مشاوره فروش با ۵ ضمانت، از ریزش تا رشد چندبرابری. این مطلبی است که در این صفحه از سایت خودم میخوام براتون بازش کنم و اطلاعات بیشتری بهتون بدم. اگه شما هم از مقدار فروش ، کارمندان فروش و درآمد خودتون راضی نیستین در این مقاله با تنها مشاور کسب و کار مسلط به رشد همزمان کسب و کار سنتی و اینترنتی ایران همراه باشین.
سلام ، حالتون چطوره؟ من رضا نکوئی هستم . مدرس سریال آموزشی و هزار قسمتی صفر تا هزار کسب و کار و مشاور افزایش فروش و افزایش درآمد از هر کسب و کاری که شما داری ! هر کسب و کاری داری با 5 ضمانت مطرح شده در این صفحه افزایش فروشش با من !
قتلگاه فروش
بیا با یه صحنه واقعی شروع کنیم. یه تولیدکننده رو تصور کن که ۱۵ سال سابقه داره، کارخونهاش ۵۰ نفر پرسنل داره، محصولش هم کیفیتش خوبه، هم قیمتش مناسبه. کلی هم پول داده تبلیغات کرده، تو اینستاگرام صفحه زده، حتی یه سایت هم راه انداخته و هر چیزی که به فکرش رسیده رو اجرا کرده اما ، فروش نداره!
مشتری میاد، نگاه میکنه، میره. هیچی نمیخره. واقعا اینجا قتلگاه فروش نیست؟ اینجا قسمت دردناک هر کسبوکاره، همونجایی که دل مدیر و سرمایه گذار رو خون میکنه، خود من هم زمانی که 20 سالم بود، یعنی سال 79 دقیقا این شرایط رو در کسب و کار کوچیک خودم چشیدم و زهر واقعی این قسمت رو میدم چه مزه ای میده.
البته این قصه فقط مال اون تولیدکننده نیست. این قصه حداقل ۸۰ درصد کسبوکارهای ایرانیه که از مشاوره کسب و کار استفاده نکردن. محصول خوب، قیمت مناسب، تبلیغات زیاد، ولی فروش صفر!
چرا فروش نداریم ؟
چون فروش یه علمه، نه شانس. چون فروش فقط این نیست که یه محصول خوب داشته باشی و بگی «بیاین بخرین». فروش یه فرآینده، یه سیستمه ، یه هنره. البته زمان قدیم با الان فرق داشت، اونجا رقابت هم کمتر بود، مشتری قانع تر بود و کل داستان خرید و فروش کسبوکارها جور دیگه ای بود.
بیا ببینیم چرا فروش نداری. نه با تعریفهای تکراری، نه با جملات کلیشهای. بیا بریم تو دل ماجرا و با هم موشکافی کنیم و نکات مهم و ریز فروش بیشتر رو باهم بررسی کنیم
دلیل اول: مشتری رو نمیشناسی
بیشتر مدیران فکر میکنن مشتری یعنی هر کسی که پول داره و میتونه بخره. غافل از اینکه مشتری ایدهآل، کسیه که:
- دقیقاً به محصولت نیاز داره
- قدرت خرید داره
- بهت اعتماد میکنه
- میتونه تو رو به دیگران معرفی کنه
وقتی مشتری رو نمیشناسی، به همه میخوای بفروشی، در نتیجه به هیچکس نمیفروشی. اگه مشتری واقعی کسب و کارت رو بشناسی و روی همون دسته از ادما وقت بزاری ، هزینه تبلیغاتت خیلی کمتر میشه، فروش خیلی راحت تر و بیشتر میشه، تیم فروشت نه کمتری میشنون و کلا داستان روز وشب کسبوکارت متفاوت از الان میشه. مثل این میمونه که برای زندگی بری در شهر ایده آل خودت، جایی که هر چی که برای زندگی میخوای دقیقا بابت میل خودته و انگار شهر رو برای تو ساختن. حالا اگه مشتری هدف رو بشناسی فروش میشه مثل اون شهر ایده ال برای زندگی.
اگه میخوای برندت رو از صفر بسازی و تو ذهن مشتری بمونی، مشاوره برندینگ رو ببین تا مسیر درست رو بهت نشون بده.
دلیل دوم: فروشندههات بلد نیستن بفروشن
خیلی از فروشندهها فقط بلدن پشت تلفن بشینن و بگن «سلام، فلان محصول رو داریم، میخواین؟» اگه مشتری نه بگه، میگن «باشه» و گوشی رو میزارن سرجاش!.
فروش حرفهای یعنی:
- گوش دادن به حرف مشتری
- فهمیدن نیازش
- نشون دادن اینکه چطور محصولت مشکلش رو حل میکنه
- بستن قرارداد با اعتماد
و این 4 گزینه یعنی مشتری خیلی بیشتر از فروشنده باید حرف بزنه ! شما بگو فروشنده های شما بیشتر حرف میزنن یا مشتری اونها ! فکر کنم گرفتی یکی از مهمترین ایرادات تیم فروشت کجاست، نه؟
دلیل سوم: سیستم فروش نداری
فروش شانسی، فروش نیست. اگه امروز فروش داری، نمیدونی چرا. اگه فردا فروش نداری، بازم نمیدونی چرا. فروش باید یه سیستم باشه، یه فرآیند گامبهگام که هر فروشندهای بلد باشه چطور پیش بره.مثلا همین 4 مرحله بالاتر رو در نظر بگیر، تا به حرف مشتری گوش ندادی نباید حرف از فروش بزنی، تا نیاز مشتری به محصول شما مشخص نشده نباید برای خرید مشتری خودکشی کنیم، تا ثابت نکردیم چطوری میتونیم با محصول خودمون مشکل مشتری رو حل کنیم، پیشنهاد خرید به مشتری اشتباه محظه. بعد این سه مرحله میشه از فروش صحبت کرد. همین 4 مرحله رو مراحل قدم به قدم از سلام تا خداحافظ با مشتری بزار و اجراش کن.
دلیل چهارم: تخفیفهای خودکشی
خیلی از مدیران فکر میکنن فروش یعنی تخفیف. مشتری که تخفیف نمیخواد، مشتری به دنبال ارزشه. اگه فقط با تخفیف میفروشی، مشتری عادت میکنه و دیگه به قیمت اصلی نمیخره. این یعنی ورشکستگی تدریجی. باید کاری کنی که مشتری بفهمه چرا باید از محصول شما بخره و چرا باید از شما خرید کنه، باید کاری کنی تا این قدر از شما و محصولت خوشش بیاد که حاضر باشه قیمت بالاتر از رقیب بده، این رو باید جایگزین تخفیف های خانمان سوز و خورنده سود کنی.
6 تله فروش که هر روز تو رو به رقبا نزدیکتر میکنه
حالا که فهمیدی چرا فروش نداری، بیا ببینیم توی کدوم تله افتادی. هر تله رو با یه مثال واقعی برات باز میکنم تا ببینی خودت توی کدومش هستی.
تله اول: مشتری رو نمیشناسی
مثال: یه فروشگاه پوشاک زنانه رو تصور کن که فکر میکنه همه خانمها مشتریانش هستن. تبلیغات میزنه برای همه، تخفیف میده برای همه، ولی فروش نمیره بالا. چون مشتری واقعیش، خانمهای 30 تا 45 سالهان با درآمد متوسط به بالا. نه دخترای نوجوان، نه خانمهای بازنشسته.
وقتی مشتری رو نمیشناسی، پول تبلیغاتت رو میریزی تو چاه. وقتی فقط خانم های 30 تا 45 ساله بهترین مشتریان تو هستن ، چرا یک دخترخانم 18 ساله باید تبلیغ شما رو ببینه و برای دیدن این تبلیغ که هیچ نتیجه ای نداره ، شما هزینه کرده باشی؟؟؟؟
تله دوم: قیمتگذاری شانسی
مثال: یه تولیدی مواد غذایی محصولش رو بر اساس هزینههای خودش قیمتگذاری کرده، بدون اینکه به قیمت رقبا و قدرت خرید مشتری توجه کنه. نتیجه؟ یا گرونتر از رقباست که مشتری فرار میکنه، یا ارزونتر که سودش صفره.
قیمتگذاری یه علمه. باید تعادل بین سود خودت و ارزش برای مشتری رو پیدا کنی. اگه به قیمت های مختلف مثلا پنیر همین امروز در سوپر محله توجه کنی متوجه میشی که همه دارن پنیر میفروشن اما قیمت ها متفاوته و اونی که ارزش بیشتری برای همین پنیر ایجاد کرده، تونسته و داره قیمت بیشتری از مشتری میگیره.
تله سوم: فروشندههای بیحوصله
مثال: یه شرکت خدماتی ، فروشندههاش فقط پشت میز نشستن و منتظرن مشتری بیاد. نه دنبال مشتری میرن، نه پیگیری میکنن، نه رابطه میسازن.
فروشنده خوب، شکارچی نیست که منتظر طعمه بشینه. فروشنده خوب، باغبانه که میدونه چطور مشتری رو پرورش بده. جمله نابی گفتم ، قبول داری؟ درک همین یک جمله میتونه فروش شما رو متحول کنه. تست کن ببین.
تله چهارم: تخفیفهای خودکشی
مثال: یه فروشگاه لوازم خانگی برای جذب مشتری، هر ماه تخفیف میذاره. مشتری عادت میکنه فقط با تخفیف بخره. روزی که تخفیف نباشه، فروش صفره. این یعنی وابستگی به تخفیف.
تله پنجم: نداشتن سیستم فروش
مثال: یه شرکت تولیدی، فروشش به شانس بستگی داره. یه ماه خوب، یه ماه بد. هیچکس نمیدونه چرا خوب شده یا چرا بد شده. چون سیستم فروش نداره.
فروش باید یه فرآیند باشه، نه یه اتفاق. چیزی مشابه مثالی که چند خط بالاتر براتون زدم که اون 4 مرحله رو مراحل قدم به قدم از سلام تا خداحافظ با مشتری قرار بدین.
تله ششم : فروش رو با بازاریابی قاطی کردن
مثال: یه مدیر فکر میکنه تبلیغات یعنی فروش. میلیونها تومان پول تبلیغات میده، ولی سیستم فروش و مراحل تبدیل نداره که بازدیدکننده رو به خریدار تبدیل کنه. نتیجه چی میشه ؟ کلی بازدید، ولی فروش صفر.
فروش و بازاریابی دو تا چیز جدا هستن. بازاریابی مشتری میاره، فروش مشتری رو به خریدار تبدیل میکنه.هر قسمت رو باید جای خودش و دقیق اجرا کرد تا نتیجه گرفته بشه
اگه بازاریابی رو با فروش قاطی کردی، پیشنهاد میکنم مشاوره بازاریابی و مشاوره فروش رو هم مطالعه کنی تا تفاوت این دو رو بهتر بفهمی.
۴ نمونه از فروشهای چندبرابری
حالا که تلهها رو شناختی، بذار ۴ تا داستان واقعی برات بگم از مدیرانی که توی این تلهها بودن و ازشون نجات پیدا کردن. اینها نمونه های واقعی از مشاوره های افزایش فروش و افزایش درآمد با منه. اگه بعد خوندن این صفحه هنوز نمیدونستی باید چطوری مشکلات فروشت رو حل کنی، احتمالا باید چند جلسه هم با شما صحبت کنیم و یک داستان واقعی دیگه از موفقیت در کسبوکار شما با هم بسازیم !
این نمونهها رو با دقت بخون. اگه توی تهران یا مشهد هستی، مشاوره تخصصی کسب و کار در تهران و بهترین مشاور کسب و کار مشهد میتونه برات مفید باشه. هنچنین اگه میخوای تیم کاریت رو به بهترین شکل مدیریت کنی و از جنگهای داخلی خلاص شی، مشاوره مدیریت منابع انسانی رو ببین.
نمونه اول: یک تولیدی که با اصلاح سیستم فروش، فروشش ۳ برابر شد
یه تولیدی قطعات صنعتی با ۴۰ نفر پرسنل، فروش خوبی داشت ولی نقدینگیاش تموم شده بود. وقتی کسبوکارشون رو بررسی کردم ، دیدم مشکل اصلی اینه که سیستم فروش نداره. فروشندهها هر کدوم یه جوری کار میکنن، هیچ فرآیند مشخصی وجود نداره، و مشتریها با قیمتهای مختلفی خرید میکنن و به هر کسی هر مبلغی که میتونن میفروشن !
بهشون گفتم: «بیاین یه سیستم فروش ساده طراحی کنیم. از شناخت مشتری تا بستن قرارداد. همه فروشندهها طبق یه روال مشخص کار کنن. قیمتها رو شفاف کنیم. مشتریهای قدیمی رو دستهبندی کنیم و برای هرکدوم یه استراتژی داشته باشین.»
۶ ماه بعد، فروشش ۳ برابر شد. نه با تبلیغات بیشتر، نه با تخفیف، فقط با یه سیستم فروش درست. فروش از شانس به فرمول تبدیل شد، هر فروشنده طبق مراحلی که باید کار میکرد و این طوری از درآمد شانسی به درآمد حتمی رسیدن.
تحلیل اولین نمونه مشاوره : فروش فقط پشت تلفن نشستن نیست. فروش یه مراحل مشخص داره. وقتی سیستم نداشته باشی، فروش به شانس بستگی پیدا میکنه.
نمونه دوم: فروشگاه اینترنتی که با اصلاح قیمتگذاری، سودش ۵۰٪ بالا رفت
یه فروشگاه اینترنتی محصولات بهداشتی داشت در مرداد 404 با من تماس گرفت. فروش خوبی داشت ولی سودش پایین بود. چون قیمتگذاریش اشتباه بود. بعضی محصولات رو ارزون میفروخت که سود نداشت، بعضی رو گرون که مشتری فرار میکرد.
بعد یه جلسه مشاوره ، بهشون گفتم: «بیا محصولات رو دستهبندی کن. محصولات پرمصرف رو با سود کم بفروش تا مشتری جذب کنی. محصولات خاص رو با سود بالا. قیمتها رو بر اساس ارزش برای مشتری تعیین کن، نه هزینههای خودت.»
۳ ماه بعد، فروش همون بود ولی سود خالص ۵۰٪ بالا رفته بود. بدون اینکه مشتری جدیدی جذب کنه، فقط با اصلاح قیمتگذاری. من خیلی خلاصه دارم داستان رو تعریف میکنم و فقط اصل ماجرا رو میگم، مثلا اگه بخوام کامل بگم اینم باید بگم که حدود 1 ساعت فقط داشتم طرز تفکر مدیر این فروشگاه رو اصلاح میکردم که فکر میکرد قمیت ها رو نباید تغییر بده.
تحلیل مشاوره دوم: قیمتگذاری فقط عدد گذاشتن روی محصول نیست. قیمتگذاری یه استراتژیه که میتونه سودت رو چند برابر کنه یا میتونه تو رو به خدمت کار مردم تبدیل کنه ، کاری کنی اما سودی نکنی!
نمونه سوم: یک شرکت خدماتی که با آموزش فروشندهها، نرخ تبدیلش از ۵ به ۲۰ درصد رسید
یه شرکت خدمات مهندسی، کلی مشتری داشت که می اومدن سایتشون رو میدیدن، تماس میگرفتن، سوال میکردن، ولی خرید نمیکردن. نرخ تبدیلشون 1 درصد هم نبود . یعنی از هر ۱۰۰ تا بازدیدکننده، فقط یکی شاید خرید میکرد.
بعد بررسی سایت و گوش کردن نمونه تماس و پاسخ دهی فروشنده ، دیدم فروشندههاش بلد نیستن با مشتری حرف بزنن. فقط اطلاعات میدادن و منتظر میموندن مشتری تصمیم بگیره.
بهشون گفتم: «بیا فروشندههات رو آموزش بدیم. چطور سوال بپرسن، چطور نیاز مشتری رو کشف کنن، چطور ارزش خدماتتون رو نشون بدن، چطور اعتراضات رو مدیریت کنن، چطور قرارداد رو ببندن.»
3 ماه بعد، نرخ تبدیل از کمتر از 1 درصد به 10 درصد رسید. یعنی از هر 100 تا تماس گیرنده با فروشنده ها، 10 تا خریدار شدن. فروش 10 برابر شد، بدون اینکه یک ریال هزینه تبلیغات اضافه بشه.
تحلیل مشاوره سوم: فروشندهها بزرگترین سرمایهات هستن. اگه بلد باشن بفروشن، فروش چند برابر میشه.
نمونه چهارم: یک فروشگاه محلی که با حفظ مشتری قدیمی، فروشش رو دوبرابر کرد
یه فروشگاه پوشاک محلی، همه تمرکزش روی جذب مشتری جدید بود. هر ماه کلی پول تبلیغات میداد تا مشتری جدید جذب کنه. ولی روی مشتریهای قدیمی هیچ برنامه ای نداشت.
بعد بررسی این کسبوکار به مدیرش گفتم : «بیا مشتریهای قدیمیت رو بشناس. اونا کیا هستن؟ چقدر خریدن؟ چطور میتونیم برگردونیمشون؟»
یه برنامه باشگاه مشتریان طراحی کردیم، تخفیفهای ویژه برای مشتریهای وفادار، ارسال پیام در مناسبتها، و مشتریهای قدیمی رو دوباره برگردوندیم. هزینه جذب مشتری قدیمی، یک پنجم هزینه جذب مشتری جدید بود.چرا وقتی یک نفر اعتماد کرده و خرید اول رو انجام داده باید رها بشه و دیگه روی اون کار نکرد؟؟
۶ ماه بعد که میشد همین اردیبهشت وسط جنگ ، فروش این فروشگاه دوبرابر شد. با هزینه کمتر و سود بیشتر.
تحلیل مشاوره چهارم: مشتری قدیمی، طلای پنهانته. اگه بلد باشی حفظش کنی، فروش چند برابر میشه.
خوب حالا از کجا شروع کنی؟ (۵ گام ساده اما انقلابی)
حالا که تلهها رو شناختی و داستان مشاوره های موفقیت و افزایش فروش رو خوندی، وقتشه عمل کنی. این ۵ گام رو به ترتیب بردار تا فروشت چند برابر بشه.
گام اول: مشتری ایدهآلت رو بشناس
- کیست؟ (سن، جنسیت، شغل، درآمد)
- چه مشکلی داره که محصولت حلش میکنه؟
- کجا دنبال راهحل میگرده؟
- چطور تصمیم میگیره بخره؟
وقتی مشتری رو شناختی، میدونی با کی حرف بزنی، کجا تبلیغ کنی، چی بهش بگی.
گام دوم: سیستم فروش بزن (همین حالا، با چیزی که داری)
یه فرآیند ساده طراحی کن ، سخت نگیر از این الگویی که برای مینوسم استفاده کن :
- جذب مشتری (چطور مشتری بیاد پیشت؟)
- اولین تماس (چطور مشتری رو جذب کنی؟)
- نیازسنجی (چطور بفهمی مشتری چی میخواد؟)
- ارائه راهحل (چطور نشون بدی محصولت چارهشه؟)
- مدیریت اعتراضات (چطور شک و تردید مشتری رو برطرف کنی؟)
- بستن قرارداد (چطور مشتری رو به خرید برسونی؟)
- پیگیری (چطور مشتری رو حفظ کنی؟)
همین الان این مراحل بالا رو بنویس و به فروشندههات بگو طبق این قدم ها کار کنن.
گام سوم: فروشندههات رو آموزش بده
- بهشون یاد بده چطور سوال بپرسن (نه اینکه فقط اطلاعات بدن)
- بهشون یاد بده چطور گوش کنن (نه اینکه فقط حرف بزنن)
- بهشون یاد بده چطور ارزش محصول رو نشون بدن (نه اینکه فقط قیمت بگن)
- بهشون یاد بده چطور اعتراضات رو مدیریت کنن (نه اینکه قهر کنن)
- بهشون یاد بده چطور قرارداد ببندن (نه اینکه منتظر بمونن مشتری بخره)
فروشنده آموزش ندیده، ضررته ، نه سرمایه. ای که چه خون دلی خوردم از فروشنده های تلفنی خودم در سال 85 وقتی شرکت تبلیغاتی داشتم.
گام چهارم: مشتری قدیمی رو فراموش نکن
- لیست مشتریهای قدیمیت رو درست کن
- ببین کیها دیگه ازت نخریدن
- بهشون پیام بده، ازشون بپرس چرا نیومدن
- پیشنهاد ویژه بده، ولی نه تخفیف
- برنامهای برای حفظ مشتری طراحی کن (باشگاه مشتریان، پیامهای مناسبتها، تخفیفهای ویژه)
مشتری قدیمی، ارزونترین و پرسودترین مشتریه.
گام پنجم: قیمتگذاری رو اصلاح کن
- محصولات رو دستهبندی کن (پرمصرف، خاص، لوکس)
- برای هر دسته استراتژی قیمتگذاری جداگانه داشته باش
- قیمت رو بر اساس ارزش برای مشتری تعیین کن، نه هزینههای خودت
- از تخفیف فقط برای مقاصد خاص استفاده کن (نه همیشگی)
- قیمتهات رو با رقبا مقایسه کن و مزیتهات رو نشون بده
قیمتگذاری درست، سودت رو چند برابر میکنه.
کلام آخر این آموزش ، اگه این ۷ تله رو داری، وقتشه کمک بگیری
خودت میتونی این کارها رو که در مقاله گفتم انجام بدی. ولی چقدر زمان میبره تا سیستم فروش رو یاد بگیری؟ چقدر پول از دست میدی تا تلهها رو خودت کشف کنی؟ چقدر مشتری از دست میدی تا فروشندههات آموزش ببینن؟
من با ۲۵ سال تجربه در بازار ایران، دقیقاً میدونم که توی هر کدوم از این تلهها چطور باید عمل کرد. خودم چند بار ورشکست شدم، ماه ها فروش نداشتم، هزاران بار مشتری رو از دست دادم. این تجربهها رو به قیمتِ خونِ دلم به دست آوردم.
اگه میخوای این مسیر رو هموارتر بری، من کنارتم. نه به عنوان یه مشاور خشک و رسمی، به عنوان داداش رضا که خودش مسیر رو رفته و بلد هست راه رو نشون بده.
۵ تا ضمانت من هم که برای همه مشاوره هام برقراره موارد زیره :
- قبل از اینکه هزینه کنی، تخصص من رو با سریال صفر تا هزار کسبوکار بررسی کنی
- در جلسه مشاوره خودت با عقل خودت قبول میکنی که راهکارهای درسته
- اگه راضی نبودی، پولت رو پس میگیری دقیقا در انتهای جلسه مشاوره
- همین مدلی که تونستم خودت رو قانع کنم، مشتریهای تو رو هم قانع میکنم
- با گوش دادن به نظرات صوتی ۲۰ مدیر مشاور گیرنده قبلی ، باور میکنی که حرفام درسته
توضیحات کامل این 5 ضمانت رو میتونی در ویدئو 6 برتری رضا نکوئی نسبت به کل مشاوران کسب و کار ایران که چند مرتبه در همین صفحه تکرار شده ببینی.
اگه توی یکی از این تلهها هستی، یا فروشت ریزش داره، یا نمیدونی چطور قیمتگذاری کنی، یا تیم فروشات انگیزه نداره، وقتشه یه کاری کنی که تا حالا نکردی: از یه متخصص کمک بگیری. اگه اون متخصص به 6 برتری نسبت به کل مشاوران ایران من بودم، با مجموعه ما همین الان تماس بگیر ! ارادت ، رضا نکوئی. داداش رضای کسب و کارهای ایران.












