یه روز صبح از خواب بیدار میشی، حسابت رو چک میکنی، میبینی درآمد این ماه نصف ماه قبله. هزینهها هم که همونجا مونده، حتی بیشتر هم شده. یه لحظه به خودت میگی «یعنی مشکل از کجاست؟» و بعد یه لیست بلند از سؤالها میاد توی ذهنت: چرا فروشم کم شده؟ چرا مشتریام دیگه مثل قبل خرید نمیکنن؟ چرا هر چی تلاش میکنم، انگار یه جای کار میلنگه؟ اگه این حس برات آشناست، بدون که تو تنها نیستی. تقریباً همه کسبوکارها، توی هر مرحلهای که باشن، با یه سری مشکل رایج روبرو میشن. و امروز میخوایم درباره چهار مشکل رایجی حرف بزنیم که تقریباً توی همه کسبوکارها دیده میشه.
عزیز داداش سلام، در قسمت دوم فصل چهارم میخوام درباره ۴ مشکل رایج که در اکثر کسب و کارها وجود داره برات توضیح بدم، در هر کسب و کاری که هستی به احتمال خیلی زیاد شما هم با این ۴ مشکل درگیر بودی یا هستی… فصل چهارم رو هم که میدونی درباره اهمیت تاب آوری در کسب و کار است.
بریم در ادامه این ۴ معضل هر کسب وکار رو بررسی کنیم و راه حل اون رو هم برات بگم. آماده ای ؟
مشکلات رایج کسب و کار چیه و چرا باید بشناسیمشون؟
قبل از هر چیزی، بذار یه سؤال از خودت بپرسم. چرا باید این چهار مشکل رو بشناسیم؟ جوابش سادهست: چون اگه ندونیم این مشکلات وجود دارن، وقتی بهشون برمیخوریم، فکر میکنیم فقط ما اینطوری هستیم. فکر میکنیم مشکل از ماست، از شانس ماست، از بازاره. ولی حقیقت اینه که اینا مشکلات رایجن. و شناختنشون، نصف حل کردنشونه.
خیلی فرقه بین زمانی که احساس میکنی فقط تو با این مشکلات درگیر هستی ، با زمانی که متوجه میشی اکثرا این مشکلات رو دارن و راه حل اونم رو آموزش ببینی. درست میگم؟
چه کسانی که تازه توی مرحله راهاندازی کسبوکار هستن، چه کسانی که سالهاست کسبوکار دارن، با این چالشها روبرو میشن. فرقشون فقط توی شدتشه. پس بیا این چهار مشکل رو با هم مرور کنیم، و برای هر کدوم، راهحل عملی ببینیم.
مشکل اول: محدودیت منابع مالی، چرا کسب و کارم درآمد نداره؟
اولین مشکل، که شاید بشه گفت شایعترین مشکل کسبوکارهاست، محدودیت منابع مالیه. یعنی چی؟ یعنی هزینههای بالا و درآمد کم. یا به زبون سادهتر، چرا کسب و کارم به اندازه هزینه ها درآمد نداره؟ یا چرا با وجود فروش، بازم سودی نمیمونه؟
این مشکل، معمولاً از دو جا آب میخوره. یا هزینهها زیاده، یا درآمد کمه. و خیلی وقتها، هر دو با هم. مثلاً یه مغازهداری که اجاره بالایی میده، ولی فروشش به اون اجاره نمیرسه. یا یه تولیدکننده که مواد اولیهش گرون شده، ولی نمیتونه قیمت محصولش رو زیاد کنه.
چطور هزینه های کسب و کارم رو کم کنم؟
راهحل این مشکل، سه تا بخش داره:
اول، بودجهبندی دقیق. یعنی دقیقاً بدونی هر ماه چقدر درآمد داری، چقدر هزینه داری، و چقدر تهش میمونه. خیلی از ماها این کار رو نمیکنیم. فقط میدونیم «درآمد داریم» و «خرج میکنیم». ولی نمیدونیم دقیقاً کجاها پول از جیبمون داره فرار میکنه.
دوم، کاهش هزینههای اضافی. یعنی اون هزینههایی که واقعاً ضروری نیستن رو حذف کنی. مثلاً اشتراکهایی که استفاده نمیکنی، یا هزینههای تبلیغاتی که بازدهی ندارن. اینجا جاییه که باید بشینی و با خودت صادق باشی. کدوم هزینهها واقعاً به کسبوکارت کمک میکنن، و کدوم فقط دارن پول رو میخورن؟
البته اینجا یه مشکلی وجود داره و اون اینه که معمولا مدیران کسب و کارها خودشون نمیتونن هزینه های اضافی رو تشخیص بدن، چرا؟ چون از نظر اونا این هزینه ها اضافی نبوده ! برای همینه که دارن براش هزینه میکنن…
اینجا زمانی میشه هزینه ها رو واقعا مدیریت کرد که یه نفر از بیرون به سیستم هزینه های شما نگاه کنه، مثلا یک مشاور با تجربه مدیریت منابع مالی و نقدینگی به راحتی هزینه های اضافی رو تشخیص میده وکاری میکنه که مبلغ این موارد به جیب شما برگشت داده بشه
سوم، یافتن راههای جدید برای درآمدزایی. مثلاً فروش آنلاین. اگه تا حالا فقط حضوری میفروختی، حالا وقتشه که آنلاین هم بفروشی. چون فروش آنلاین، هزینههای ثابت کمتری داره. نه اجاره مغازه، نه حقوق کارمند، نه محدودیت زمانی و مکانی.
اما خبر بد برای این قسمت اینه که فروش آنلاین به این راحتی قابل اجرا نیست. کلی تخصص و مهارت لازمه تا بتونی از فضای آنلاین درآمد کسب کنی. و خبر خوب این قسمت اینه که میتونی از مشاوره فروش آنلاین با من استفاده کنی.
مشکل دوم: کمبود نیروی انسانی متخصص
مشکل دوم، کمبود نیروی انسانی متخصصه. یعنی چی؟ یعنی نداشتن یه تیم تخصصی برای انجام کارهای مهم مثل بازاریابی و فروش و بقیه موارد. یا به زبون سادهتر مشکل دوم مربوط به این سوالاته: چرا کارمند متخصص پیدا نمیشه؟ یا چرا هر کی رو استخدام میکنم، بعد از چند ماه ول میکنه میره؟
این مشکل، دو تا دلیل اصلی داره. یا بودجهت برای استخدام نیروی متخصص کمه و بهترین شرایط و محیط کار رو برای استخدام شدن نیروهای متخصص مهیا نکردی ،برای همینه که کسی اونجا بند نمیشه ، یا اصلاً نمیدونی کجا باید دنبال نیروی متخصص بگردی و چطور جذبش کنی…
چطوری مشکل کمبود نیروی متخصص رو حل کنیم؟
نیروی متخصص شاید کم باشه ، اما سوال مهم اینجا اینه که چرا همون تعداد کم برای شما کار نمیکنن؟
اگه بهترین شرایط ممکن رو برای یک متخصص اماده کنی، بازم پیشت کار نمیکنه؟
فراموش نکن که بهترین شرایط ممکن فقط حقوق نیست، حتی رفتار و برخورد شما هم در قالب بهترین شرایط ممکن میتونه یکی از عوامل تاثیر گذار باشه.
- ایجاد بهترین شرایط برای استخدام نیروی کار ماهر
- سپردن کارها به افراد متخصص ( فریلنسر ) بدون استخدام آنها
با این دو روش میتونی معضل نبود نیروی کار ماهر رو حل کنی
چطور برای کسب و کارم فریلنسر استخدام کنم؟
یکی از کارهایی که به جای استخدام افراد میتونی انجام بدی، برون سپاری و سپردن کارهای مختلف خودت به افراد متخصص این حوزه است که به اونها فریلنسر میگن. یعنی کسی که یه کار خاص رو برای شما انجام میده و در قبال اون هزینه دریافت میکنه. مثلا میتونی بخش فروش انلاین خودت رو به یه متخصص دیجیتال مارکتینگ بسپاری و هزینه اش رو بدی.
مشکل سوم: نوسانات بازار و تغییر رفتار مشتریان، چرا مشتریام کم شدن؟
مشکل سوم، نوسانات بازار و تغییر رفتار مشتریانه. یعنی چی؟ یعنی تغییر تقاضای مشتریان یا ورود رقبای جدید. یا به زبون سادهتر، چرا مشتریام کم شدن؟ یا چرا فروشم کم شده؟ یا رقبای جدید اومدن، چیکار کنم؟
این مشکل، از اون مشکلاتیه که خیلی از ماها رو غافلگیر میکنه. چون یه روز میبینی همه چیز خوبه، فردا میبینی فروشت نصف شده. و دلیلش هم اینه که بازار، ثابت نیست. مشتریها، سلیقهشون عوض میشه. رقبا، محصولات جدید میارن. قیمتها، بالا و پایین میره. و اگه تو خودت رو با این تغییرات هماهنگ نکنی، از بازار عقب میمونی.
البته این تغییر رفتار مشتری چیز خیلی عجیبی نیست، این رفتار حتی در شخص خود جنابعالی هم وجود داره! تعجب نکن .
مثلا همین سوپر مارکت سرکوچه شما اگه از فردا رقیبی براش پیدا بشه که برخورد بهتری داره، قیمت مناسب تری میده، تنوع بیشتری در محصولات داره، رفتار شما به عنوان مشتری سوپر مارکت قبلی تغییر نمیکنه؟ میل به خرید از سوپرمارکت جدید پیدا نمیکنی؟
پس دیدی حتی خود شما به عنوان مشتری بقیه کسب و کارها هم رفتار متغییری میتونی داشته باشی….
چطور با تغییر رفتار مشتری کنار بیام؟
راهحل این مشکل، تحلیل مداوم بازار و هماهنگ شدن با تغییراته. یعنی چی؟ یعنی نباید فقط بشینی و منتظر باشی که مشتری بیاد. باید مدام بازار رو رصد کنی. ببینی مشتریها الان چی میخوان. ببینی رقبا دارن چیکار میکنن. ببینی چه تغییراتی توی سلیقهها و نیازها به وجود اومده.
و بعد، خودت رو با اون تغییرات هماهنگ کنی. مثلاً اگه مشتریها دیگه حضوری خرید نمیکنن و از اینستاگرام خرید میکنن، تو هم برو سراغ اینستاگرام. اگه رقبا محصول جدیدی آوردن، تو هم محصولت رو بهبود بده. این هماهنگی مداوم، کلید بقا در بازاره.
خلاصه اینکه مشتری شما نباید احساس کنه اگه از رقیب شما خرید کنه به نفعشه…. اگه این احساس رو کنه مطمئن باش دیگه پابند شما نیست و به رقیبت مراجعه میکنه
مشکل چهارم: مشکلات روحی و روانی، چطور با فشار روانی کسب و کار کنار بیام؟
و مشکل چهارم، که شاید مهمترین و در عین حال نادیدهگرفتهشدهترین مشکل باشه، مشکلات روحی و روانی و تابآوری در کسبوکاره. یعنی چی؟ یعنی عدم توجه به «من پنهان» و بکارگیری اون در جهت ضرر به کسبوکار. یا به زبون سادهتر، چطور با فشار روانی کسب و کار کنار بیام؟ چرا اعصابم توی کسب و کار خرابه؟ اینا میشن چهارمین مشکلی که در اکثر کسبوکارها و مدیران اونها وجود داره.
بذار یه چیزی رو صریح بگم. خیلی از ماها فکر میکنیم مشکل اصلی کسبوکارمون، پوله، بازاره، رقیبه. ولی حقیقت اینه که خیلی وقتها، مشکل اصلی، خودمون هستیم. نه به این معنی که بد هستیم. به این معنی که بخشی از وجودمون، که اسمش رو میذاریم «من پنهان»، داره بر علیه کسبوکارمون کار میکنه. و ما ازش غافلیم.
«من پنهان» چیه؟ همون بخشی از وجود ماست که افکار و احساسات رو در بر میگیره. و وقتی ما ازش غافل میشیم، وقتی افکار منفی و احساسات منفی رو توش انبار میکنیم، اون بخش، خودش رو توی قالب اضطراب، افسردگی، بیانگیزگی، و تصمیمهای اشتباه نشون میده. و اینا همه، به کسبوکار ما ضرر میزنن.
چطور با استرس کسب و کار کنار بیام؟
راهحل این مشکل، سه تا بخش داره:
اول، رسیدن به خودآگاهی. یعنی بشینی و با خودت صادق باشی. ببینی چه افکاری داری. چه احساساتی رو تجربه میکنی. و چطوری اینا روی تصمیمهات و روی کسبوکارت اثر میذارن.
دوم، برنامهریزی. یعنی وقتی میدونی چه افکار و احساساتی داری، براشون برنامه داشته باشی. مثلاً اگه میدونی وقتی فروش کم میشه، دچار اضطراب میشی، از قبل براش یه راهحل داشته باشی. مثلاً ورزش، مدیتیشن، یا حرف زدن با یه دوست.
سوم، استفاده صحیح از من پنهان و آشکار. یعنی به جای اینکه «من پنهان» رو نادیده بگیری یا سرکوبش کنی، باهاش کار کنی. بشناسیش. بفهمی چی میخواد. و ازش بهعنوان یه ابزار برای تابآوری آسانتر و راحتتر استفاده کنی. این، دقیقاً همون چیزیه که توی قسمتهای بعدی این فصل، مفصل دربارهش حرف میزنیم.
جمعبندی
این چهار مشکل، توی اکثر کسبوکارها دیده میشن. و اگه ندونیشون، ممکنه فکر کنی فقط تو اینطوری هستی. ولی وقتی بشناسیشون، میتونی براشون آماده باشی. و آمادگی، نصف حل این مشکلاته.
پس از همین امروز شروع کن. بشین و با خودت صادق باش. ببین کدوم یکی از این چهار مشکل، بیشتر توی کسبوکارت دیده میشه. و بعد، براش راهحل بذار. چون همونطور که توی قسمت قبل گفتیم، تفاوت بین تحمل کردن و تاب آوری، توی یه کلمهست: اقدام.
سوالات متداول مشکلات رایج کسبوکار
لینکهای مرتبط
- صفحه اصلی سریال صفر تا هزار
- صفحه اصلی فصل چهارم: تاب آوری در شرایط سخت اقتصادی
- قسمت قبل: تاب آوری در کسب و کار یعنی چه و چرا بعضی کسبوکارها با مشکل قویتر میشن
- قسمت بعد: چگونه چالش ها را به فرصت تبدیل کنیم و مزیت رقابتی بسازیم
- مشاوره با داداش رضا برای حل معضلات و مشکلات کسب و کار با ۱۲ ضمانت واقعی
سوالی داشتی کمی پایینتر در قسمت دیدگاهها بنویس، خودم شخصاً جواب میدم.
ی. …. ال…. ع اد…ا .
یعنی چی ؟ این یک رازه ، رازی که ناچارم تا فصل یازدهم سریال صفر تا هزار کسب و کار در سینه نگه دارم ، رازی که باعث شد عاشقانه این سریال هزار قسمتی رو برای شما ضبط کنم و شما بدون یک ریال پرداخت هم بتونین این هزار قسمت رو ببینین… در فصل یازدهم سریال متوجه این راز عظیم خواهی شد….
ارادت، داداش رضای کسب و کارهای ایران








