیقاً همینجاست که ماجرا عوض میشه. چون جواب این سؤال، تقریباً همیشه «بله» است. همیشه یه نفر هست که توی همون شغل، ده برابر بقیه درآمد داره. همیشه یه نفر هست که از همون کاری که تو فکر میکنی «بده»، یه کسب و کار پولساز ساخته.
پس نتیجه چیه؟ نتیجه اینه که در اکثر مواقع، شغل بد نداریم. شغل خوب داریم و شغل خوبتر.
باور نمیکنی؟ خب، بیا یه بار دیگه همون مثال رو با هم مرور کنیم. اگه توی هر شغلی، کسی هست که ده برابر بقیه پول در میاره، پس مشکل از خود شغل نیست. مشکل از اینه که ما نمیدونیم چطور اون شغل رو به یه شغل خوب یا خوبتر تبدیل کنیم. و این، دقیقاً همون چیزیه که توی این قسمت و قسمتهای بعدی میخوایم یاد بگیریم.
البته این حرف به این معنی نیست که همه شغلها برای همه مناسبن. نه. هر شغلی با شرایط، توانمندی و علاقه یه نفر خاص جور میشه. ولی نکته اینه که «شغل بد» به اون معنایی که ما فکر میکنیم، خیلی کم وجود داره. چیزی که وجود داره، شغل خوب و شغل خوبتره. و انتخاب درست، یعنی انتخاب بین این دو تا.
خصوصیات یه شغل خوبتر چیه؟
حالا که فهمیدیم شغل بد تقریباً وجود نداره، بریم سراغ سؤال مهمتر: شغل خوبتر چه خصوصیاتی داره؟
اول یه نکته رو بگم. تعریف شغل خوب برای من و تو با هم فرق داره. شغلی که برای من خوبه، ممکنه برای تو خوب نباشه. و برعکس. پس دنبال یه تعریف مطلق نباش. ولی به طور کلی، یه شغل خوبتر این خصوصیات رو داره:
پول حلال
اولین و مهمترین خصوصیت. شغل خوبتر، شغلیه که درآمدش از راه حلال به دست میاد. چون درآمد حروم، هر چقدر هم زیاد باشه، آرامش رو ازت میگیره. پول حلال، پولی هست که با وجدان راحت میتونی خرجش کنی، توی زندگیت برکت میاره، و به نسل بعدیت هم منتقل میشه.
علاقه و عدم خستگی
خصوصیت دوم، علاقهست. شغل خوبتر، شغلیه که وقتی توش کار میکنی، خسته نمیشی. یا حتی اگه خسته بشی، خستگیش شیرینه. چون داری کاری رو میکنی که بهش علاقه داری. این خیلی مهمه. چون اگه به شغلت علاقه نداشته باشی، هر چقدر هم پول در بیاری، تهش یه حس پوچی داری. ولی اگه علاقه داشته باشی، حتی روزهای سخت هم برات قابل تحملتره.
وجود افراد با درآمد بالا در اون شغل
خصوصیت سوم، اینه که توی اون شغل، آدمهایی باشن که درآمد بالا دارن. چرا؟ چون اگه توی یه شغل، هیچکس نتونسته به درآمد بالا برسه، احتمالاً اون شغل یه جای کارش میلنگه. ولی اگه ببینی آدمهایی هستن که توی همون شغل، درآمد عالی دارن، یعنی اون شغل ظرفیت رشد داره. و تو هم میتونی یکیشون بشی.
قابل دسترسی باشه
خصوصیت چهارم، قابل دسترسی بودن شغله. یعنی شغلی که میخوای انتخاب کنی ، باید با شرایط تو جور باشه. نمیتونی بگی «میخوام فضانورد بشم» در حالی که نه تحصیلاتش رو داری، نه شرایطش رو. شغل خوبتر ، شغلیه که از نقطهای که تو الان ایستادی، قابل دسترسیه.
با بودجه ما بسازه
خصوصیت پنجم، سازگاری با بودجهست. شغل خوبتر، شغلیه که با بودجهای که تو داری، قابل راهاندازی باشه. اگه بودجهت کمه، شغلی که نیاز به سرمایه سنگین داره، برات خوبتر نیست. حتی اگه درآمد بالایی داشته باشه. چون تو نمیتونی واردش بشی.
با توانمندی ما بسازه
و خصوصیت ششم، سازگاری با توانمندیهاست. شغل خوبتر، شغلیه که با مهارتها و توانمندیهای تو جور باشه. یا حداقل، مهارتهاش قابل یادگیری باشن. اگه شغلی نیاز به مهارتی داره که تو هیچوقت نمیتونی یاد بگیری، اون شغل برای تو خوبتر نیست.
و خیلی خصوصیات دیگه که میتونی خودت به این لیست اضافه کنی. چون همونطور که گفتم، تعریف شغل خوب برای هر کسی متفاوته.
دو تا اخطار که نمیتونم ازشون بگذرم
اینجا جاییه که باید دو تا اخطار خیلی مهم بدم. اگه این دو تا رو رعایت نکنی، تمام این مسیر رو اشتباه میری.
اخطار اول: خودتو دست کم نگیر
اولین اخطار اینه: خودتو دست کم نگیر. خیلی از ماها عادت کردیم بگیم «من که نمیتونم»، «من که سوادش رو ندارم»، «من که سرمایه ندارم». این جملات، دقیقاً همون چیزیه که تو رو توی جای فعلیت نگه میداره.
یادت باشه، هر کسی که امروز توی یه شغل خوبتره، یه روزی از همین نقطهای شروع کرده که تو الان ایستادی. اون هم اولش نمیدونست، هم اولش سرمایه نداشت، هم اولش مهارت نداشت. ولی شروع کرد. و آرومآروم، با یادگیری و تلاش، خودش رو به جایی رسوند که امروز هست. پس خودتو دست کم نگیر. تو هم میتونی.
اخطار دوم: توهم نداشته باش
و دومین اخطار، که درست نقطه مقابل اولیه: توهم نداشته باش. یعنی از اون طرف بوم هم نیفت. نگو «من میتونم هر شغلی رو راه بندازم، فقط کافیه بخوام». نه. این هم توهمه. هر شغلی برای هر کسی مناسب نیست. باید واقعیتها رو ببینی: بودجهت چقدره، مهارتهات چیه، شرایط زندگیت چطوره، چقدر وقت داری. اینا واقعیتهایی هستن که نمیشه نادیده گرفت.
پس جمعبندی این دو تا اخطار اینه: نه خودتو دست کم بگیر، نه توهم داشته باش. یعنی واقعبین باش. توانمندیهات رو ببین، ولی محدودیتهات رو هم بپذیر. و بعد بر اساس این دو تا، تصمیم بگیر.
حالا چطوری بفهمیم شغل فعلیمون کجای این طیفه؟
خب، حالا که فهمیدیم شغل بد تقریباً وجود نداره و شغل خوب و خوبتر داریم، سؤال بعدی اینه: شغل فعلی من کجای این طیفه؟
اینجا جاییه که باید بشینی و روی کاغذ فکر کنی. نه توی ذهنت. چون توی ذهن، آدم یا خودش رو گول میزنه، یا بیش از حد سختگیر میشه. ولی روی کاغذ، همه چیز شفاف میشه.
بذار یه چکلیست ساده بهت بدم. اینا رو روی کاغذ بنویس و کنار هر کدوم، بله یا خیر بذار:
- آیا شغل فعلی من، درآمدش حلاله؟
- آیا به شغل فعلیم علاقه دارم، یا حداقل ازش بدم نمیاد؟
- آیا توی شغل فعلیم، آدمهایی هستن که درآمد بالا دارن؟
- آیا شغل فعلیم با بودجه و توانمندیهای من سازگاره؟
- آیا شغل فعلیم، ظرفیت رشد داره؟ یعنی میتونم توش بهتر بشم و بیشتر درآمد داشته باشم؟
حالا به جوابهات نگاه کن. اگه بیشتر جوابها «بله»ست، شغل فعلیت یه شغل خوبه. شاید خوبتر هم بشه. اگه بیشتر جوابها «خیر»ه، شاید وقتش رسیده که فکری به حالش کنی. ولی یادت باشه، تغییر شغل یه تصمیم بزرگه که توی قسمت هفتم همین فصل، مفصل دربارهش حرف میزنیم.
یه تمرین ساده ولی واقعی
میخوام یه کاری بکنی. همین امشب، قبل از خواب. یه کاغذ بردار و سه تا ستون بکش. بالای ستون اول بنویس «شغل بد». بالای ستون دوم بنویس «شغل خوب». بالای ستون سوم بنویس «شغل خوبتر».
حالا توی ستون اول، اون شغلی رو بنویس که فکر میکنی از همه بدتره. توی ستون دوم، شغل فعلی خودت رو بنویس. توی ستون سوم، اون شغلی رو بنویس که آرزوش رو داری.
حالا یه سؤال: توی ستون اول، یعنی همون شغل بد، آیا کسی هست که ده برابر بقیه پول در بیاره؟ اگه بله، پس اون شغل، شغل بد نیست. شغل خوبیه که تو نمیدونی چطور ازش پول در بیاری.
این تمرین، ذهنیتت رو درباره «شغل بد» عوض میکنه. و وقتی این ذهنیت عوض بشه، میتونی شغل فعلیت رو از یه زاویه جدید ببینی. شاید بفهمی که شغل فعلیت، بد نیست. فقط تو هنوز یاد نگرفتی چطور ازش پول در بیاری. و این، خبر خوبیه. چون یادگیری، دست خودته.
نکتهای که توی ویدئو کاملتر توضیح دادم
توی ویدئوی بالای همین صفحه، درباره یه نکته کلیدی حرف زدم که توی متن نمیشه کاملش کرد. اونجا توضیح دادم که چرا بعضیها توهم شغل بد رو دارن، و چرا بعد از دیدن این آموزش، نظرشون درباره شغلشون تغییر میکنه. این نکته، شاید مهمترین حرف این قسمت باشه. پیشنهاد میکنم حتماً ویدئو رو کامل ببینی.
جمعبندی
برگردیم به سؤال اول. شغل بد، شغل خوب و شغل خوبتر. کدوم یکی شغل شماست؟
راستش رو بخوای، جواب این سؤال، توی خود شغل تو نیست. توی طرز فکر توئه. چون همونطور که دیدیم، شغل بد تقریباً وجود نداره. شغل خوب داریم و شغل خوبتر. و تفاوت بین این دو تا، بیشتر به انتخاب، تلاش و یادگیری خودت بستگی داره تا به خود شغل.
پس اگه امروز حس میکنی شغلت بده، یه بار دیگه بهش فکر کن. شاید شغلت بد نیست. شاید فقط تو هنوز راهش رو پیدا نکردی. و اگه امروز حس میکنی شغلت خوبه، بازم یه بار دیگه فکر کن. شاید بتونه خوبتر هم بشه.
ولی یه چیز رو یادت باشه. مسیر شغل خوبتر، یه مسیر یهشبه نیست. یه مسیره که باید توش یاد بگیری، تلاش کنی، شکست بخوری، بلند شی، و ادامه بدی. ولی ته این مسیر، به جایی میرسی که ارزشش رو داره. به جایی که کارت، فقط یه منبع درآمد نیست. یه بخشی از زندگیته که بهش افتخار میکنی.
و یه سؤال آخر ازت دارم: حاضری امشب، همین امشب، اون سه تا ستون رو روی کاغذ بکشی و تمرین رو انجام بدی؟ اگه جوابت «آره»ست، پس تو از خیلیها جلوتری. چون اهل عمل هستی و اهل پشت گوش انداختن کارها نیستی، با همین فرمون برو جلو ، تو یکی از موفق های اینده در کسب و کار خودت هستی …
سوالات متداول شغل بد، شغل خوب و شغل خوبتر
در اکثر مواقع نه. اگه توی هر شغلی، کسی هست که ده برابر بقیه پول در میاره، پس مشکل از خود شغل نیست، از نحوه اجرای اونه. ما بیشتر شغل خوب و شغل خوبتر داریم تا شغل بد. مگر اینکه اون شغل از راه حروم پول در بیاره که اون از دایره بحث ما خارجه.
باید روی کاغذ فکر کنی. چکلیستی که توی همین مقاله گفتم رو بنویس: آیا درآمدش حلاله؟ آیا بهش علاقه داری؟ آیا آدمهای با درآمد بالا توش هستن؟ آیا با بودجه و توانمندیهات سازگاره؟ آیا ظرفیت رشد داره؟ اگه بیشتر جوابها بله بود، شغل خوبیه. اگه نه، شاید وقت تغییره. اما تصمیم تغییر شغل رو توی قسمت هفتم همین فصل مفصل بررسی میکنیم.
چون خیلی از ما بدون اینکه تعریف درستی از شغل بد داشته باشیم، فکر میکنیم شغلمون بده. ولی وقتی روی کاغذ مینویسیم و میبینیم توی همون شغل، آدمهایی هستن که درآمد عالی دارن، میفهمیم مشکل از شغل نیست، از نحوه اجرای ماست. این توهم، با فکر کردن روی کاغذ از بین میره.
شغل خوب، شغلیه که شرایط قابل قبولی داره. ولی شغل خوبتر، شغلیه که علاوه بر اون شرایط، با علاقه، بودجه، توانمندی و ظرفیت رشد تو هم سازگاره. شغل خوبتر، شغلیه که توش هم پول حلال در میاد، هم خسته نمیشی، هم آدمهای موفق توش هستن، هم قابل دسترسیه.
یعنی نه اونقدر خودت رو کوچیک کنی که بگی «من نمیتونم»، نه اونقدر خودت رو بزرگ کنی که بگی «من هر کاری رو میتونم». واقعبین باش. توانمندیهات رو ببین، ولی محدودیتهات رو هم بپذیر. تعادل بین این دو تا، کلید انتخاب درسته.
لینکهای مرتبط
- دیدن همه قسمتهای سریال
- توضیحات جامع راهنمای انتخاب شغل
- قسمت بعد: معیارهای انتخاب شغل چیه
- قسمت قبل: معایب کارمندی چیه
- گرفتن وقت مشاوره با داداش رضا ، تنها مشاور ۵ ضمانته ایران
سوالی داشتی کمی پایینتر در قسمت دیدگاهها بنویس، خودم شخصاً جواب میدم.
ی. …. ال…. ع اد…ا .
یعنی چی ؟ این یک رازه ، رازی که ناچارم تا فصل یازدهم سریال صفر تا هزار کسب و کار در سینه نگه دارم ، رازی که باعث شد عاشقانه این سریال هزار قسمتی رو برای شما ضبط کنم و شما بدون یک ریال پرداخت هم بتونین این هزار قسمت رو ببینین… در فصل یازدهم سریال متوجه این راز عظیم خواهی شد….
ارادت، داداش رضای کسب و کارهای ایران

