کسبوکارتون رو به آتش میکشین اگر به مشاور بدون ضمانت مراجعه کنین
رضا نکوئی ، اولین و تنها ارائه کننده مشاوره با ۱۲ ضمانت در ایران

مدرس سریال صفر تا هزار کسب و کار
با ۲۵ سال تجربه کار عملی در بازار ایران
مشاوره از قبل از انتخاب شغل تا بعد از رشد قطعی و حتمی کسب و کار (با ۱۲ تضمین)
در هر دو حوزه کسب و کار سنتی و اینترنتی

( متدولوژی 12GRN یا همون روش اختصاصی رضا نکوئی برای مشاوره کسب و کار )
۱۲ ضمـانت واقـعی ، قابل بررسی و راستی آزمایی و بی رقیـب رضا نکوئی در کل کشور :
۱- ضمانت میکنم یک مشاور حرفه ای و با تجربه در کنار شماست.
چطور تضمین میکنم؟ قسمت های ضبط شده تاکنون سریال هزار قسمتی صفر تاهزار کسب و کار رو ، که من مدرس اون هستم و از قبل از انتخاب شغل تا بعد از موفقیت کامل در کسب و کار سنتی و اینترنتی دارم آموزش میدم ، در صفحه اول سایت ببین تا باور کنی یک مشاور حرفه ای و با تجربه هستم. اگه من مدرس این سریال نبودم یا مجوز کانون تبلیغات من که از سال ۸۶ گرفته شده فیک بود ۱۰۰ میلیون تومان خسارت اتلاف وقت به شما پرداخت میکنم
۲- ضمانت میکنم هر نکته ای در جلسه مشاوره از من میشنوی کاملا منطقی است و با عقل جور در میاد
چطوری تضمین میکنم؟ بعد شنیدن هر نکته خود شما تایید خواهی کرد که این نکته کاملا عقلانی و منطقی است و میتونه به رشد کسب و کار شما کمک کنه. اگر این طور نبود در همان وسط جلسه ، درخواست برگشت کامل هزینه مشاوره رو اعلام کن تا در همان لحظه به حسابت برگشت بزنم
۳- ضمانت میکنم ایدها و راه حل های من مخصوص کسب و کارهای ایرانی است نه ترجمه کتابهای خارجی
چطور تضمین میکنم؟ ایده ها و راه حل های من از ۲۵ سال تجربه و خاکخوری در بازار ایران بوجود میاد ، اگر در جلسه مشاوره با شما این گونه نبود از ضمانت دوازدهم استفاده کن و کل هزینه مشاوره رو دقیقا درهمون لحظه از من بخواه تا به حسابت برگشت بزنم.
۴- ضمانت میکنم مراحل قدم به قدم رشد خودتون رو با توجه به شرایط تون دریافت کنین ، نه یک نسخه عمومی از قبل آماده شده
چطوری تضمین میکنم؟ قبل از ارائه راهکار و پیچیدن نسخه عمومی ، مثل یک کارآگاه کل کسب و کارت رو زیر ذره بین میبرم تا مشکل اصلی رو پیدا کنم و راه حل واقعی اختصاصی بدم ،اگه این طور نبود مجدد از ضمانت دوازدهم و برگشت هزینه استفاده کن
۵- ضمانت میکنم توانایی جذب مشتری بیشتر برای شما رو دارم.
چطوری ضمانت میکنم؟ اگه خود شما قانع شدی از من مشاوره بگیری، این یعنی میتونم مشتریان شما رو هم قانع کنم از شما خرید کنن و قانع شدن خود شما توانایی منو ثابت میکنه. اگه خود شما بعد خوندن این ۱۲ ضمانت قانع نشدی من بهترین مشاور کسب و کار ایرانم، پولی به من پرداخت نمیکنی که نیاز به برگشت داشته باشه
۶- ضمانت میکنم با کمترین هزینه ممکن کسب و کارت رشد رو تجربه کنه.
چطوری ضمانت میکنم؟ کسب و کار امروزی یعنی فعالیت حرفه ای در هر دو حوزه کسب و کار سنتی و اینترنتی ، فقط مشاوری میتونه با کمترین هزینه بهترین راهکارها رو بده که رگ خواب هر دو حوزه سنتی و اینترنتی رو در دست داشته باشه و در صورت نیاز این دو بخش رو ترکیب کنه تا بهترین نتیجه رو بساز ، چیزی که بالاتر گفتم : خودم از سال ۸۰ کسبوکار سنتی و از سال ۹۰ کسبوکار اینترنتی شخصی دارم و به هر دو مسلطم . اگه احساس کردی هزینه های الکی دارم برات میتراشم همونجا ختم جلسه رو اعلام کن تا هزینه مشاوره رو بهت برگشت بدم
۷- ضمانت میکنم قطره چکانی به شما اطلاعات نمیدم تا جلسات بعدی مشاوره رو بگیری .
چطوری ضمانت میکنم؟ در همان جلسه یک ساعته اول آن قدر مسیر رشد واقعی رو برات روشن میکنم که فقط بگی احسنت بر شما اقای نکوئی ، غیر این بود از ضمانت دوازدهم استفاده کن و هزینه رو پس بگیر.
۸- ضمانت میکنم جیب شما رو با فروش خدمات جانبی تبلیغاتی و مشاوره ای و … نزنم .
چطور تضمین میکنم؟ حتی یک ریال هزینه اگه لازم باشه برای رشدت انجام بدی ،قطعا طبق ضمانت چهارم کاملا منطقی و عقلانی است و با عقل شما جور در میاد ، در غیر این صورت باز هم از ضمانت دوازدهم و برگشت کل هزینه مشاوره در انتهای جلسه استفاده کن
۹- ضمانت میکنم مشاوره با من برای رشد همه جانبه کسب و کار سنتی و اینترنتی شما مناسبه.
چطوری تضمین میکنم؟ ظاهرا من تنها مشاور مسلط به رشد همزمان کسب و کارسنتی و اینترنتی در ایران هستم، هم میتونم برای جذب نیرو، تبلیغات آفلاین و هر نکته کسب و کار سنتی بهت مشاوره بدم و هم دقیقا نکات رشد در کسب و کار انلاین و اینترنتی رو برات باز کنم . چون خودم از سال ۱۳۸۰ کسب و کار سنتی و از سال ۱۳۹۰ کسب و کار آنلاین شخصی دارم ، غیر از من مشاور مسلط در هر دو حوزه آفلاین و آنلاین معرفی کردین ، جایزه دارین! و این ضمانت هم اگر در جلسه اجرایی نشد کل هزینه شما برگشت میشه.
۱۰- ضمانت میکنم مشاوره با من هیچ ضرری برای شما نداره .
چطور تضمین میکنم؟ اگر در انتهای جلسه مشاوره از نکاتی که شنیدی رضایت نداشتی همانجا اعلام کن تا کل هزینه رو به حسابت برگشت بدم
۱۱- ضمانت میکنم در انتهای جلسه سردرگم نیستی و میدونی بعد جلسه دقیقا چه کارهایی رو باید انجام بدی
چطور ضمانت میکنم ؟ در انتهای جلسه چک لیست مراحل قدم به قدم و پله به پله کارهایی که باید انجام بدی رو دریافت میکنی، غیر این بود از ضمانت دوازدهم و برگشت هزینه استفاده کن
۱۲- ضمانت میکنم همه مراجعین من از مشاوره با من راضی هستن.
چطوری تضمین میکنم؟ صدای ۲۰ نفر از مراجعین قبل رو به عنوان نمونه داخل این صفحه گذاشتم گوش کن تا باور کنی رضایت همه واقعی است. یک نکته مهم : من فقط صدای ۲۰ نفر از مراجعین راضی رو جدا نکردم ، اگه در بین مراجعین قبل ، افراد ناراضی هم وجود داشته باشن ،این یعنی قطعا در بین نفرات آینده هم افرادی که رضایت ندارن وجود داره و این یعنی که من باید برای این افراد تند تند هزینه برگشت بزنم که اصلا منطقی نیست در این حالت مشاوره بزارم ، وقت بزارم و هزینه برگشت بزنم! پس وقتی میگم همه قبلی ها راضی بودن واقعی است اگه غیر این بود ضمانت برگشت وجه من به ضرر خودم است و منطقی نیست. پس وقتی چنین ضمانتی برای برگشت وجه دقیقا در انتهای جلسه مشاوره وجود داره، اثبات میکنه در صورتی چنین ضمانتی میزارم که همه راضی از جلسه بیرون برن، غیر اینه؟ توضیح بیشتر درباره این ضمانت در ویدئو زیر هم اومده
رشد قطعی ، حتمی و ۱۰۰% با مشاوره های من :
اینجانب رضا نکوئی برخلاف بسیاری از مشاوران دیگه که هزینه میکنین و نتیجه نمیگیرین ، با ۱۲ ضمانت فوق که قابل بررسی و قابل راستی آزمایی است ، تضمین میکنم که کسب و کار شما حتما ، قطعا و ۱۰۰% رشد خواهد کرد اگر به توصیه های مطرح شده در جلسه مشاوره در حد منطقی و معمول عمل کنین.
ممکنه بپرسین منم مثل بقیه مشاوران ، عمل نکردن به توصیه ها رو ، بعدا بهانه ای برای نتیجه نگرفتن میکنم ؟
همه میدونن که من نیازی به چنین بهانه هایی ندارم وقتی من با ۱۲ ضمانت بی رقیب خودم ، قبل از رزرو جلسه ، تخصص و توانایی ام رو ۱۰۰% اثبات کردم. بنابراین فرمول رشد شما آماده است؛ فقط کافیست یک اجرای معمولی و منطقی داشته باشین تا معجزه مشاوره با تنها مشاور ۱۲ ضمانته ایران رو با چشمان خودتون ببینین.
تنها مشاور مسلط به رشد همزمان کسب و کار سنتی و اینترنتی ایران

بیزینس جامع یعنی رشد همه جانبه در کسب و کار سنتی و اینترنتی ، تقریبا همه مشاوران کسب و کار در ایران تک بعدی هستن ، یا فقط در حوزه کسب و کار سنتی تجربه دارن یا فقط در حوزه کسب و کار اینترنتی و آنلاین. من ظاهرا تنها مشاور کسب و کار هستم که در هر دو حوزه کسب و کار سنتی و اینترنتی شخصا در عمل کار کردم و تجربه شخصی دارم. توضیحات بیشتر در ویدئو فوق ارائه شده…
شنیدن نظر ۲۰ نفر از مراجعین درباره مشاوره با رضا نکوئی
اگر تایم خالی وجود نداشت در هفته های بعد مراجعه کنین
مشاوره فروش با ۱۲ ضمانت، از ریزش تا رشد چندبرابری. این مطلبی است که در این صفحه از سایت خودم میخوام براتون بازش کنم و اطلاعات بیشتری بهتون بدم. اگه شما هم از مقدار فروش ، کارمندان فروش و درآمد خودتون راضی نیستین در این مقاله با تنها مشاور کسب و کار مسلط به رشد همزمان کسب و کار سنتی و اینترنتی ایران همراه باشین.
سلام ، حالتون چطوره؟ من رضا نکوئی هستم . مدرس سریال آموزشی و هزار قسمتی صفر تا هزار کسب و کار و مشاور افزایش فروش و افزایش درآمد از هر کسب و کاری که شما داری ! هر کسب و کاری داری با ۱۲ ضمانت مطرح شده در این صفحه ، افزایش فروشش با من !
قتلگاه فروش
بیا با یه صحنه واقعی شروع کنیم. یه تولیدکننده رو تصور کن که ۱۵ سال سابقه داره، کارخونهاش ۵۰ نفر پرسنل داره، محصولش هم کیفیتش خوبه، قیمتش هم مناسبه. کلی هم پول داده تبلیغات کرده، تو اینستاگرام صفحه زده، حتی یه سایت هم راه انداخته و هر چیزی که به فکرش رسیده رو اجرا کرده اما ، فروش نداره!
مشتری میاد، نگاه میکنه، میره. هیچی نمیخره. واقعا اینجا قتلگاه فروش نیست؟ اینجا قسمت دردناک هر کسبوکاره، همونجایی که دل مدیر و سرمایه گذار رو خون میکنه، خود من هم زمانی که ۲۰ سالم بود، یعنی سال ۷۹ دقیقا این شرایط رو در کسب و کار کوچیک خودم چشیدم و زهر واقعی این قسمت رو میدونم چه مزه ای داره.
البته این قصه فقط مال اون تولیدکننده نیست. این قصه حداقل ۸۰ درصد کسبوکارهای ایرانیه که از مشاوره کسب و کار استفاده نکردن. محصول خوب، قیمت مناسب، تبلیغات زیاد، ولی فروش فاجعه!
چرا فروش نداریم ؟
چون فروش یه علمه، نه شانس.
چون فروش فقط این نیست که یه محصول خوب داشته باشی و بگی «بیاین بخرین».
فروش یه فرآینده، یه سیستمه ، یه هنره. البته زمان قدیم با الان فرق داشت، اونجا رقابت هم کمتر بود، مشتری قانع تر بود و کل داستان خرید و فروش کسبوکارها جور دیگه ای بود…
بیا ببینیم چرا فروش نداری. نه با تعریفهای تکراری، نه با جملات کلیشهای. بیا بریم تو دل ماجرا و با هم موشکافی کنیم و نکات مهم و ریز فروش بیشتر رو باهم بررسی کنیم
دلیل اول: مشتری رو نمیشناسی
بیشتر مدیران فکر میکنن مشتری یعنی هر کسی که پول داره و میتونه بخره. غافل از اینکه مشتری ایدهآل، کسیه که:
- دقیقاً به محصولت نیاز داره
- قدرت خرید داره
- بهت اعتماد میکنه
- میتونه تو رو به دیگران معرفی کنه
وقتی مشتری رو نمیشناسی، به همه میخوای بفروشی، در نتیجه به هیچکس نمیفروشی.
اگه مشتری واقعی کسب و کارت رو بشناسی و روی همون دسته از ادما وقت بزاری ، هزینه تبلیغاتت خیلی کمتر میشه، فروش خیلی راحت تر و بیشتر میشه، تیم فروشت نه کمتری میشنون و کلا داستان روز وشب کسبوکارت متفاوت از الان میشه. مثل این میمونه که برای زندگی بری در شهر ایده آل خودت، جایی که هر چی که برای زندگی میخوای دقیقا بابت میل خودته و انگار شهر رو برای تو ساختن. حالا اگه مشتری هدف رو بشناسی فروش میشه مثل اون شهر ایده ال برای زندگی.
یک فروشگاه بزرگ سیسمونی در تهران برای مشاوره به من مراجعه کرده بود و از فروشش راضی نبود، دقیقا همین مراحل فوق رو براش شخصی سازی کردم .
همه جا تبلیغ میکرد و همه جا دنبال خرید محصولات خودش بود ، بهش پیشنهاد دادم به دفاتر مرکز بهداشت اطراف فروشگاه خودش مراجعه کنه ، اونجا مادران باردار زیادی رفت وآمد داشتن و به راحتی این افراد که مشتری اصلی این فروشگاه بودن از بقیه مردم شهر جدا میشدن و نیاز نبود برای کل شهر تبلیغ کنه تا مادران باردار و پدران آینده تبلیغ اونو ببینن یا نبینن….
اگه میخوای برندت رو از صفر بسازی و تو ذهن مشتری بمونی، مشاوره برندینگ رو ببین تا مسیر درست رو بهت نشون بدم.
دلیل دوم: فروشندههات بلد نیستن بفروشن
خیلی از فروشندهها فقط بلدن پشت تلفن بشینن و بگن «سلام، فلان محصول رو داریم، میخواین؟» اگه مشتری نه بگه، میگن «باشه» و گوشی رو میزارن سرجاش!.
فروش حرفهای یعنی:
- گوش دادن به حرف مشتری
- فهمیدن نیازش
- نشون دادن اینکه چطور محصولت مشکلش رو حل میکنه
- بستن قرارداد با اعتماد
و این ۴ گزینه یعنی مشتری خیلی بیشتر از فروشنده باید حرف بزنه ! شما بگو فروشنده های شما بیشتر حرف میزنن یا مشتری اونها ؟
فکر کنم گرفتی یکی از مهمترین ایرادات تیم فروشت کجاست، نه؟
در همین فروشگاه سیسمونی که بالاتر توضیح دادم، فروشنده ها هم مشکل داشتن ، از دوربین های داخل فروشگاه از ورود تا خروج چند مشتری رو خواستم برام بفرستن:
- مشتری وارد میشد ، چرخی میزد و یک لباس نوزاد رو میپسندید و میگفت این چه قیمته؟
- فروشنده قیمت رو میگفت و نمونه رو میزاشت جلوی مشتری …. چند نمونه دیگه هم بلافاصله اضافه میکرد
- مشتری گیچ میشد، حتی انتخاب اولش دیگه براش جذاب نبود
- فروشنده شروع به پر حرفی میکرد
- مشتری احساس میکرد میخوان یه چیزی رو بهش قالب کنن، گارد میگیرفت. چند تا بهونه میاورد و از فروشگاه خارج میشد !
این مراحل برای کسب و کار شما هم آشناست؟
دلیل سوم: سیستم فروش نداری
فروش شانسی، فروش نیست. اگه امروز فروش داری، نمیدونی چرا ، اگه فردا فروش نداری، بازم نمیدونی چرا ، در جریان باش که فروش باید به یه سیستم تبدیل بشه ، یه فرآیند گامبهگام که هر فروشندهای بلد باشه چطور پیش برش.
مثلا همین ۴ مرحله بالاتر رو در نظر بگیر، تا به حرف مشتری گوش ندادی نباید حرف از فروش بزنی، تا نیاز مشتری به محصول شما مشخص نشده نباید برای خرید مشتری خودکشی کنیم، تا ثابت نکردیم چطوری میتونیم با محصول خودمون مشکل مشتری رو حل کنیم، پیشنهاد خرید به مشتری اشتباه محظه. بعد این سه مرحله میشه از فروش صحبت کرد. همین ۴ مرحله رو مراحل قدم به قدم از سلام تا خداحافظ با مشتری بزار و اجراش کن.
دقیقا از همین ۴ مرحله برای همون فروشگاه سیسمونی و مشتریان بعدی استفاده کردیم ، چطوری ؟ این طوری:
- مشتری وارد شد، یه دوری زد ، گفت میشه این لباس رو بیارین ببینم
- فروشگاه لباس رو اورد گذاشت جلو مشتری ، ۱۰ ثانیه سکوت کرد و بعد گفت ، اگه بفرمایید برای کجا میخواین ازین لباس نوزاد استفاده کنین، احتمالا میتونم پیشنهادای خوبی بهتون بدم و یه لبخند به مشتری زد
- مشتری نگاهی کرد و گفت برای تو خونه میخوام !
- فروشنده گفت : برای تو خونه لباس های قیمت مناسب تر و با کیفیت هم داریم. فقط دو تا لباس نوزاده که قیمت پایین تر اما کیفیت مناسب رو داشتن رو گذاشت جلو مشتری ، به مشتری گفت این (انتخاب اول ۲۵۰ هزار تومان) این یکی که کیفیتش مناسب خونس ۲۰۰ تومان و این سومی هم ۱۹۰ تومان
- مشتری از لباس ۱۹۰ تومانی ۲ تا برداشت و حساب کرد و رفت
همون فروشنده قبلی الان داره خیلی بهتر از قبل میفروشه ….
دلیل چهارم: تخفیفهای خودکشی
خیلی از مدیران فکر میکنن فروش یعنی تخفیف. مشتری که تخفیف نمیخواد، مشتری به دنبال ارزشه. اگه فقط با تخفیف میفروشی، مشتری عادت میکنه و دیگه به قیمت اصلی نمیخره. این یعنی ورشکستگی تدریجی. باید کاری کنی که مشتری بفهمه چرا باید از محصول شما بخره و چرا باید از شما خرید کنه، باید کاری کنی تا این قدر از شما و محصولت خوشش بیاد که حاضر باشه قیمت بالاتر از رقیب بده، این رو باید جایگزین تخفیف های خانمان سوز و خورنده سود کنی.
در یکی از زیر مجموعه های شرکت خودم ، بخش خدمات طراحی و چاپ کارت ویزیت و سربرگ و … داریم ، سفارش یه کارت ویزیت ساده همچین کار ساده ای هم نیست. یا یک طراح پیدا کنی ، چند تا طرح بزنه ، پسند کنی ، طرح رو ببری چاپخانه یا خود طراح بفرسته چاپخانه، کار چاپ بشه ، برسه دستت ، هفت خان رستم رو باید رد کنی!
ما در مجموعه چاپانه خودمون شرایطی رو مهیا کردیم که مدیر هر کسب و کار وقتی با مجموعه ما ارتباط میگیره، یه چیز رو خوب لمس و درک میکنه و با خودش میگه :
آخیش ، بالاخره یه جایی رو پیدا کردم که راحت و بی دردسر سفارش چاپی منو طراحی و چاپ کنن و بفرستم درب محل کارم !
همین شرایط باعث شده تا ما نیازی به تخفیف نداشته باشیم و با قیمت خوب مشتریان دائمی داشته باشیم، مراحل بعد مشتری فقط یک پیام میده : ازین کارت من مجدد هزار تا بزنین ! ما هم سریع اجرا میکنیم و با پیک براش میفرستیم
مشتری دائمی ، قیمت خوب ، سود دو طرفه…. شما هم اگه دنبال چنین چیزی هستی ، ارزش افزوده مثل همون اسایش مشتریان ما در کسب و کار خودت ایجاد کن…
اگر تایم خالی وجود نداشت در هفته های بعد مراجعه کنین
۶ تله فروش که هر روز تو رو به رقبا نزدیکتر میکنه
حالا که فهمیدی چرا فروش نداری، بیا ببینیم توی کدوم تله از 6تای زیر افتادی. هر تله رو با یه مثال واقعی برات باز میکنم تا بهتر موضوع رو درک کنی.
تله اول: مشتری رو نمیشناسی
نمونه واقعی : یه فروشگاه پوشاک زنانه به من مراجعه کرد برای مشاوره ، بعد بررسی مشخص شد که مدیر این فروشگاه این مدلی فکر میکنه همه خانمها مشتریانش هستن. به خاطر همین تبلیغات میزنه برای همه، تخفیف میده برای همه، ولی فروش نمیره بالا. اما مشتری واقعی این فروشگاه ، خانمهای ۲۵ تا ۴۵ ساله بودن با درآمد متوسط به بالا چون لباس به درد این سن و کسی که در امد خوبی داره میخورد ، نه به درد دخترای نوجوان، نه خانمهای بازنشسته.
برای این فروشگاه هم دقیقا همون مرحله فروشگاه سیسمونی رو پیش بردیم ، با چند باشگاه ورزشی زنانه هماهنگ کردیم ، انتهای هر کلاس تو این باشگاه که خانم های ۲۵ تا ۴۵ ساله بیشتر حضور داشتن یک شولباس کوچیک راه انداختیم.
حالا مشتری هدف بود و لباس هایی که دقیقا مناسب اون سن و اون درآمد مهیا شده بود…نتیجه این شد فروشگاه این ماه ۳ برابر ماه های قبل شد…
وقتی مشتری رو نمیشناسی، پول تبلیغاتت رو میریزی تو چاه. وقتی فقط خانم های ۲۵ تا ۴۵ ساله بهترین مشتریان تو هستن ، چرا یک دخترخانم ۱۸ ساله باید تبلیغ شما رو ببینه و برای دیدن این تبلیغ که هیچ نتیجه ای نداره ، شما هزینه کرده باشی؟؟؟؟
تله دوم: قیمتگذاری شانسی
نمونه واقعی : یه تولیدی لبنیات محلی در شیراز محصولش رو بر اساس هزینههای خودش قیمتگذاری کرده بود، بدون اینکه به قیمت رقبا و قدرت خرید مشتری توجه کنه. این لبنیاتی در محله های پایین شهر شیراز بود و لبنیات درجه یک واقعی داشت . نتیجه قیمت گذازی اشتباه میدونی چه شده بود براش ؟ یا گرونتر از رقبا بود که مشتری فرار میکنه، یا ارزونتر که سودش مبلغ ارزشمندی نمیشد…
قیمتگذاری یه علمه. باید تعادل بین سود خودت و ارزش برای مشتری رو پیدا کنی. اگه به قیمت های مختلف مثلا پنیر همین امروز در سوپر محله توجه کنی متوجه میشی که همه دارن پنیر میفروشن اما قیمت ها متفاوته و اونی که ارزش بیشتری برای همین پنیر ایجاد کرده، تونسته و داره قیمت بیشتری از مشتری میگیره.
با بررسی مشتریان این لبنیاتی پایین شهر تهران ، به این نتیجه رسیدم که مشتریان این فروشگاه به پنیرهای چربتر و شورتر میل بیشتری نسبت به بقیه مدل ها دارن. یک قالب ۵ ضلعی برای پنیرهای جدید که چرب تر و کمی شورتر بودن طراحی کردیم، اسم اون مدل پنیر رو هم گذاشتیم ، پینر پنجره…
هر مشتری که میمود داخل مغازه حتی اگه پنیر نمیخواست یه تکه کوچیک با احترام فقط برای تست و اعلام نظر به مشتری داده میشه، طرف پنیر رو میخورد و نظرش رو میگفت. حالا که پنیری مطابق میل اکثریت این محله ایجاد شده بود فکر میکنی ، نتیجه چی شد؟
تعداد زیاد بعد تست میگفتن چه خوشمزه است و فروشنده میگفت تولید جدیدمونه ببینه داخل یخچال رو!
پنیرهای ۵ ضلعی رو نشون میداد و میگفت هر موقع خواستین بگین پنیر پنجره میخوام ! الان بزارم یه قالب براتون؟
خلاصه اینکه الان پنیر پنجره در این لبنیاتی از همه بیشتر فروش داره و با قیمت کمی بالاتر از همه پنیرهای دیگه…..
تله سوم: فروشندههای بیحوصله
نمونه واقعی مشاوره : یه شرکت خدماتی ، فروشندههاش فقط پشت میز نشستن و منتظرن مشتری بیاد. نه دنبال مشتری میرن، نه پیگیری میکنن، نه رابطه میسازن.
فروشنده خوب، شکارچی نیست که منتظر طعمه بشینه. فروشنده خوب، باغبانه که میدونه چطور مشتری رو پرورش بده. جمله نابی گفتم ، قبول داری؟ درک همین یک جمله میتونه فروش شما رو متحول کنه. تست کن ببین. مشتری رو باید پرورش بدی و اماده کنی …..یادت نشه.
یک شرکت خدمات گردشگری در منطقه سجاد مشهد، تورهای مختلف گردشگری داخلی و خارجی برگزار میکرد….داخل دفتر اونها ۳ تا خانم پشت میز نشسته بودن به مراجعین داخل دفتر جواب میدادن و تلفن های آگهی ها رو جواب میدان و بقیه روز هم بیکار برای همه قصه مهمونی قبلی رو تعریف میکردن…
رفتیم که این فروشنده های بی حوصله رو متحول کنیم و به منبع درامد تولید کنیم…. لیست مشتریان ۲ ساله گذشته اونها رو از سیستم خارج کردیم ،بر اساس هزین هایی که کرده بودن و مسافرت و تورهایی که رفته بودن به سه گروه تقسیم شدن، مشتریان لوکس ، مشتریان معمولی ، مشتریان ضعیف
سه مدل تور با توجه به درآمد این سه گروه مشتری ایجاد شد، تورهای خارج و گران ، تورهای داخل و گران ، تورهای داخل و ارزان
هر کدام از این سه خانم شدن مدیر گروه یکی از این سه طیف مشتری…. تماس اول با تک تک اونها برقرار شد ، به اونها اعلام شد که با توجه به علاقه و بودجه اونها اطلاعات مکان های جذاب و هزینه و …. طوری که ازار دهنده نباشه براشون ارسال میشه و در یک گروه مخصوص خودشون در تلگرام عضو شدن…
سرتون رو درد نیارم ، شروع کردیم به ایجاد ارتباط صمیمی با هر گروه طبق انچه برای همون گروه لازم بود، ارتباط قوی تر شد، شناخت بیشتر شد ، انگیزه شرکت در تورها ایجاد شد و پیشنهاد جذاب برای تورهای بعدی به هر گروه ارائه شد….
نتیجه این همکاری مشاوره شده این که الان تورهای داخل و خارج رگباری داره پر و بسته میشه… همون فروشنده های بی حوصله الان هر کدومشون دو تا همکار هم دارن که به اونها دارن کمک میکنن و اینا شدن رییس اوناااااا !
تله چهارم: تخفیفهای خودکشی
مثال واقعی : یه فروشگاه لوازم خانگی برای جذب مشتری، هر ماه تخفیف میذاره. مشتری عادت میکنه فقط با تخفیف بخره. روزی که تخفیف نباشه، فروش صفره. این یعنی وابستگی به تخفیف.
این دقیقا حکایت یک مراجعه کننده برای مشاوره بود که در شهر تهران در منطقه میدون حر مشتریان محلی داشت…پسر حاج اقا وقت مشاوره گرفته بود تا ازین شرایط خلاص بشن و سود بیشتری داشته باشن و زمانهایی که تخفیف نیست هم فروش کنن…
یه تغییر اساسی در لوازم موجود د راین فروشگاه ایجاد کردیم … به جای فروش محصولاتی که همه رقبا دارن …. یه محصولاتی موجود کردیم که فقط هر ۱۰ تا فروشگاه اگه یکی این محصولات رو داشت، همون محصولاتی که بیشتر تو شبکه های ماهواره ای و امثال اون تبلیغ میکنن.
خلاصه اینکه ، محصولات متحول شد… رقبا کمتر داشتن…. قیمت بالاتر رو هم مشتری میپسندید…. حالا با همون تعداد فروش در ماه …. درامد چند برابر شده باشه خوبه؟……
تله پنجم: نداشتن سیستم فروش
یک نمونه عینی دیگه : یه شرکت تولیدی، فروشش به شانس بستگی داره. یه ماه خوب، یه ماه بد. هیچکس نمیدونه چرا خوب شده یا چرا بد شده. چون سیستم فروش نداره.
فروش باید یه فرآیند باشه، نه یه اتفاق. چیزی مشابه مثالی که چند خط بالاتر براتون زدم که اون ۴ مرحله رو مراحل قدم به قدم از سلام تا خداحافظ با مشتری قرار بدین.
یک شرکت تولیدی اسباب بازی پلاستیکی وقت مشاوره گرفته بود، مدیر تولیدی یه اقای حدود ۵۰ ساله بود میگفت خودم نمیدونم چرا بعضی ماه ها فروش خوبه ، بعضی ماه ها خراب، یه چیزایی که شبیه خرافات بود رو هم برای ماه های پر فروش و کم فروش هم میگفت….
رفتم تو دل تولیدی ….اسباب بازیهایی تولید میکرد که هیچ حرفی برای گفتن نداشتن…. میدونی که اسباب بازی پلاستیکی تا حرف نزنه فروش نمیره…..خخخخ….اسباب بازی ها رو به حرف اوردیم….
مدیر داخلی این شرکت یک خانم خوش سلیقه بود، ایشون شد مدیر تحقیقات شرکت….گفتم برن تحقیق کنن با ۳۰ فروشگاه اسباب بازی در قسمتهای مختلف شهر صحبت کنن و مببین الان بچه ها و والدین وقتی میان توی یک اسباب بازی فروشی دنبال چی میگردن و چی میخوان ….
نتیجه تحقیق رو نمیتوم لو بدم چون متعلق به همون شرکته… خلاصه اینکه فروش رو از تحقیق شروع کردیم، اسباب بازیهای مد نظر تولید شد اما محدود با قیمت سود دو برابر ، تعداد اندک و به هر نماینده فروش فقط ۱۰۰ عدد تحویل داده شد… اسباب بازی ها حکم طلا رو پیدا کرده بودن وقتی نمایندگی میگفت بیشتر از ۱۰۰ تا میخوام میگفتن باید تو نوبت تولید باشی…..برندسازی شد….حالا پدر و مادر با بچه وارد فروشگاه شدن…. فروشنده اسباب بازی فروشی فقط ۵ تا از اون اسباب بازی رو داره که خیلی ها دنبالشن….. به نظرت فروش این محصول با اون اسباب بازیهای کیلیویی قبل یکی است؟…… سیستم فروش از تحقیق تا فروش به قیمت بالا و خریداری که میخواد و باید تو نوبت وایستاده طراحی شد….
تله ششم : فروش رو با بازاریابی قاطی کردن
مثال: یه مدیر فکر میکنه تبلیغات یعنی فروش. میلیونها تومان پول تبلیغات میده، ولی سیستم فروش و مراحل تبدیل نداره که بازدیدکننده رو به خریدار تبدیل کنه. نتیجه چی میشه ؟ کلی بازدید، ولی فروش صفر.
فروش و بازاریابی دو تا چیز جدا هستن. بازاریابی مشتری میاره، فروش مشتری رو به خریدار تبدیل میکنه.هر قسمت رو باید جای خودش و دقیق اجرا کرد تا نتیجه گرفته بشه
اگه بازاریابی رو با فروش قاطی کردی، پیشنهاد میکنم مشاوره بازاریابی و مشاوره فروش رو هم مطالعه کنی تا تفاوت این دو رو بهتر بفهمی.
اگر تایم خالی وجود نداشت در هفته های بعد مراجعه کنین
۴ نمونه از فروشهای چندبرابری
حالا که تلهها رو شناختی، بذار ۴ تا داستان واقعی برات بگم از مدیرانی که توی این تلهها بودن و ازشون نجات پیدا کردن. اینها نمونه های واقعی از مشاوره های افزایش فروش و افزایش درآمد با منه. اگه بعد خوندن این صفحه هنوز نمیدونستی باید چطوری مشکلات فروشت رو حل کنی، احتمالا باید چند جلسه هم با شما صحبت کنیم و یک داستان واقعی دیگه از موفقیت در کسبوکار شما با هم بسازیم !
این نمونهها رو با دقت بخون. اگه توی تهران یا مشهد هستی، مشاوره تخصصی کسب و کار در تهران و بهترین مشاور کسب و کار مشهد میتونه برات مفید باشه. هنچنین اگه میخوای تیم کاریت رو به بهترین شکل مدیریت کنی و از جنگهای داخلی خلاص شی، مشاوره مدیریت منابع انسانی رو ببین.
نمونه اول: یک تولیدی که با اصلاح سیستم فروش، فروشش ۳ برابر شد
یه تولیدی قطعات صنعتی با ۴۰ نفر پرسنل، فروش خوبی داشت ولی نقدینگیاش تموم شده بود. وقتی کسبوکارشون رو بررسی کردم ، دیدم مشکل اصلی اینه که سیستم فروش نداره. فروشندهها هر کدوم یه جوری کار میکنن، هیچ فرآیند مشخصی وجود نداره، و مشتریها با قیمتهای مختلفی خرید میکنن و به هر کسی هر مبلغی که میتونن میفروشن !
بهشون گفتم: «بیاین یه سیستم فروش ساده طراحی کنیم. از شناخت مشتری تا بستن قرارداد. همه فروشندهها طبق یه روال مشخص کار کنن. قیمتها رو شفاف کنیم. مشتریهای قدیمی رو دستهبندی کنیم و برای هرکدوم یه استراتژی داشته باشین.»
۶ ماه بعد، فروشش ۳ برابر شد. نه با تبلیغات بیشتر، نه با تخفیف، فقط با یه سیستم فروش درست. فروش از شانس به فرمول تبدیل شد، هر فروشنده طبق مراحلی که باید کار میکرد و این طوری از درآمد شانسی به درآمد حتمی رسیدن.
تحلیل اولین نمونه مشاوره : فروش فقط پشت تلفن نشستن نیست. فروش یه مراحل مشخص داره. وقتی سیستم نداشته باشی، فروش به شانس بستگی پیدا میکنه.
نمونه دوم: فروشگاه اینترنتی که با اصلاح قیمتگذاری، سودش ۵۰٪ بالا رفت
یه فروشگاه اینترنتی محصولات بهداشتی داشت در مرداد ۴۰۴ با من تماس گرفت. فروش خوبی داشت ولی سودش پایین بود. چون قیمتگذاریش اشتباه بود. بعضی محصولات رو ارزون میفروخت که سود نداشت، بعضی رو گرون که مشتری فرار میکرد.
بعد یه جلسه مشاوره ، بهشون گفتم: «بیا محصولات رو دستهبندی کن. محصولات پرمصرف رو با سود کم بفروش تا مشتری جذب کنی. محصولات خاص رو با سود بالا. قیمتها رو بر اساس ارزش برای مشتری تعیین کن، نه هزینههای خودت.»
۳ ماه بعد، فروش همون بود ولی سود خالص ۵۰٪ بالا رفته بود. بدون اینکه مشتری جدیدی جذب کنه، فقط با اصلاح قیمتگذاری. من خیلی خلاصه دارم داستان رو تعریف میکنم و فقط اصل ماجرا رو میگم، مثلا اگه بخوام کامل بگم اینم باید بگم که حدود ۱ ساعت فقط داشتم طرز تفکر مدیر این فروشگاه رو اصلاح میکردم که فکر میکرد قمیت ها رو نباید تغییر بده.
تحلیل مشاوره دوم: قیمتگذاری فقط عدد گذاشتن روی محصول نیست. قیمتگذاری یه استراتژیه که میتونه سودت رو چند برابر کنه یا میتونه تو رو به خدمت کار مردم تبدیل کنه ، کاری کنی اما سودی نکنی!
نمونه سوم: یک شرکت خدماتی که با آموزش فروشندهها، نرخ تبدیلش از ۵ به ۲۰ درصد رسید
یه شرکت خدمات مهندسی، کلی مشتری داشت که می اومدن سایتشون رو میدیدن، تماس میگرفتن، سوال میکردن، ولی خرید نمیکردن. نرخ تبدیلشون ۱ درصد هم نبود . یعنی از هر ۱۰۰ تا بازدیدکننده، فقط یکی شاید خرید میکرد.
بعد بررسی سایت و گوش کردن نمونه تماس و پاسخ دهی فروشنده ، دیدم فروشندههاش بلد نیستن با مشتری حرف بزنن. فقط اطلاعات میدادن و منتظر میموندن مشتری تصمیم بگیره.
بهشون گفتم: «بیا فروشندههات رو آموزش بدیم. چطور سوال بپرسن، چطور نیاز مشتری رو کشف کنن، چطور ارزش خدماتتون رو نشون بدن، چطور اعتراضات رو مدیریت کنن، چطور قرارداد رو ببندن.»
۳ ماه بعد، نرخ تبدیل از کمتر از ۱ درصد به ۱۰ درصد رسید. یعنی از هر ۱۰۰ تا تماس گیرنده با فروشنده ها، ۱۰ تا خریدار شدن. فروش ۱۰ برابر شد، بدون اینکه یک ریال هزینه تبلیغات اضافه بشه.
تحلیل مشاوره سوم: فروشندهها بزرگترین سرمایهات هستن. اگه بلد باشن بفروشن، فروش چند برابر میشه.
نمونه چهارم: یک فروشگاه محلی که با حفظ مشتری قدیمی، فروشش رو دوبرابر کرد
یه فروشگاه پوشاک محلی، همه تمرکزش روی جذب مشتری جدید بود. هر ماه کلی پول تبلیغات میداد تا مشتری جدید جذب کنه. ولی روی مشتریهای قدیمی هیچ برنامه ای نداشت.
بعد بررسی این کسبوکار به مدیرش گفتم : «بیا مشتریهای قدیمیت رو بشناس. اونا کیا هستن؟ چقدر خریدن؟ چطور میتونیم برگردونیمشون؟»
یه برنامه باشگاه مشتریان طراحی کردیم، تخفیفهای ویژه برای مشتریهای وفادار، ارسال پیام در مناسبتها، و مشتریهای قدیمی رو دوباره برگردوندیم. هزینه جذب مشتری قدیمی، یک پنجم هزینه جذب مشتری جدید بود.چرا وقتی یک نفر اعتماد کرده و خرید اول رو انجام داده باید رها بشه و دیگه روی اون کار نکرد؟؟
۶ ماه بعد که میشد همین اردیبهشت وسط جنگ ، فروش این فروشگاه دوبرابر شد. با هزینه کمتر و سود بیشتر.
تحلیل مشاوره چهارم: مشتری قدیمی، طلای پنهانته. اگه بلد باشی حفظش کنی، فروش چند برابر میشه.
خوب حالا از کجا شروع کنی؟ (۵ گام ساده اما انقلابی)
حالا که تلهها رو شناختی و داستان مشاوره های موفقیت و افزایش فروش رو خوندی، وقتشه عمل کنی. این ۵ گام رو به ترتیب بردار تا فروشت چند برابر بشه.
گام اول: مشتری ایدهآلت رو بشناس
- کیست؟ (سن، جنسیت، شغل، درآمد)
- چه مشکلی داره که محصولت حلش میکنه؟
- کجا دنبال راهحل میگرده؟
- چطور تصمیم میگیره بخره؟
وقتی مشتری رو شناختی، میدونی با کی حرف بزنی، کجا تبلیغ کنی، چی بهش بگی.
گام دوم: سیستم فروش بزن (همین حالا، با چیزی که داری)
یه فرآیند ساده طراحی کن ، سخت نگیر از این الگویی که برای مینوسم استفاده کن :
- جذب مشتری (چطور مشتری بیاد پیشت؟)
- اولین تماس (چطور مشتری رو جذب کنی؟)
- نیازسنجی (چطور بفهمی مشتری چی میخواد؟)
- ارائه راهحل (چطور نشون بدی محصولت چارهشه؟)
- مدیریت اعتراضات (چطور شک و تردید مشتری رو برطرف کنی؟)
- بستن قرارداد (چطور مشتری رو به خرید برسونی؟)
- پیگیری (چطور مشتری رو حفظ کنی؟)
همین الان این مراحل بالا رو بنویس و به فروشندههات بگو طبق این قدم ها کار کنن.
گام سوم: فروشندههات رو آموزش بده
- بهشون یاد بده چطور سوال بپرسن (نه اینکه فقط اطلاعات بدن)
- بهشون یاد بده چطور گوش کنن (نه اینکه فقط حرف بزنن)
- بهشون یاد بده چطور ارزش محصول رو نشون بدن (نه اینکه فقط قیمت بگن)
- بهشون یاد بده چطور اعتراضات رو مدیریت کنن (نه اینکه قهر کنن)
- بهشون یاد بده چطور قرارداد ببندن (نه اینکه منتظر بمونن مشتری بخره)
فروشنده آموزش ندیده، ضررته ، نه سرمایه. ای که چه خون دلی خوردم از فروشنده های تلفنی خودم در سال ۸۵ وقتی شرکت تبلیغاتی داشتم.
گام چهارم: مشتری قدیمی رو فراموش نکن
- لیست مشتریهای قدیمیت رو درست کن
- ببین کیها دیگه ازت نخریدن
- بهشون پیام بده، ازشون بپرس چرا نیومدن
- پیشنهاد ویژه بده، ولی نه تخفیف
- برنامهای برای حفظ مشتری طراحی کن (باشگاه مشتریان، پیامهای مناسبتها، تخفیفهای ویژه)
مشتری قدیمی، ارزونترین و پرسودترین مشتریه.
گام پنجم: قیمتگذاری رو اصلاح کن
- محصولات رو دستهبندی کن (پرمصرف، خاص، لوکس)
- برای هر دسته استراتژی قیمتگذاری جداگانه داشته باش
- قیمت رو بر اساس ارزش برای مشتری تعیین کن، نه هزینههای خودت
- از تخفیف فقط برای مقاصد خاص استفاده کن (نه همیشگی)
- قیمتهات رو با رقبا مقایسه کن و مزیتهات رو نشون بده
قیمتگذاری درست، سودت رو چند برابر میکنه.
کلام آخر این آموزش ، اگه این ۷ تله رو داری، وقتشه کمک بگیری
خودت میتونی این کارها رو که در مقاله گفتم انجام بدی. ولی چقدر زمان میبره تا سیستم فروش رو یاد بگیری؟ چقدر پول از دست میدی تا تلهها رو خودت کشف کنی؟ چقدر مشتری از دست میدی تا فروشندههات آموزش ببینن؟
من با ۲۵ سال تجربه در بازار ایران، دقیقاً میدونم که توی هر کدوم از این تلهها چطور باید عمل کرد. خودم چند بار ورشکست شدم، ماه ها فروش نداشتم، هزاران بار مشتری رو از دست دادم. این تجربهها رو به قیمتِ خونِ دلم به دست آوردم.
اگه میخوای این مسیر رو هموارتر بری، من کنارتم. نه به عنوان یه مشاور خشک و رسمی، به عنوان داداش رضا که خودش مسیر رو رفته و بلد هست راه رو نشون بده.
۱۲ تا ضمانت من هم که برای همه مشاوره هام برقراره موارد زیره :
- قبل از اینکه هزینه کنی، تخصص من رو با سریال صفر تا هزار کسبوکار بررسی کنی
- در جلسه مشاوره خودت با عقل خودت قبول میکنی که راهکارهای درسته
- اگه راضی نبودی، پولت رو پس میگیری دقیقا در انتهای جلسه مشاوره
- همین مدلی که تونستم خودت رو قانع کنم، مشتریهای تو رو هم قانع میکنم
- با گوش دادن به نظرات صوتی ۲۰ مدیر مشاور گیرنده قبلی ، باور میکنی که حرفام درسته
- بقیه موارد هم در بالای همین صفحه توضیح داده شده ، این ضمانت ها شکل دهنده روش مشاوره مخصوص رضا نکوئی است . روش یا متدولوژی 12GRN یا همون روش مشاوره رضا نکوئی با ۱۲ گارانتی کیفیت …
توضیحات کامل این ۱۲ ضمانت رو میتونی در ویدئو بالای صفحه هم ببینی.
اگه توی یکی از این تلهها هستی، یا فروشت ریزش داره، یا نمیدونی چطور قیمتگذاری کنی، یا تیم فروشات انگیزه نداره، وقتشه یه کاری کنی که تا حالا نکردی: از یه متخصص کمک بگیری. اگه اون متخصص با ۱۲ ضمانت از نظر شما من بودم، همین الان به صفحه رزرو مراجعه کن ببین وقت مشاوره خالی هست یا نه .
اگر تایم خالی وجود نداشت در هفته های بعد مراجعه کنین











