
روش نهایی کردن شغل انتخاب شده 🚀 ۳مرحله قطعی شدن
۱۲/۰۰۰تومان
مشاهده رایگان این قسمت !
عزیز داداش این قسمت سریال ، جز قسمت های هزینه ای است ، ولی اگر به هر دلیل نمیخوای برای دیدن این قسمت هزینه کنی، ویدئو این قسمت رو پایین تر برات گذاشتم ، در کانال روبیکا هم تمام قسمت های رایگان و هزینه ای قرار میگیره چون مهم یادگیری شماست نه درآمد من. ارادت، داداش رضا.
عزیز داداش سلام. رسیدیم به قسمت پنجم از فصل سوم سریال صفر تا هزار کسب و کار. تا اینجا کلی درباره انتخاب شغل در قسمت های قبل صحبت کردیم . توی قسمت اول درباره چطور برای انتخاب شغل فکر کنیم حرف زدیم. توی قسمت دوم مزایا و معایب کارمندی و شغل آزاد رو بررسی کردیم . توی قسمت سوم چطور بفهمم شغلم خوبه رو توضیح دادم. توی قسمت چهارم هم با هم یاد گرفتیم چطوری از بین شغلهای مورد علاقهمون، بهترین رو انتخاب کنیم.
ولی راستش رو بخوای، یه مشکل بزرگ هنوز برای خیلی ها سر جاشه و تکون نمیخوره ! اونم اینه: بعد از اینکه بهترین شغل رو انتخاب کردیم، باز هم دل دل میکنیم. باز هم مطمئن نیستیم. باز هم میترسیم که نکنه اشتباه کرده باشیم.
امروز میخوام دقیقاً همین مساله رو حل کنیم. روش نهایی کردن شغل انتخاب شده. سه مرحله تا قطعی کردن تصمیم. سه مرحلهای که اگه انجامشون بدی، دیگه دل دل نمیکنی. با خیال راحت تصمیمت رو نهایی میکنی و میری وارد مرحله اجرا میشی.
چرا دل دل کردن، خطرناکترین بخش ماجراست؟
قبل از اینکه بریم سراغ سه مرحله، بذار یه نکته رو بگم. دل دل کردن، بهظاهر بیضرر به نظر میاد. ولی راستش، خطرناکترین بخش ماجراست. چرا؟
چون دل دل کردن، یعنی وقت تلف کردن. یعنی تو بهترین شغل رو انتخاب کردی، ولی چون مطمئن نیستی، شروع نمیکنی. و تا شروع نکنی، هیچ اتفاقی نمیافته. ماهها میگذره، سالها میگذره، و تو هنوز توی همون نقطهای هستی که بودی. فقط با یه ذهن پرمشغله که مدام بین چند انتخاب این ور و اون ور میره.
دل دل کردن، یعنی فلج شدن توی تصمیم. و فلج شدن توی تصمیم، بدتر از انتخاب اشتباهه. چون انتخاب اشتباه، قابل اصلاحه. ولی انتخاب نکردن، تو رو توی همون نقطه نگه میداره تا ابد.
پس بیا این چرخه رو بشکنیم. با سه مرحله ای که در ادامه برات توضیح میدم :
مرحله اول: روی کاغذ فکر کردی و نتیجه مثبته؟
اولین مرحله از نهایی کردن شغل انتخاب شده، اینه: آیا روی کاغذ فکر کردی و نتیجه مثبته؟
این جمله، شاید ساده به نظر بیاد. ولی راستش، عمیقترین مرحلهست. چون خیلی از ماها فکر میکنیم فکر کردیم. ولی در واقع، فقط توی ذهنمون این ور و اون ور رفتیم. و توی ذهن، همه چیز قاطی میشه.
چرا فکر کردن توی ذهن کافی نیست؟
بذار با یه مثال برات بگم. تا حالا شده شب بخوابی و توی ذهنت یه ایده عالی بهت برسه؟ بعد صبح که بیدار شدی، یادت نیاد اون ایده چی بود؟
این دقیقاً همون چیزیه که توی قسمت اول فصل سوم دربارهش حرف زدیم. ذهن ما آدمها یه عیب بزرگ داره: افکار مدام پرسه میزنن. یه لحظه به فکر انتخاب شغل میفتی، لحظه بعد یاد قبضها میفتی و میترسی، لحظه بعد یاد حرف مامانت میفتی که گفته «کارمند بشو، امنیت داره»، و همینطور ادامه پیدا میکنه.
این پرسه زدن افکار، سه تا مشکل بزرگ درست میکنه ، مواردی که در قسمت های قبل هم بهش اشاره کردم :
- اول، عدم تمرکز. مثل کسی که توی یه اتاق شلوغ بخواد فکر کنه. افکارت مدام قطع میشن.
- دوم، فراموشی سریع. ایدههای خوبی که توی ذهنت میاد، بعد از چند ساعت فراموش میشن. اگه تجربه کرده باشی که «یه ایده عالی داشتم و از دستش دادم»، دقیقاً همینجاست.
- سوم، عدم توانایی در جمع و تفریق نهایی. توی ذهن، نمیتونی مزایا و معایب رو کنار هم بذاری. چون همشون قاطیشن.
پس راهحل چیه؟ فکر کردن روی کاغذ
تنها راهحل این مشکلات، فکر کردن روی کاغذه ، همونی که در قسمت اول این قدر تاکیدش کردم. یعنی بشینی، قلم برداری، و افکارت رو بنویسی. این کار، سه تا مزیت بزرگ داره:
- اول، تمرکز. وقتی مینویسی، ذهنت مجبور میشه روی یه موضوع متمرکز بشه. چون قراره درباره همون موضوع بنویسی.
- دوم، مانع فراموشی. هر چیزی که نوشتی، میمونه. فردا، هفته بعد، سال بعد، میتونی برگردی و بخونیش. این یعنی ایدههات از دست نمیرن.
- سوم، امکان جمع و تفریق. وقتی مزایا و معایب رو کنار هم مینویسی، میتونی ببینی کدوم بیشتره. این، تصمیمگیریت رو خیلی راحتتر میکنه.
و از همه مهمتر، فکر کردن روی کاغذ، نقشه راهت رو بهت میده. یعنی یه سند داری که میتونی هر وقت خواستی ویرایشش کنی، جزئیاتش رو اضافه کنی، و بر اساسش حرکت کنی. این، دقیقاً چیزیه که توی اسلایدهای قسمت اول فصل سوم هم بارها بهش اشاره کردیم.
پس چک کن: آیا واقعاً روی کاغذ فکر کردی؟
حالا از خودت بپرس: آیا واقعاً روی کاغذ فکر کردی؟ یا فقط توی ذهنت جوانب رو مرور کردی ؟
اگه روی کاغذ فکر کردی، و نتیجهش مثبته، یعنی شغل انتخابیت از فیلترهای قسمت چهارم سریال گذشته، پس خوبه. اگه نه، برگرد به قسمت چهارم و اون تمرین رو روی کاغذ انجام بده. این مرحله اول رو نمیشه رد کرد. چون بدون این، تمام مراحل بعدی روی پایهی سستی ساخته میشن.
مرحله دوم: چکلیست انتخاب بهترین شغل، تایید میکنه انتخابت رو؟
مرحله دوم، اینه: چکلیست انتخاب بهترین شغل، تایید میکنه انتخابت رو؟
منظور از چکلیست انتخاب بهترین شغل، دقیقاً همون هفت تا فیلتریه که توی قسمت چهارم با هم مرور کردیم. حالا باید یه بار دیگه برگردی سراغشون و ببینی آیا شغل انتخابیت، همه این فیلترها رو رد میکنه یا نه.
بذار یه بار دیگه با هم مرورشون کنیم، ولی این بار به شکل چکلیست که بتونی تیک بزنی:
- آیا شغل انتخابیت، حجم تقاضای کافی توی بازار داره؟ یعنی مشتریهاش هستن؟
- آیا توی این شغل، آدمهایی هستن که به درآمد خوب و موفقیت رسیده باشن؟
- آیا محصول یا خدمتی که میخوای ارائه بدی، برای مردم شناختهشدهست؟ یا حداقل قابل معرفی راحته؟
- آیا تخصصهای لازم برای موفقیت توی این شغل رو داری؟ یا میتونی یاد بگیری؟
- آیا زمان لازم برای یادگیری مهارتهای این شغل رو داری؟
- آیا امکان یادگیری مهارتهای این شغل برات فراهمه؟ یعنی منابعش، آموزشش، آدمهاش هستن؟
- آیا با نیاز مالی و عجلهت برای رسیدن به درآمد سازگاره؟
حالا به جوابهات نگاه کن. اگه همه یا اکثر این فیلترها رو با «بله» جواب دادی، یعنی انتخابت تایید میشه. اگه چند تا «خیر» داشتی، ببین آیا اونها قابل حل هستن. مثلاً اگه تخصص نداری، ولی میتونی یاد بگیری، مشکل حل شدنیه. ولی اگه چند تا فیلتر اساسی رو رد نکردی، شاید وقتشه یه بار دیگه به انتخابت فکر کنی.
این مرحله، خیلی مهمه. چون از دل دل کردن جلوگیری میکنه. تو دیگه با حس و حال تصمیم نمیگیری. با یه چکلیست مشخص تصمیم میگیری. و چکلیست، دروغ نمیگه.
مرحله سوم: با افراد خبره مشورت کردی؟ نتیجه روی کاغذ اومده؟
مرحله سوم و آخر، اینه: با افراد خبره مشورت کردی؟ نتیجه روی کاغذ اومده؟
این مرحله، جاییه که خیلی از ماها یا نادیده میگیریم، یا اشتباه انجامش میدیم.
چرا مشورت با آدمهای اشتباه، گمراهت میکنه؟
اول یه نکته مهم. مشورت با هر کسی، مشورت نیست. مشورت با آدمهای اشتباه، گمراهت میکنه. چون هر کسی از زاویه خودش نگاه میکنه. مامانت میگه «کارمند بشو، امنیت داره». دوستت میگه «برو خارج، اینجا نمیشه». همسایهت میگه «من یه بار این کار رو کردم، نشد».
اینها مشورت نیستن. اینها نظرات شخصیان که بر اساس تجربههای خاص خودشون شکل گرفتن. و ممکنه برای تو اصلاً جواب ندن.
مشورت واقعی، یعنی مشورت با کسی که توی همون شغل، تجربه واقعی داره. یعنی کسی که خودش این مسیر رو رفته و به نتیجه رسیده. نه کسی که فقط نظریه میده، یا بدتر، کسی که خودش شکست خورده و میخواد تو هم شکست بخوری.
مشورت با افراد خبره، ولی نه فقط با حرف
حالا یه نکته مهم دیگه. مشورت با افراد خبره، فقط با حرف نیست. یعنی فقط گوش دادن به حرفهاشون کافی نیست. باید نتیجه اون مشورت رو روی کاغذ بیاری.
چرا؟ چون همونطور که توی مرحله اول گفتیم، توی ذهن همه چیز قاطی میشه. اگه فقط گوش بدی، شاید یدفعه یکی یه حرفی بزنه که تو رو از تصمیمت منصرف کنه، بدون اینکه حتی منطقی باشه. ولی اگه مشورت رو روی کاغذ بیاری، میتونی حرفها رو کنار هم بذاری، مقایسه کنی، و ببینی کدوم منطقیتره.
پس بعد از هر مشورت، بشین و روی کاغذ بنویس: این آدم چی گفت؟ آیا حرفش بر اساس تجربه واقعی بود؟ آیا با شرایط من سازگاره؟ آیا میتونم ازش استفاده کنم؟
و یه چیز دیگه. مشورت، یعنی کمک گرفتن. نه یعنی واگذار کردن تصمیم. تصمیم نهایی، همیشه مال خودته. مشورت فقط بهت زاویه دید جدید میده. ولی تصمیمگیر، تو هستی.
و یه پیشنهاد از طرف داداش رضا
اگه حس میکنی هنوز مطمئن نیستی و میخوای یه مشورت تخصصی هم بگیری، من اینجام. میتونم توی یه جلسه تلفنی یک ساعته، با توجه به شرایط، تواناییها و امکاناتی که داری، بهترین شغل ممکن رو برات کشف کنم و بهت بگم چطوری این کسب و کار رو استارت بزنی.
اگه دوست داری، به صفحه رزرو مشاوره انتخاب شغل بیا و یه جلسه یک ساعته برای انتخاب بهترین شغل برای خودت رزرو کن.
اگه این سه مرحله اوکی بود، وقت اجراست
حالا برسیم به نتیجه. اگه این سه مرحله رو طی کردی و همه چیز اوکی بود، یعنی:
- روی کاغذ فکر کردی و نتیجه مثبت بود.
- چکلیست انتخاب بهترین شغل، انتخابت رو تایید کرد.
- با افراد خبره مشورت کردی و نتیجه روی کاغذ اومد.
وقتشه که دیگه دل دل نکنی. وقتشه که وارد مرحله اجرا بشی. وقتشه که بسمالله بگی و حرکت کنی.
این دقیقاً همون پیامیه که توی قسمت ششم همین فصل، مفصل دربارهش حرف میزنیم. یعنی چطوری شروع کنیم، چطوری وارد مرحله اجرا بشیم، و چطوری چرخه اقدام و اصلاح مسیر رو ادامه بدیم.
یه تمرین ساده ولی واقعی
میخوام یه کاری بکنی. یه کاغذ بردار و سه تا ستون بکش. بالای ستون اول بنویس «روی کاغذ فکر کردم». بالای ستون دوم بنویس «چکلیست». بالای ستون سوم بنویس «مشورت».
حالا زیر ستون اول، بنویس آیا واقعاً روی کاغذ فکر کردی یا فقط توی ذهنت؟ اگه روی کاغذ فکر کردی، نتیجهش چی بود؟ مثبت یا منفی؟
زیر ستون دوم، هفت تا فیلتر چکلیست رو بنویس و کنار هر کدوم، بله یا خیر بذار. ببین چند تا بله گرفتی.
زیر ستون سوم، بنویس با کی مشورت کردی، چی گفت، و آیا حرفش منطقی بود یا نه.
حالا به کاغذت نگاه کن. اگه ستون اولت مثبته، ستون دومت اکثراً بلهست، و ستون سومت یه مشورت منطقی داشت، یعنی انتخابت نهاییه. وقتشه که بری سراغ اجرا. اگه نه، برگرد و مراحلی که مشکل داره رو اصلاح کن.
این تمرین، شاید نیم ساعت وقتت رو بگیره. ولی ارزشش رو داره. چون بعد از این نیم ساعت، یا تصمیمت نهایی میشه و با خیال راحت حرکت میکنی، یا متوجه میشی کجا مشکل داره و اصلاحش میکنی. توی هر دو حالت، از حالت دل دل کردن بیرون میای.
نکتهای که توی ویدئو کاملتر توضیح دادم
توی ویدئوی بالای همین صفحه، درباره یه نکته کلیدی حرف زدم که توی متن نمیشه کاملش کرد. اونجا توضیح دادم که چرا خیلی از ماها بعد از انتخاب شغل، باز هم دل دل میکنیم. و چرا این دل دل کردن، بیشتر از اینکه منطقی باشه، یه ترس پنهانه. این نکته، شاید مهمترین حرف این قسمت باشه. پیشنهاد میکنم حتماً ویدئو رو کامل ببینی.
جمعبندی
اگه طبق اموزشهای قسمت های قبل علایق خودت رو کشف کردی
اگه شغل های مورد علاقه خودت رو لیست کردی
اگه از بین شغل های مورد علاقه خودت طبق ۷ گزینه بالا بهترین رو انتخاب کردی
بدون که الان دیگه جای دل دل کردم و مردد بودن نیست ! توهمه کارهای لازم برای یک انتخاب معقول رو انجام دادی، تو بهترین انتخاب رو با توجه به شرایط خودت کردی، پس دیگه نگرانی و اگه اشتباه کردم باشم معنی نمیده و اینجا دقیقا سم خالصه !
خودت رو نجات بده ، با قطعی کردن تصمیم و وارد مرحله اجرا شدن…
عزیز داداش ، یادت باشه ، حق توقف در این مرحله رو نداری ! توقف یعنی تصمیم قاطع گرفتن برای ضرر زدن به خودت …
سوالات متداول روش نهایی کردن شغل انتخاب شده
چون شما رو توی همون نقطه نگه میداره و نمیزاره ادامه بدی و به موفقیت برسی…
چون ذهن ما آدمها سه تا عیب بزرگ داره: پرسه زدن افکار و عدم تمرکز، فراموشی سریع ایدهها، و عدم توانایی در جمع و تفریق نهایی. توی ذهن، مزایا و معایب قاطی میشن و نمیتونی تصمیم درستی بگیری. ولی روی کاغذ، همه چیز شفاف میشه و میتونی کنار هم بذاریشون.
همون هفت تا فیلتر قسمت چهارم: حجم تقاضا، رسیدن دیگران به اهداف، شناختهشده بودن محصول، تخصص لازم، زمان یادگیری، امکان یادگیری، و نیاز مالی و عجله. اگه انتخابت همه یا اکثر این فیلترها رو رد کنه، یعنی تایید میشه.
با کسی که توی همون شغل تجربه واقعی داره و به نتیجه رسیده. نه با کسی که فقط نظریه میده، یا بدتر، کسی که خودش شکست خورده و میخواد تو هم شکست بخوری. مشورت واقعی یعنی مشورت با آدم خبره، نه گوش دادن به نظرات شخصی اطرافیان.
چون اگه فقط گوش بدی، شاید یه حرف غیرمنطقی تو رو از تصمیمت منصرف کنه. ولی اگه روی کاغذ بیاری، میتونی حرفها رو کنار هم بذاری، مقایسه کنی، و ببینی کدوم منطقیتره. مشورت فقط زاویه دید جدید میده. تصمیم نهایی همیشه مال خودته.
لینکهای مرتبط
- صفحه اصلی سریال صفر تا هزار
- آموزشهای انتخاب مسیر شغلی
- قسمت بعد: چطور کسبوکارم رو شروع کنم
- قسمت قبل: چطور بین چند شغل یکی رو انتخاب کنم
- دریافت نوبت مشاوره با داداش رضا برای انتخاب بهترین شغل
سوالی داشتی کمی پایینتر در قسمت دیدگاهها بنویس، خودم شخصاً جواب میدم.
ی. …. ال…. ع اد…ا .
یعنی چی ؟ این یک رازه ، رازی که ناچارم تا فصل یازدهم سریال صفر تا هزار کسب و کار در سینه نگه دارم ، رازی که باعث شد عاشقانه این سریال هزار قسمتی رو برای شما ضبط کنم و شما بدون یک ریال پرداخت هم بتونین این هزار قسمت رو ببینین… در فصل یازدهم سریال متوجه این راز عظیم خواهی شد….
ارادت، داداش رضای کسب و کارهای ایران

