کسبوکارتون رو به آتش میکشین اگر به مشاور بدون ضمانت مراجعه کنین
دلایل و مدارک در ویدئو زیر
رضا نکوئی ، اولین و تنها ارائه کننده مشاوره با ۵ ضمانت در ایران

مدرس سریال صفر تا هزار کسب و کار
با ۲۵ سال تجربه کار عملی در بازار ایران
مشاوره از قبل از انتخاب شغل تا بعد از رشد قطعی و حتمی کسب و کار (با ۵ تضمین)
در هر دو حوزه کسب و کار سنتی و اینترنتی

۵ ضمانت واقعی ، قابل بررسی و راستی آزمایی و بی رقیب رضا نکوئی در کل کشور
توضیح کامل در ویدئو فوق
- ضمانت اول : اثبات عملی تجربه های مشاور برای اطمینان خاطر از اینکه یک مشاور حرفه ای در کنار شماست
- ضمانت دوم: تایید خود شما در جلسه مشاوره بر درستی و کاربردی بودن نکات مطرح شده
- ضمانت سوم : برگشت هزینه دقیقا در انتهای جلسه مشاوره در صورت عدم رضایت و اطمینان خاطر از ضرر نکردن
- ضمانت چهارم: اثبات توانایی جذب مشتری برای شما، همانگونه که برای خودم مشتری جذب میکنم
- ضمانت پنجم: شنیدن نظر صوتی ۲۰ نفر از مراجعین قبل، جهت باور کردن همه موارد فوق
رشد قطعی ، حتمی و ۱۰۰% با مشاوره های من :
اینجانب رضا نکوئی برخلاف بسیاری از مشاوران دیگه که هزینه میکنین و نتیجه نمیگیرین ، با ۵ ضمانت فوق که قابل بررسی و قابل راستی آزمایی قبل رزرو جلسه است ، تضمین میکنم که کسب و کار شما حتما ، قطعا و ۱۰۰% رشد خواهد کرد اگر به توصیه های مطرح شده در جلسه مشاوره در حد منطقی و معمول عمل کنین.
ممکنه بپرسین منم مثل بقیه مشاوران ، عمل نکردن به توصیه ها رو ، بعدا بهانه ای برای نتیجه نگرفتن میکنم ؟
همه میدونن که من نیازی به چنین بهانه هایی ندارم وقتی که من با ۵ ضمانت بی رقیب خودم ، قبل از رزرو جلسه ، تخصص و توانایی ام رو ۱۰۰% اثبات کردم. بنابراین فرمول رشد شما آماده است؛ فقط کافیست یک اجرای معمولی و منطقی داشته باشین تا معجزه مشاوره با تنها مشاور ۵ ضمانته ایران رو با چشمان خودتون ببینین.
تنها مشاور مسلط به رشد همزمان کسب و کار سنتی و اینترنتی ایران

بیزینس جامع یعنی رشد همه جانبه در کسب و کار سنتی و اینترنتی ، تقریبا همه مشاوران کسب و کار در ایران تک بعدی هستن ، یا فقط در حوزه کسب و کار سنتی تجربه دارن یا فقط در حوزه کسب و کار اینترنتی و آنلاین. من ظاهرا تنها مشاور کسب و کار هستم که در هر دو حوزه کسب و کار سنتی و اینترنتی شخصا در عمل کار کردم و تجربه شخصی دارم. توضیحات بیشتر در ویدئو فوق ارائه شده…
شنیدن نظر ۲۰ نفر از مراجعین درباره مشاوره با رضا نکوئی
اگر تایم خالی وجود نداشت در هفته های بعد مراجعه کنین
بحران تو کسبوکار یعنی چی؟
بذار خیلی ساده بگم. بحران تو کسبوکار یعنی یه اتفاق غیرمنتظره (یا شایدم منتظره که ما متوجه نبودیم) که نظم رو به هم میزنه و کسبوکار رو توی شرایط خطرناک قرار میده . این بحرانها میتونن از داخل خود شرکت و سازمان شکل بگیرن، مثل اشتباهات مدیریتی یا اختلال در تولید و فروش و … ، یا از بیرون تحمیل بشن، مثل نوسانات ارزی ، تغییرات قوانین، یا بحرانهای اقتصادی که این روزها همه ما باهاش دست و پنجه نرم میکنیم .
اما یه نکته مهم: بحران فقط یه مشکل مالی یا اجرایی نیست. بحران یه مشکل روانی هم هست. مدیر استرس میگیره، کارمندا بی انگیزه میشن، تصمیمات اشتباه گرفته میشه و در نهایت، کسبوکار تو یه چرخه معیوب میفته که راه فراری نداره .
همین اول کار چند جمله صادقانه با شما :
اگه داری این صفحه از آموزشهای مشاوره کسب و کار منو میخونی، احتمالاً یکی از این حالات رو داری:
- یا فروشت افت کرده و شبها از افکار مختلف خوابت نمیره
- یا بدهیهات اونقدر بالا رفته که دیگه میترسی گوشیت رو جواب بدی
- یا کارمندهات منتظر حقوق هستن و تو پول توی حسابت نداری
- یا بدتر از همه، خانوادهات ازت انتظارات مختلف دارن و تو حتی نمیتونی بهشون بگی توی کسبوکارت چه خبره.
میدونم الان چه حالی داری. چون خودم این مسیر رو رفتم. چند بار ورشکست شدم ، شبها از استرس خوابم نمیبرد، جلو طلبکارها خم و راست میشدم. حس میکردم زمین داره از زیر پام خالی میشه و هیچکس هم نیست که دستم رو بگیره.
سلام، من رضا نکوئی هستم . مدرس سریال صفر تا هزار کسب و کار و مشاور عملیاتی رشد قطعی با ۵ ضمانت بی نظیر و بدون رقیب در ایران. اگه در کسب وکار خودت داری شب و روز استرس میکشی و در بحران کوچیک یا بزرگی گیر افتادی و کارها اون طور که باید پیش نمیره، دقیقا جای درستی اومدی!
من در این مقاله کمی از استرس و بحران در کسبوکار برات میگم، حتما تا انتها بخون و بعد اگه خواستی از شرهمه مسائلی که باهاش درگیری خلاص بشی با مجموعه من ارتباط بگیر.
یک خاطره از اوج مشکلات ورشکستی خودم در سال ۸۵
دقیقا سال ۸۵ بود ، وقتی شریک نامردم همه چی رو جارو کرد و برد ، یک روز در اوج فشار فکری و روانی موبایل یکی از دوستانم رو گرفتم ، در فاصله ای که چند تا بوق خود و طرف گوشی رو برداشت ، کلا فراموش کردم کجا رو گرفتم ،هر چی به مخم فشار اوردم یادم نیومد….
ناچارا به طرف پشت خط گفتم ، عذرخواهم من یادم نمیاد کجا رو گرفتم ، رفیق کلک من هم زد زیر خنده و گفت تو جایی رو نگرفتی ، کسی رو گرفتی، خلاصه اینکه بعد مقداری سرکار گذاشتن من ، خودش رو معرفی کرد….حواس پرت، احمدی هستم، دوزاریت افتاد؟
من این مقاله رو ننوشتم که بهت بگم «صبور باش، درست میشه». این حرفا رو کسانی میزنن که هیچوقت توی بحران واقعی نبودن. من اینجام تا بهت بگم :
- دقیقاً چه اتفاقی افتاده
- چرا افتاده
- و از همین امروز باید چیکار کنی تا از این باتلاق بیرون بیای.
پس تا آخر این صفحه با من بمون. چون این چند دقیقه ممکنه مهمترین دقایق زندگی کسبوکارت باشه…
استرس چطور مدیریت رو فلج میکنه؟
استرس توی بحران، مثل یه ویروسه. اول مدیر رو میگیره، بعد کارمندا رو، بعد روابط رو، و در نهایت کل کسبوکار رو میخوره . تحقیقات نشون داده که استرس مزمن توی سازمانها باعث میشه:
- کارمندا بیحوصلگی و بی انگیزه بشن
- تصمیمات اشتباه گرفته بشه چون مدیر تحت فشار، درست فکر نمیکنه
- کیفیت کار بیاد پایین و مشتریها فرار کنن
- و در نهایت، مدیر دیگه توانایی تشخیص درست رو از غلط نداره
بزرگترین اشتباه مدیران توی بحران اینه که فکر میکنن فقط باید مشکل مالی رو حل کنن. غافل از اینکه ریشه بیشتر بحرانها ، استرس و مهمتر از اون سردرگمیه که مدیریت رو فلج کرده و اجازه نمیده درست فکر کنه.
اول باید بفهمیم کسبوکار واقعاً در بحرانه یا نه؟ (تشخیص دقیق)
قبل از هر کاری، بیا یه شاقول بذاریم. چون خیلی از مدیرا فکر میکنن بحران یعنی وقتی که «فروش کم شده». درحالیکه بحران واقعی خیلی عمیقتره. بیا ببینیم شما توی کدوم مرحلهای:
🔴 زنگ خطر اول: فروش چند ماه پشت سر هم ریزش داشته
اگه یه ماه فروش کم بشه، میگیم نوسان بازار. اما اگه ۳ ماه پشت سر هم فروشت ریزش داشته و هیچ نشونهای از برگشت نیست، این دیگه نوسان نیست. این بحرانه و نباید مثل کسی باشی که ۶ ماهه کسب و کارش ترکیده و فروش هزینه ها رو جواب نمیده و هنوز انگار خوابه و حتی به ذهنش نمیرسه مثل شما ۴ تا جستجو کنه ، ۴ تا مطلب بخونه ، شاید راه حل رو پیدا کنه…
🔴 زنگ خطر دوم: بدهیهات از درآمد ماهانهات بیشتر شده
وقتی درآمدت از هزینه هات کمتره ، یعنی داری با چرخه بدهی زندگی میکنی. این یعنی داری هر روز یه قدم به پرتگاه نزدیکتر میشی. مثل سال ۸۶ من نباشی که جنس رو چکی میخریدیم ، نقدی میفروختیم ، همش فکر میکردم درامد دارم، اما آخر ماه برای هزینه ها و چک های سررسید شده ماتم داشتم…
🔴 زنگ خطر سوم: مشتریای قدیمی دیگه خرید نمیکنن
اگه مشتریای وفادارت هم رفتن، مشکل بازار نیست. ظاهرا مشکل از خودته. چون اونایی که بهت اعتماد داشتن، دیگه نباید میفرفتن. حالا اینجا ممکنه یه احتمالات ریز دیگه ای هم درباره کسب و کارهای مختلف باشه و فقط وقتی میتونم دقیقا اظهار نظر کنم که کل کسب و کارت رو بررسی کنم.
🔴 زنگ خطر چهارم: شبها از استرس خوابت نمیبره
وقتی ذهن مدیر درگیر بحران بشه، دیگه نمیتونه درست تصمیم بگیره. و این یعنی تصمیمهای اشتباه بیشتر، بحران عمیقتر. دقیقا مثل یک کامپیوتر ویروسی یا موبایل هنگ کرده، همون کارهای معمول رو هم دیگه این مدیر بحران زده نمیتونه انجام بده و تصمیم درستی براش بگیره. دقیقا مثل همون سال ۸۵ و خاطره ای که اول این صفحه برات گفتم…
🔴 زنگ خطر پنجم: از ترس، تلفنها رو جواب نمیدی
این نشونهی اینه که دیگه از مواجهه با واقعیت فرار میکنی. و فرار، بحران رو بدتر میکنه. اگه هر بار گوشیت زنگ میخوره دلت میرزه، این یعنی انگار در یک بحران واقعی قرار گرفتی و بحران مثل یک بمب ساعتیه ، لعنتی هر لحظه اگه در جهت مثبت حرکت نکنی، قطعا تو رو در جهت منفی با خودش میبره.
دقیقا مثل زمانی که توی رودخونه و نزدیک ابشار قرار گرفتی، یا باید در جهت خلاف آب شنا کنی تا از ابشار سقوط نکنی یا هر بی تحرکی و بی عملی دقیقا مساوی نزدیک شدن به آبشار و سقوط قطعی است
🔴 زنگ خطر ششم: کارمندای کلیدی دارن ترک میکنن
وقتی تیمت حس کنه کشتی داره غرق میشه، اول از همه بی وفاها فرار میکنن. اگه نیروهای خوبت رفتن، بدون که اعتماد درونی هم از دست رفته. در این ۲۵ سال خوب درک کردم که کارمند کلیدی همون مثال رفیق بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم هستن.
هیچ معرفت و مرامی در اکثر مواقع در چنین بحران هایی از همون کسایی که دستت رو تا آرنج توی عسل میکردی و در دهانشون میزاشتی دیده نمیشه… خود من خود دلی در دهه ۹۰ از این کارمندان بی معرفت خوردم…
🔴 زنگ خطر هفتم: حس میکنی هیچ راهی نمونده
این خطرناکترین زنگ خطره. چون وقتی مدیر به بنبست اعتقاد پیدا کنه، دیگه تلاشی برای نجات نمیکنه. درحالیکه تجربه ۲۵ ساله من میگه: همیشه راه هست. فقط تو در اوج فشار نمیبینیش.
حالا صادق باش با خودت: کدوم یک از اینا رو داری؟ اگه حتی ۲ تا از اینا رو داری، وقتشه که جدی فکر کنی. اگه ۴ تا یا بیشتر داری، همین امروز باید برای حل واقعی بحران اقدام کنی قبل اینکه دیر بشه. اگه میخوای بدونی دقیقاً چه مشکلی مانع رشد کسبوکارته، مشاوره عارضهیابی کسبوکار رو از دست نده.
چرا کسبوکارها به بحران میرسن؟ (ریشهیابی، نه مسکن)
بذار یه چیز رو بگم که شاید ناراحتت کنه ولی باید بشنوی:
خیلی وقتها بحران فقط نتیجه شرایط بیرونی نیست. تصمیمها، ساختار فروش ، هزینهها، نقدینگی و شیوه مدیریت کسبوکار هم میتونن در ایجاد یا عمیقتر شدن بحران نقش داشته باشن. نه تورم ، نه رکود ، نه تحریم، نه کرونا. اینا همه میتونن تشدیدکننده باشن، ولی بحران واقعی اغلب از تصمیمهای اشتباه پشت سر هم مدیر شکل میگیره. آره، همون مدیری که الان داره این مقاله رو میخونه.
با من همراه باش تا ۵ ریشه اصلی بحران رو برات بگم:
ریشه اول: سیستم فروش نداشتی، فقط امید داشتی
بذار یه سؤال ازت بپرسم:
- مشتریهات دقیقاً از کجا میان؟
- چند تا کانال ورودی مشتری داری؟
- توی هر کانال، قیف فروشت چطوریه؟
- از اولین آشنایی تا خرید، چند مرحله طی میشه؟
اگه جواب اینا رو نداری، یعنی سیستم فروش نداری. یعنی فروشت بر اساس شانس بوده. یه مدت شانس یارت بوده، الان نیست. بحران از همینجا شروع میشه.
سیستم فروش یعنی داشتن مراحلی مشخص و شفاف برای تولید درامد ، دقیقا مثل چک لیست پختن یک قرمه سبزی ! اشپزی که ندونه یک قرمه سبزی رو چطور میپزن و شانسی مواد رو با هم ترکیب میکنه، آخر و عاقبت کارش مشخص نیست؟
ریشه دوم: مدیریت مالی رو با حسابداری اشتباه گرفتی
خیلی از مدیرا فکر میکنن چون یه حسابدار دارن یا یه دفتر برای نوشتن دخل و خرج دارن ، پس مدیریت مالی دارن. نه داداش، مدیریت مالی این نیست.
مدیریت مالی یعنی بدونی چقدر درآمد داری، چقدر باید خرج کنی، چقدر میتونی رشد کنی، چقدر سود واقعی داری و … اگه اینا رو نمیدونی ، هر چقدر هم فروش داشته باشی ، تهش ضرر میکنی. دقیقا مثل خودم من در سال ۸۶ که بالاتر برات گفتم چه اشتباهی میکردم….
ریشه سوم: هزینههای پنهان، قاتل خاموش کسبوکارته
هزینههایی که ثبت نمیکنی. تخفیفهایی که الکی میدی. اشتباهات ریز کارمندان. دزدیهای کوچیک. وقتی اینا رو با هم جمع کنی، میبینی بین ۲۰ تا ۴۰ درصد سودت داره از دست میره بدون اینکه حتی بفهمی.
یه مراجعه کننه داشتم که مدیر یه هایپرمارکت بود، بهش توصیه کرده بودم حتی در نرم افزار حسابداری خودش جنس های دزدی شده رو هم ثبت کنه تا اخر ماه دقیقا بدونه هر ماه چقدر ازش دزدی میکنن تا بتونه یه برنامه پیشگیرانه براش طراحی کنه…
ریشه چهارم: کسبوکارت به خودت وابستهست
اگه تو نباشی، کسبوکارت از کار میفته؟ اگه یه هفته مریض بشی، همه چی به هم میریزه؟ این یعنی کسبوکار سیستم نداره. و کسبوکاری که سیستم نداره، اول خود مدیر رو از پا در میاره، بعد خودش رو.
این قدر باید کسب وکارت اتومات بشه که حتی اگه یه ماه نبودی همه چی مثل ساعت سوییسی کار کنه و همه پرسنل دقیقا بدونن که باید چیکار کنن و کار خوب یعنی چی و به بهترین شکل ممکن کارشون رو انجام بدن ، دقیقا مثل زمانی که بالای سر اون فرد نشستی و داری کارشو نظارت میکنی..
ریشه پنجم: تصمیمهای احساسی در شرایط فشار
این رو خودم تجربه کردم. وقتی بحران میاد، مدیر از ترس، تصمیمهای عجولانه میگیره. تخفیفهای الکی میده. نیروهای خوب رو اخراج میکنه. قرض با بهره بالا میگیره. و اینا همه بحران رو عمیقتر میکنه.
توی بحران برای کسی که احساسی تصمیم میگیره و نمیدونه چی درسته و چی غلط تصمیم نگرفتن بهتر از تصمیم گرفتنه…. بهترین کار فقط مراجعه به یه دکتر کسب و کاره دقیقا مثل زمانی که میگن فرد تصادفی رو اصلا دست نزنین و تکونش ندین…
تفاوت مشاوره معمولی با مشاوره مدیریت بحران و استرس
خیلی از مدیران وقتی به مشکل میخورن، میرن سراغ یه مشاور معمولی. مشاور میاد، یه نگاه سطحی به کسبوکار میکنه ( در اصل اصلا نگاه نمیکنه )، میگه «برو تبلیغات کن»، «هزینههات رو کم کن»، «کارمندات رو تعدیل کن» و پولش رو میگیره و میره. نتیجه؟ هیچی، چون مشکل ریشهیابی نشده.
مشاوره مدیریت بحران، چند سطح بالاتر و غیر قابل مقایسه است. اینجا مشاور مثل یه فوقتخصص عمل میکنه. نمیگه «تب داری، استراحت کن». میگه «بذار ببینم ریشه این تب کجاست. باید ریشه رو پیدا کنیم تا درمان کنم».
اینجا باز از اونجاهایی است که گفتم حتی موقع نوشتن این مقاله هم مو به تنم سیخ میشه ! بعضی از این مشاوران معمولی واقعا مشاور هستن و حرفه ای. اما در آتش کشیدن کسب و کار شما ! وقتی خودشون رو مشاور می نامن و راهکار اشتباه بهتون میدن و شما میری با اطمینان خاطر که یک مشاور گفته انجام میدی و کل زندگی و اینده و سازمانت رو نابود میکنی ! الله اکبر .
| مشاوره معمولی | مشاوره مدیریت بحران |
|---|---|
| دیدن سحطی علائم | تمرکز روی ریشه |
| راهحلهای کلی و تکراری | راهحلهای اختصاصی و عملی |
| فقط حرف میزنه | در اجرا همراهی میکنه |
| ضمانت نداره | ضمانت داره |
| تجربه عملی نداره | سالها تجربه عملی داره |
ریشهیابی بحران؛ از علامت تا علت
یکی از بزرگترین اشتباهات مدیران توی بحران اینه که به جای ریشه، سراغ علامت میرن. ( البته این اشتباه به حساب نمیاد ، خطای عدم اطلاعات و عدم توانایی در دید درسته) مثلاً فروش ریزش کرده، میرن سراغ تبلیغات. در حالی که ممکنه ریشه کاهش فروش، کاهش کیفیت محصول یا بیانگیزگی تیم فروش باشه.
یه مشاور بحران باید بتونه علامت رو از علت تشخیص بده. این کار با سالها تجربه ممکنه، نه با خوندن چند تا کتاب.
من توی جلسات مشاوره، اول از همه میروم سراغ ریشه. از مدیر میپرسم:
- کی و چطور شروع شد؟
- چه اتفاقی افتاد که فکر میکنی کنترل از دستت در رفت؟
- چقدر از این بحران رو خودت ایجاد کردی و چقدرش فکر میکنی دست کائنات و خداست؟
جواب این سوالات، مسیر رو مشخص میکنه تا ببینم اصلا این اقای مدیر با خودش و با نحوه تفکر صحیح و حل مساله چند چنده .
اگه توی تهران هستی و با بحرانهای خاص این شهر دستوپنجه نرم میکنی، مشاوره کسب و کار در تهران مخصوص خودته.
تحلیل ریسک و آسیبپذیری کسبوکار
قبل از اینکه بشه بحران رو مدیریت کرد، باید فهمید کسبوکار چه نقاط ضعفی داره که ممکنه بحران از اونجا ضربه بزنه. این کار نیاز به یه تحلیل دقیق داره که بدون تجربه، ممکنه نشه به درستی انجام بشه.
بحرانها معمولاً از یه نقطه شروع میشن و بعد به کل سازمان سرایت میکنن. گاهی نقطه شروع، مشکل مالی، گاهی مشکل نیروی انسانی ، گاهی مشکل توی زنجیره تأمین یا گاهی هم مشکل مدیریتی یا گاهی هر جایی که فکرش رو نمیکنی باشه.
تشخیص درست نقطه شروع، یعنی نیمی از راه حل. این همون مساله ای است که یک مشاور معمولی باید بسیار سفر باید تا پخته شود خامی رو قبلش طی کرده باشه.
برنامه مدیریت بحران؛ نقشه راه نجات کسبوکار
بعد از اینکه ریشه بحران پیدا شد، نوبت به طراحی یه برنامه جامع میرسه. این برنامه باید شامل این موارد باشه:
- مدیریت استرس خودت
- مدیریت نقدینگی و هزینه ها
- استراتژی جذب و نگهداشت مشتری
- برنامه بازسازی اعتماد تیم
- برنامه ارتباط با بانک و تأمین کننده
- و کلی موارد دیگه که برای هر کسب و کار و سازمانی میتونه خاص خودش باشه
این برنامه دقیقاً مثل یه نقشه راهه که میدونه باید کی، کجا، چی کار کنی. ولی این نقشه رو فقط یه مشاور با تجربه میتونه بکشه. تفکیک مسائل از هم ، پیدا کردن راه حل برای هر قسمت، برنامه ریزی برای اجرای دقیق هر قسمت و نظارت بر ارتقا کل قسمت ها کار ساده ای نیست .
مدیریت استرس و تابآوری مدیر
قبل از هر چیزی، خودت باید آروم باشی. یه مدیر مضطرب و استرسی، نمیتونه درست تصمیم بگیره. مشاور بحران که من باشم بهت کمک میکنم تا:
- ریشه استرسات رو پیدا کنی
- تکنیکهای مدیریت استرس رو یاد بگیری
- بتونی تحت فشار، درست فکر کنی
- اعتمادبهنفس از دست رفته رو برگردونی
خیلی از بحرانها، با آروم شدن مدیر، قابل حل شدن. ولی این آرامش، با خوندن یه مقاله به دست نمیاد. اینجاست که یک نگاه مشاور با تجربه وقتی داره بهت میگه آروووم باش من کنارتممم ، با هم حلش میکنیم، میتونه دنیای از آرامش رو به تو تزریق کنه. غیر اینه ؟
مدیریت نقدینگی و هزینه ها در بحران
وقتی بحران میزنه، اولین چیزی که تحت تأثیر قرار میگیره، نقدینگیه. من بهت کمک میکنه تا:
- هزینههای اضافی رو شناسایی و حذف کنی
- منابع جدید درآمدی پیدا کنی
- با تأمین کننده مذاکره کنی
- یه برنامه مدیریت بدهی طراحی کنی
کمکت میکنم تا کاری کنی که با پول هم خودت نمیتونستی انجام بدی ! خیلی وقتا خیلی کارها با یک مکالمه حساب شده انجام میشه اما با پول انجام نمیشه، منظورم رو میگیری؟
وقتی بحران مالی و نقدینگی گریبانگیر کسبوکارت میشه، تنها راه نجات ، مدیریت اصولی هزینهها و جریان نقدینه. برای اطلاعات بیشتر، مقاله مشاوره مدیریت مالی و نقدینگی رو مطالعه کن.
مدیریت نیروی انسانی در بحران
توی بحران، بهترین کارمندات ممکنه استعفا بدن یا بی انگیزه بشن. رضا نکوئی که من باشم بهت کمک میکنم تا:
- انگیزه تیم رو برگردونی
- از خروج نیروهای کلیدی جلوگیری کنی
- تیم رو برای شرایط سخت آماده کنی
- برنامه های تشویقی و نگهداشت طراحی کنی
آخ آخ چه لذتی برای من داره وقتی شالوده از هم پاشیده تیم شرکت ها و سازمان ها رو طوری گره میزنم که همه اعضا تیم برای هم میمیرن ! چه لذتی داره وقتی کاری میکنم که دشمنی های درون سازمان به عشق بین کارکنان تبدیل میشه….
اگه میخوای کارمندات رو درست مدیریت کنی و دیگه با استعفاهای ناگهانی مواجه نشی، مشاوره مدیریت کارکنان رو شروع کن.
مدیریت ارتباط با مشتری و حفظ برند
توی بحران، مشتریها ممکنه نگران بشن و برن سراغ رقبا. داداش رضای شما که من باشم بهت کمک میکنم تا:
- با مشتریها درست ارتباط بگیری
- اعتماد از دست رفته رو برگردونی
- برندت رو توی بحران حفظ کنی
- مشتریهای وفادار رو شناسایی و نگهداری کنی
الان باز از اون قسمت هایی از این مقاله است که به جای سیخ شدن موی تنم ، دارم عشق میکنم و این کلمات رو برات مینویسم. احساس میکنی ؟….
اگه میخوای برندت رو به بهترین شکل ممکن بسازی و از رقبا جلو بزنی، بهترین مشاوره برندینگ رو همین الان شروع کن.
مدیریت ارتباط ، تأمین کننده و سهامدار و …
توی بحران، ممکنه بانکها اذیت کنن ، تأمین کنندهها اعتمادشون رو از دست بدن، سهامداران مضطرب بشن. اینجام کمکت میکنم تا با این افراد درست ارتباط بگیری و اعتمادشون رو حفظ کنی.
کلمات جادو میکنن وقتی از دهان کسی خارج میشن که در نهایت صداقت و خیرخواهی بدون دروغ و دغل بیرون بیاد، البته این جادو زمانی که اتفاق میفته که بدونی چی باید بگی …
کوچینگ بحران؛ همراهی تا بهبودی کامل
وقتی گرفتار بحران شدی، فقط گفتن راهحل کافی نیست. مهمترین چیز اینه که یه نفر کنارت باشه تا توی اجرا هم بهت کمک کنه. مشاوره بحران با کوچینگ فرق داره. خدمات مشاوره کسب و کار یعنی گرفتن راهحل. کوچینگ یعنی همراهی در اجرا تا وقتی که مشکل کاملاً حل بشه. تحقیقات نشون داده همراهی در اجرا، شانس موفقیت رو تا پنج برابر افزایش میده.
پنج برابر رو هرچند قبول ندارم اما به زور اینجا برات نوشتم، نظر من اینه یا خودت برو و انجام بده و خدا میدونه از کجا سردرمیاری یا یک مشاور با تجربه بزار کنارت باشه تا خیالت راحت بشه که قطعا مسائل در حال حل شدنه. اینو نگفتم که به من مراجعه کنی ، به هر مشاور با تجربه واقعی مراجعه کنین عالیه !
چطور پیشرفت رو اندازهگیری کنیم؟
بدون اندازهگیری ، نمیدونی داری جلو میری یا عقب. مشاور بحران بهت کمک میکنه تا شاخصهای کلیدی رو تعیین کنی و پیشرفت رو اندازهگیری کنی. انشالله خوب میشه و برو دعا کن و حالا نشد دفعه بعد میشه و این حرفا نداریم !
طبق ضمانت دوم من مشاوری خوبه که هر جمله و کلمه اون منطق داشته باشه و با دلیل و مدرک اثبات بشه. این طوری هر لحظه احساس میکنین در مسیر درست هستی و قطعا بزودی مسائل و بحران ها حل میشن.
چکلیست ۲۴ ساعته: همین امروز برای بحرانت چیکار کنی؟
خوب، حالا که ریشهها رو شناختی، بیا بریم سراغ اقدام. همین امروز، همین الان باید این ۵ کار رو انجام بدی:
گام اول: توقف خونریزی مالی (همین امروز)
یه کاغذ بردار. همه هزینههای ماهانهت رو لیست کن. با خودت صادق باش. کدومهاشون واقعاً ضروری هستن؟ کدومهاشون فقط عادت شدن؟
هر هزینهای را بررسی کن و هزینههایی را که در شرایط فعلی ضروری نیستند یا بازده قابل دفاعی ندارند، موقتاً کاهش بده یا متوقف کن. اجاره دفتر اضافی؟ لغو. اشتراکهای بیاستفاده؟ لغو. تبلیغاتی که نتیجه نمیده؟ متوقف کن.
این کار ممکنه سخت باشه و حتی ممکنه اشتباه انجام بدی ، ولی خونریزی رو باید اول متوقف کنی، بعد دنبال درمان بری. دقت کن در این مرحله یک هزینه وابسته به بقا رو حذف نکنی، مثلا یک کارمند کلیدی رو اخراج نکنی که هزینه رو کم کنی بعد ببینی از چاله درامدی و توی چاه افتادی….
گام دوم: اولویتبندی بدهیها (با کی اول تسویه کنی؟)
همه بدهیها یکسان نیستن. بدهیها را بر اساس فوریت و پیامد عدم پرداخت اولویتبندی کن؛ نه صرفاً بر اساس مبلغ بدهی. بدهی به کسی که میتونه کسبوکارت رو تعطیل کنه (مثل مالیات، بیمه، تامینکننده اصلی) معمولاً اولویت بالاتری داره، ولی باید سررسید، امکان مذاکره ، هزینه تأخیر و اثرش بر ادامه فعالیت رو هم در نظر بگیری.
با هر طلبکار حضوری یا تلفنی صحبت کن. بگو اوضاع چیه. بگو برنامهات چیه. شفافیت، خیلی وقتا از بدهی مهمتره. جواب تلفن رو بده ، قایم باشک بازی در نیار، این کارها فقط عدم اعتماد ایجاد میکنه و طلبکار فکر میکنه قراره بچیچونیش…
گام سوم: تماس با مشتریان قدیمی (سریعترین راه برگشت نقدینگی)
این گام رو دستکم نگیر. جذب مشتری جدید گرونتر از برگردوندن مشتری قدیمیه.
همین امروز، لیست مشتریای یک سال گذشته رو دربیار. با ۲۰ تاشون تماس بگیر. حالشون رو بپرس. ببین چرا دیگه خرید نمیکنن. اگه مشکلی داشتن و ناراحت بودن عذرخواهی کن و قول رفع مشکل رو بده . اگه لازمه پیشنهاد ویژه بده.
هدف اینه که در سریعترین زمان ممکن ، اولین فرصتهای بازگشت نقدینگی رو شناسایی و فعال کنی تا سریعتر چرخه تولید درآمد و نقدینگی فعال بشه.
گام چهارم: فروش داراییهای راکد (همین امروز)
چی داری که استفاده نمیکنی؟ دستگاه اضافی؟ ماشین؟ انبار پر از جنس راکد؟ همون امروز بذارش برای فروش.
حتی به قیمت پایینتر از قبل . چون پول نقد، الان از دارایی راکد خیلی بیشتر میارزه.
گام پنجم: مذاکره با تامینکنندگان
باهاشون صحبت کن. بگو الان نمیتونی مثل قبل خرید کنی. پیشنهاد بده شرایط جدید تعریف کنن برای همکاری. بعضیهاشون قبول میکنن. بعضیهاشون نه. ولی اگه حتی یکی قبول کنه، یه قدم از بحران دور شدی. حواست باشه بی اعتمادی در اینجا هم نتیجه اش میشه اینکه هر تامین کننده ای فقط به فکر سرمایه خودش و خطر نکردن باشه…
۷ روز اول بحران: بازسازی قیف فروش از صفر
خوب، ۲۴ ساعت اول رو گذروندی. حالا نوبت ۷ روز اوله. اینجا باید قیف فروش رو از صفر بازسازی کنی.
مرحله اول: بازسازی پیشنهاد غیرقابل مقاومت
مشتری چرا باید از تو بخره و نه از رقیب؟ اگه نمیتونی توی یک جمله جواب بدی، یعنی پیشنهادت برای خرید مشتری ضعیفه.
یه پیشنهاد بساز که مشتری نتونه «نه» بگه. با قیمت مناسب، با ضمانت، با خدمات اضافی. این پیشنهاد، اهرم نجات توئه.
مثلا خود منو ببین در بالای همین صفحه پیشنهاد دادم به کسب و کارها مشاوره میدم با ۵ ضمانت ، ضمانت هایی که هیچ مشاور کسب و کار دیگه ای در ایران نداره، خود اگه مشاوره بخوای میتونی از مشاور دیگه ای که این ضمانت ها رو نداره مشاوره بگیری؟
به این میگن پیشنهاد رد نشدنی و غی قابل مقاومت برای خدمات من
مرحله دوم: راهاندازی کمپین فروش فوری
با کمترین هزینه. از مشتریای قدیمی شروع کن. یه پیام شخصی. یه تماس. یه پیام واتساپ. هدف اینه که در سریعترین زمان ممکن، اولین فرصتهای بازگشت نقدینگی فعال بشن.
البته راه اندازی کمپین فروش و ایجاد شرایطی که حتی مشتری قدیمی سریع خرید کنه شاید کار راحتی نباشه، اگه فکر کردی لازمه میتون مد راین قسمت بهت کمک کنم که بهترین پیشنهاد رو برای مشتریان قدیمی ، حتی مشتریان جدید ایجاد کنی.
مرحله سوم: فعالسازی کانالهای رایگان
اینستاگرام داری؟ ازش استفاده کن. گروههای محلی عضو هستی ؟ تبلیغ بذار. دوستان و آشنایان میدونن که چه کسب و کاری داری؟ پیشنهاد مخصوص براشون طراحی کن.
هیچ کاری رو کوچیک نشمار. الان وقت اینه که دستت به هر کاری بره تا نقدینگی و فروش رو ایجاد کنه….
مرحله چهارم: درخواست کمک از شبکه شخصی
این سخترین بخشه. اگه بحرانت خیلی جدیه و کار داره به جای باریک میکشه از دوستات ، فامیل ، همکارای قبلیت بخواه بهت کمک کنن . نه فقط پول، بلکه معرفی مشتری ، گرفتن یه گوشه کار و ….
این کار غرورت رو خورد میکنه، ولی بحران هم غرور نمیشناسه.
البته میدونم که در این طور مواقع که به بحران میخوره ادم …. همگی غیبشون میزنه….. تازه متوجه میشی که با چه نامردهایی هم کلام و هم سفره بودی…. خودم بارها تجربه کردم…..
نمیخوام تبلیغ کنم اما شاید بهترین کمک آسمانی در این لحظه فقط یک مشاور دلسوز با تجربه واقعی خداترس باشه که سرکیسه ات نکنه و با تجربه واقعی که داره دستت رو بگیره و از دل بحران بیرون بیارت… اول بهت ثابت کنه با تجربه و حرفه ای است بعد ازش کمک بگیری…
۹۰ روز آینده: نقشه راه بازگشت به رشد
بذار حالا یه نقشه ۹۰ روزه بدم بهت که بتونی از بحران به رشد برگردی:
ماه اول: تثبیت وضعیت و توقف ریزش
توقف کامل خونریزی مالی. تسویه یا توافق با مهمترین طلبکارها. برگشت اولین مشتریای قدیمی. فروش داراییهای راکد.
هدف: توقف ریزش، و ایجاد اولین جریان نقدی مثبت.
ماه دوم: بازسازی سیستم فروش
طراحی قیف فروش مشخص. راهاندازی کانالهای جذب مشتری. آموزش تیم فروش. اندازهگیری دقیق نتیجه هر کانال.
هدف: ایجاد جریان فروش قابل پیشبینی.
ماه سوم: سیستم مالی و پیشگیری از بحران بعدی
طراحی سیستم مدیریت نقدینگی. کنترل دقیق هزینهها. طراحی سیستم پاداش کارمندان بر اساس عملکرد. ساخت سیستم پیشگیری از بحران.
هدف: تثبیت رشد، و ساختن سپر محافظتی برای آینده.
اگه در مراحل فوق دچار سردرگمی هستی، قطعا یک جلسه مشاوره با ۵ ضمانتی که من در بالای صفحه ارائه کردم، میتونه نجات دهنده کسب و کار شما در بحران باشه
۵ اشتباه مرگبار که در بحران نباید مرتکب بشی
بذار این ۵ تا رو برات بگم، چون دیدم مدیرایی که اینا رو انجام دادن و کسبوکارشون کامل نابود شد:
❌ اشتباه اول: تخفیفهای بیبرنامه برای فروش سریع
تخفیف دادن، اولین واکنش مدیر بحرانزدهست. اما تخفیف بیبرنامه، فقط سودت رو میخوره و بهجای جذب مشتری واقعی، مشتریای تخفیفباز رو جذب میکنه که تا وقتی باهات هستن که همه چی رو مفت بدی بهشون…
❌ اشتباه دوم: اخراج نیروهای کلیدی برای کاهش هزینه
وقتی بحران میاد، اولین کاری که مدیر میکنه، تعدیل نیروئه. اما اگه نیروی کلیدی رو اخراج کنی، سیستم فروش و عملیات رو از دست میدی. و این یعنی بحران بدتر.
❌ اشتباه سوم: قرض با بهره بالا برای پرداخت بدهی قبلی
این چرخه بدهی، کسبوکار رو به ورطه نابودی میکشه. قرض جدید، بدهی رو بزرگتر میکنه، نه حل. گذشته از اینکه خود خداوند گفته که ربا رفتن به جنگ با اوست و توقع داری در جنگی که با خدا میکنی کی برنده بشه؟
❌ اشتباه چهارم: پنهان کردن بحران از تیم و خانواده
خیلی از مدیرا از ترس آبرو، بحران رو پنهان میکنن. اما تیم و خانواده میفهمن. فقط دیرتر میفهمن، اونم با نارضایتی بیشتر. شفاف باش، یک جلسه توجیهی کارشناسی شده حرفه ای بزار ، برای خانواده با توجه به نیازهای خودش ، برای پرسنل و تیم با توجه به شرایط خودشون.
اگه اگاهانه عمل کنی ، میتونی پشتت رو پر کنی نه خالی…
❌ اشتباه پنجم: تنها موندن و تصمیمگیری در تنهایی
این بدترین اشتباهه. وقتی ذهن مدیر درگیر بحران باشه، نمیتونه درست ببینه. اینجا نقش یه مشاور از بیرون مشخص میشه. اینجاست که شمایی که داخل گود هستی نمیتونی چیزهایی رو ببینی که مشاور بیرون گود بحران داره میبینه…
بذار یه سؤال ازت بپرسم: توی فوتبال، تیمی که گل میخوره، مربی از روی نیمکت بلند میشه تا بهتر راهنمایی کنه یا خودش میره توی زمین که بتونه گل بزنه ؟ پاسخ واضحه. مربی از بیرون، بهتر میبینه. مدیر کسبوکار هم همینطوره.
من خودم ۲۵ ساله که تو این بازارم. چند بار ورشکست شدم. از بحرانهای بدتر از اینا در اومدم. و الان به عنوان داداش رضای کسبوکارهای ایران، اینجام که به تو کمک کنم. اول ۵ ضمانت منو بررسی کن و ۶ برتری منو نسبت به سایر مشاوران کسب و کار ایران ببین، هر دو مورد در ویدئو بالای صفحه توضیح داده شده. تا به من اعتماد نکردی، سراغم نیا چون ممکنه فکر کنی مثل خیلی های دیگه به فکر زدن جیبت هستم…
در جلسه مشاوره نجات کسبوکار با رضا نکوئی چه اتفاقی میافته؟
بذار برات شفاف بگم. جلسات مشاوره من برای مدیران بحران زده ۴ مرحله داره:
مرحله اول: تحلیل وضعیت موجود و ریشهیابی بحران
اول از همه، من دقیق گوش میدم. درباره کسبوکارت، فروشت، بدهیهات، تیمت، مشتریات، درباره همه چیز اطلاعات میگیرم. بعد ریشه اصلی بحران رو پیدا میکنم.
مرحله دوم: طراحی نقشه راه اختصاصی
بعد بر اساس شرایط تو، نسخه اختصاصی میپیچم. هیچ کپیبرداری وجود نداره. چون هر کسبوکاری، شرایط خودش رو داره.
مرحله سوم: اولویتبندی اقدامات بر اساس فوریت
میگم کدوم کار فوریتره، کدوم کار بعداً. چون اگه همه چیز رو با هم بخوای انجام بدی، در عمل همه چیز رو از دست میدی و هیچی درست انجام نمیشه…
مرحله چهارم: تعیین شاخصهای موفقیت
دقیقاً میگم چطور متوجه بشی داری درست پیش میری. نه با حس، بلکه با عدد و رقم. این یعنی ملاک سنجش موفقیتت رو داری و هر هفته متوجه میشی کجای بحران هستی ، بهتر شدی یا بدتر.
چرا مشاوره مدیریت استرس و بحران با رضا نکوئی
توی بحران، وقت امتحان کردن مشاور تازهکار نیست. به مشاوری نیاز داری که خودش بحران رو لمس کرده باشه، چند بار شکست خورده باشه و دوباره بلند شده باشه. یه مشاور با تجربه میدونه توی بحران چی کار باید کرد، چون خودش اون راه رو رفته. اینجاست که میگن پیر در خشت خام چیزی رو میبینه که جوان در آینه نمیتونه ببینه !!
۲۵ سال تجربه در بحرانهای واقعی بازار ایران
من رضا نکوئی با ۲۵ سال تجربه توی بازار ایران اینجا هستم تا بهت کمک کنم. نه اینکه بخوام خودم رو بزرگ کنم، ولی توی این ۲۵ سال، بحرانهای زیادی رو از نزدیک دیدم. چند بار خودم ورشکست شدم، چند بار از صفر شروع کردم، چند بار با مشتریها و کارمندها و رقبا گلاویز شدم. این تجربهها رو نمیشه توی هیچ کتابی خوند و هیچ مشاور تازهکاری نمیتونه جایگزینش کنه.
۵ ضمانت کتبی برای مدیریت بحران
من تنها مشاوری هستم که برای کیفیت کارم ۵ تا ضمانت کتبی دارم. یعنی چی؟
یعنی با ۵ ضمانت کیفیت کارم رو تضمین کردم تا با خیال راحت بهترین مشاور مدیریت بحران رو انتخاب کنی. این ضمانت ها رو خیلی خلاصه اینجا برات توضیح میدم :
ضمانت اول: اثبات تخصص با سریال صفر تا هزار
قبل از اینکه هزینه کنی، برو سریال صفر تا هزار کسبوکار منو ببین. قسمت های رایگانش رو تماشا کن و ببین من چقدر به رشد کسبوکار مسلطم.
ضمانت دوم: تایید خودت در جلسه مشاوره
وقتی با هم حرف میزنیم و من ریشه بحران رو پیدا میکنم و راهکار میدم، خودت با عقل خودت قبول میکنی که این راهکارها درستن.
ضمانت سوم: برگشت کامل هزینه
اگه بعد از جلسه مشاوره حس کردی که بهت کمکی نشده، کل پولت رو پس میگیری.
ضمانت چهارم: اثبات عملی جذب مشتری
همونطور که تونستم خودت رو قانع کنم که از من مشاوره بگیری، میتونم مشتریهای تو رو هم قانع کنم که از تو خرید کنن.
ضمانت پنجم: نظرات صوتی ۲۰ مدیر بحرانزده
بیا و صدای ۲۰ مدیر کسبوکاری رو که با من از بحران عبور کردن گوش کن. صدای این ۲۰ نفر چند بار داخل همین صفحه تکرار شده
بحران پایان راه نیست، پیچ خطرناک راهه
بذار یه چیز رو بگم که شاید الان باورت نشه ، زمانی خودم دقیقا همین مدلی بودم اصلا نمیتونستم باور کنم که روزی میاد و بحران های کسب و کار من تموم شده…
بحران، بهترین فرصت توئه.
چرا؟ چون بحران همه چیز اضافی رو از بین میبره. سیستم معیوب، کارمند بیکیفیت، هزینه اضافی، مشتری الکی. بحران اینا رو پاک میکنه. و این یعنی بعد از بحران، میتونی ، درست ادامه بدی.
من خودم چند بار ورشکست شدم. ولی هر بار که از بحران در اومدم، قویتر، باهوشتر و سیستماتیکتر از قبل شدم. الان با ۲۵ سال تجربه، به جایی رسیدم که بتونم به هزاران کسبوکار کمک کنم.
تو هم میتونی.
همین الان وقتشه! یه جلسه مشاوره میتونه مسیر چند ساله رو برات کوتاه کنه…
ببین، من این مقاله رو طولانی نوشتم چون میدونم که تو الان در وضعیت اضطراری هستی. وقت نداری که ماهها صبر کنی. وقت نداری که امتحان و خطا کنی. همین امروز باید اقدام کنی.
پس بذار اینطوری بگم:
💎 ۵ ضمانت واقعی
💰 برگشت کامل وجه در صورت عدم رضایت
⭐️ ۲۵ سال تجربه عملی در بازار ایران
📅 فقط چند ظرفیت مشاوره اضطراری در هفته
اگه آمادهای که کسبوکارت رو نجات بدی، روی دکمه زیر کلیک کن و وقت مشاوره نجات فوری رو رزرو کن:
رزرو مشاوره نجات کسبوکار با ۵ ضمانت
اگه ظرفیت خالی نبود، هفته بعد دوباره به همین صفحه سر بزن.
و اگه هنوز آماده نیستی، هیچ اشکالی نداره. یه سر به سریال صفر تا هزار کسب و کار بزن. اونجا کلی آموزش رایگان هست که میتونه همین امروز به کارت بیاد:
مشاهده سریال صفر تا هزار کسب و کار
من اینجام تا بهت کمک کنم. چون خودم این مسیر رو رفتم و میدونم چقدر سخته. ولی میدونم که از این بحران هم میتونی بیرون بیای. فقط کافیه اولین قدم رو برداری.
اگر تایم خالی وجود نداشت در هفته های بعد مراجعه کنین
سوالات متداول مشاوره مدیریت استرس و بحران در کسب و کار
جمع بندی کل توضیحات این صفحه مشاوره نجات کسبوکار در بحران:
همه حرفایی که تا اینجا زدیم، به اینجا ختم میشه که اگه تو هم از اون دسته مدیرایی هستی که:
- فروشت افت کرده و نمیدونی چطور برگردونی
- بدهیهات بالا رفته و شبها از استرس خوابت نمیبره
- مشتریای قدیمی دیگه خرید نمیکنن
- کارمندای کلیدی دارن ترک میکنن
- حس میکنی هیچ راهی نموند و داری به تعطیلی فکر میکنی
…پس بدون که خیلی از مدیرای ایران دقیقاً همین مشکلات رو دارن. فرقش اینه که بعضیهاشون با یه مشاوره درست، مسیرشون رو عوض کردن و الان دارن رشد میکنن.
من رضا نکوئی، با ۲۵ سال تجربه عملی توی بازار ایران، اینجام تا بهت کمک کنم:
- از بحران خارج شی
- یه نقشه راه درست برای نجات داشته باشی
- سیستمهایی طراحی کنی که بدون تو هم کار کنن
- مشتری رو بشناسی و جذبش کنی
- فروش رو برگردونی و چند برابر کنی
- و مهمتر از همه، به آرامش خاطر برسی
همه اینا با ۵ ضمانت واقعی که هیچجا پیدا نمیکنی. حالا تصمیم با توست. میتونی همینطور بمونی و به رشد بقیه نگاه کنی، یا میتونی با یه جلسه مشاوره، مسیر زندگیت رو عوض کنی.
فقط کافیه اولین قدم رو برداری.
اگر تایم خالی وجود نداشت در هفته های بعد مراجعه کنین
پاسخ به سوالات احتمالی شما:
سوالی براتون باقی مونده ؟ همین پایین بنویسین تا در اولین فرصت خودم شخصا بهتون جواب بدم ، یا از طریق پیام رسانهای سمت راست به بخش پشتیبانی ما در تماس باشین . ارادت، رضا نکوئی، داداش رضای کسب و کارهای ایران











