شاید حدود سال ۱۳۸۱ بود که، توی دفتر کوچیک کانون تبلیغات ۴رنگ توی مشهد ، یه روز داشتم به این فکر میکردم که چرا با وجود کلی کار، هنوز حس میکنم دارم توی یه سردرگمی بزرگ حرکت میکنم. مشتری داشتیم، کار داشتیم، حتی تیم خوبی هم جمع کرده بودیم. اما یه چیزی کم بود. نمیدونستم دقیقا کجای کارم مشکل داره و چرا با وجود اینهمه تلاش، رشد اونجوری که باید و شاید نبود. یه جورایی جفت و جور کردن تیر و تخته کسب و کارم روی هم میزون در نمیومد..
اون موقعها هنوز کسی توی ایران از بوم مدل کسب و کار حرف نمیزد. من خودم بعد ورشکستگی و دوباره شروع کردن متوجه این صفحه جادویی شدم . همون لحظهای که برای اولین بار ۹ بخش بوم رو دیدم، انگار یه لامپ توی ذهنم روشن شد. با خودم گفتم «انگار این همون چیزیه که سالها دنبالش میگشتم». کاش از همون اول شروع کسبوکار شخصی خودم با بوم مدل کسب وکار آشنا میشدم تا اینهمه مسیر رو اشتباه نمیرفتم.
بوم مدل کسب و کار یا به زبون اون ور آبی ها (business model canvas) که خلاصه اون BMC گفته میشه، یک برگه است که از ۹ قسمت مهم تشکیل شده و برای ثبت نکات مهم و کلیدی در برنامه ریزی و رشد کسب و کار ازش استفاده میکنن.
وقتی از برنامه ریزی برای رشد کسبوکار صحبت میکنیم، بوم مدل کسب و کار یا کنواس مدل جایگاه ویژه خودش رو نشون میده، چون در این برگه تک صفحه ای قسمت های حیاتی و مهم کسب و کار نوشته میشه و تکلیف برنامه ریزی و آیتم های مهم رشد کسب و کار رو در این برگه مشخص میکنیم. اگه میخوای برای کسبوکارت برنامه ریزی کنی، خوندن این صفحه هم نکات مهمی رو به اطلاع شما میرسونه : نقشه راه توسعه کسب و کار
عزیز داداش سلام، من رضا نکوئی هستم مدیر و مدرس آموزشهای سایت صفر تا هزار کسبوکار و تنها مشاور کسب و کاری که برای رشد قطعی شما ۵ ضمانت در ایران داره ، در این مقاله از آموزشهای طراحی مسیر رشدکسبوکار میخوام درباره بوم مدل کسب وکار یا به قول خودم نامه اعمال بیزینست برات توضیح بدم.
اگه شما هم به دنبال بهبود درآمد ، ارتقا و پیشرفت در کسب وکار خودتون هستین بعد از آشنایی با این برگه تک صفحه ای بوم کسب و کار ، ضروریت و اهمیت اون رو درک میکنن و به این نتیجه میرسین که همین امروز باید این برگه رو برای کسب وکار خودتون تکمیل کنین تا متوجه بشین با خودتون و موفقیت کسب و کارتون چند چند هستین . آماده ای با این برگه مهم آشنا بشیم؟ بزن بریم!
بوم مدل کسب و کار دقیقا چیه؟
همانظور که بالاتر خدمتتون توضیح دادم بوم مدل کسب و کار یا کنواس مدل به یک برگه تک صفحه ای میگن که از ۹ قسمت مهم تشکیل شده و در این قسمت ها، ما تکلیف ۹ بخش مهم برای رشد هر کسب و کار رو مشخص میکنیم تا بدونیم چه اقداماتی رو برای بهبود کسب و کار باید انجام بدیم. واضحه؟ تصویر زیر رو ببین تا بیشتر درک کنی اصل مطلب رو… پس هر شغلی داری باید این ۹ قسمت رو برای کسب وکار خودت مشخص کنی

تصویر بوم مدل کسب وکار و ۹ بخش اون رو در بالا مشاهده میکنین. اگه فعلا گیچ شدی نگران نباش ، چون شما بعد از خوندن این مقاله آموزشی به موارد زیر تسلط پیدا میکنین:
- بوم مدل کسب و کار یعنی چی ؟
- ۹ قسمت بوم مدل کسب و کار شامل چه مواردیه؟
- این ۹ بخش رو به چه شکلی باید تکمیل کنین؟
- چطوری از بوم مدل کسب و کار برای طراحی، تجزیه و تحلیل در مدل کسب و کار خودتون استفاده کنین.
- ضرورت و اهمیت بوم مدل کسب و کار در رشد و ارتقا درآمد ما چطوریه؟
چرا خیلی از کسبوکارها بدون تحلیل ساختاری شکست میخورن؟
واقعیت اینه که خیلی از کسبوکارها، نه به خاطر نداشتن پول یا مشتری، بلکه به خاطر نداشتن یه نگاه سیستمی به ساختار خودشون شکست میخورن. منظورم اینه که صاحب کسبوکار نمیدونه مشتری اصلیش کیه، ارزش پیشنهادیاش یا همون مزیتی رقابیتش چی باید باشه ، کانالهای ارتباطیش کدومهاست و هزینههاش رو چطور باید مدیریت کنه. اینجوری هر روز یه تصمیم اشتباه میگیره و نمیدونه کجای کارش ایراد داره. بوم مدل کسب و کار دقیقاً برای همین ساخته شده که این ۹ بخش رو جلوی چشمت بیاره و بهت نشون بده کجای کارت میلنگه.
یادم میاد یکبار یکی از مراجعین که مغازه پوشاک داشت، کلی از دست مشتریها و فروش کم گله میکرد. گفتم بیا یه نگاهی به ساختار کسبوکارت بندازیم. وقتی بوم رو با هم پر کردیم، دیدیم که مشتری هدفش رو اشتباه انتخاب کرده و ارزش پیشنهادیش یا همون مزیت رقابتیش یا همون برتری که نسبت به رقبا باید داشته باشه تا مشتری رو جذب کنه با نیاز واقعی بازار هماهنگ نیست. با چند تغییر کوچیک توی این دو بخش، فروشش چند برابر شد ، در ادامه مقاله بیشتر از داستان این فروشگاه میگم برات. خلاصه اینکه این قدرت بوم مدل کسب و کاره که همه چی رو برات میریزه رو دایره…
۹ بخش کلیدی بوم مدل کسب و کار
۹ بخش کلیدی بوم مدل کسب و کار، هر کدوم نقش حیاتی در موفقیت کسبوکار شما دارن. بیا با هم این ۹ بخش رو با جزئیات کامل بررسی کنیم تا بفهمیم هر کدوم چه کاربردی دارن و چطور میتونن به رشد کسبوکار ما کمک کنن. موافقی ؟
۱. بخش مشتریان
بخش مشتریان، قلب تپنده هر کسبوکاره. اگر ندونی مشتریات کی هستن و چه نیازی دارن ، عملاً داری با چشم بسته به سمت هدف شلیک میکنی. این بخش بهت میگه که قراره به چه کسانی خدمات بدی و چه کسانی قراره هزینههای تو رو پرداخت کنن ( از تو خرید کنن). انتخاب درست مشتریان هدف، میتونه موفقیت یا شکست کل کسبوکارت رو تعیین کنه.
خیلی از کسبوکارها به خاطر اینکه مشتری خودشون رو درست انتخاب نکردن، شکست میخورن. مثلاً یه رستوران خیلی معمولی توی یه محله مرفه نشین ، مشتری کافی برای بقا نداره. افراد پولدار این محله این رستوران رو برای صرف غذا انتخاب نمیکنن ، مدیر این رستوران اگه توانایی زدن یه رستوران لوکس رو نداره باید بره و در محله های پایین تر رستوران خودش رو افتتاح کنه تا جذب مشتری بیشتری داشته باشه ، پس انتخاب درست مشتری، یعنی نیمی از راه موفقیت رو رفتی.
در این بخش باید مشخص کنی که مشتریان شما چه کسانی هستن، چه ویژگیهایی دارن و چطور میتونی بهشون دسترسی پیدا کنی. مشتریان شما میتونن گروههای مختلفی داشته باشن مثل افراد عادی، شرکتها، سازمانها یا حتی بخش های دولتی و … هر کدوم از این گروهها نیازها و رفتارهای خاص خودشون رو دارن و با هر کدوم باید مطابق نیاز خودشون رفتار کرد.
پس مشتریان مختلف خودت رو لیست کن، بهترین مشتریان رو شناسایی کن و سعی کن با اونها هماهنگ بشی تا بیشترین سود رو ببری…
۲. بخش ارزش پیشنهادی یا مزیت رقابتی
ارزش پیشنهادی، دلیلیه که مشتری به جای رقبا، تو رو انتخاب میکنه. این بخش باید نشون بده که چرا کسبوکارت منحصربهفرده و چه مشکلی رو از مشتری حل میکنه. ارزش پیشنهادی میتونه به شکلهای مختلفی باشه: قیمت ارزانتر، کیفیت بهتر، سرعت بیشتر، خدمات بهتر، یا ترکیبی از اینها.
برای اینکه ارزش پیشنهادی قوی داشته باشی، باید دقیقاً بدونی که مشتریات چه دردی دارن و چطور میتونی اون درد رو تسکین بدی. مثلاً اگه مشتریان تو با قیمت بالا مشکل دارن ، ارزش پیشنهادی تو میتونه «ارزانترین قیمت بازار» باشه. اگه مشتری از کیفیت پایین خدمات صنف شما ناراضیه ، ارزش پیشنهادی و مزیت رقابتی تو میتونه «بهترین کیفیت با قیمت مناسب» باشه.
مزیت رقابتی خود من به عنوان مشاور کسب و کار میدونه چیه؟ من برای خودم ۶ برتری نسبت به همه مشاوران کسب و کار ایران ایجاد کردم، طوری که وقتی مدیر یک کسب و کار دنبال مشاور میگرده و ارزش پیشنهادی یا همون مزیت رقابتی منو میبینه ، بلا استثنا از من وقت مشاوره میگیره. اگه کنجکاو شدی بدونی من چه برتریهایی نسبت به همه مشاوران کسب و کار ایران دارم و این ۶ برتری دقیقا چی هستن این صفحه رو ببین : رضا نکوئی ، بهترین مشاور کسب و کار ایران
یادت باشه که ارزش پیشنهادی فقط یه شعار تبلیغاتی نیست. این بخش باید به وضوح نشون بده که مشتری با خرید از تو، چه منفعتی میبره که از رقبا نمیبره. این مزیت رقابتی، کلید موفقیت تو توی بازاره، بنابراین تا جایی که میتونی از رقبا بهتر شو تا بیشترین مشتری سمت تو بیان… دقیقا مثل کاری که من برای خودم کردم.
البته ناگفته نمونه که ارزش پیشنهادی دقیقا همون مزیت رقابتی نیست، چون خیلی نزدیک به هم هستن من یکی تعریف کردمشون. در اصل ارزش پیشنهادی میگه «چه چیزی به مشتری ارائه میکنی؟»؛ مزیت رقابتی میگه «چی داری که باعث میشه رقیبت نتونه به همین راحتی مثل تو به مشتری خدمات بده
۳. بخش کانال های ارتباطی = راه های ارتباط با مشتریان
کانالهای ارتباطی، روشها و مسیرهایی هستن که از طریق آنها با مشتریان خود در ارتباط هستی، به اونا اطلاعرسانی میکنی، محصولات یا خدمات خودت رو در اختیارشون میزاری و یا با خدمات پس از فروش از مشتریانت پشتیبانی میکنی. این کانالها میتونن شامل فروشگاه فیزیکی، وبسایت، شبکههای اجتماعی، نمایندگان فروش، یا هر روش دیگهای باشن که مشتری از طریق آن به مجموعه شما دسترسی پیدا میکنه.
انتخاب کانال مناسب، به نوع محصول، نوع مشتری و استراتژی کلی کسبوکارت بستگی داره. مثلاً اگه محصولت تخصصیه، شاید بهتر باشه مستقیم به مشتری بفروشی. اما اگه محصولت عمومیه ، استفاده از کانالهای متعدد میتونه دسترسی به تو و فروشت رو افزایش بده. دارم سعی میکنم خیلی ساده توضیح بده ،انشاالله که میگیری چی میگم؟
کانالهای ارتباطی فقط به فروش ختم نمیشن. این کانالها برای آگاهیبخشی، ارزیابی ، خرید، تحویل و خدمات پس از فروش هم استفاده میشن. پس باید کل چرخه ارتباط با مشتری رو در نظر بگیری و برای هر مرحله، کانال مناسبی رو انتخاب کنی.حله؟
انتخاب کانال بد؛ داستان لباسفروشی که مکان رو اشتباه انتخاب کرد
چند سال پیش، یه مراجعه کننده برای مشاوره داشتم که میخواست یه مغازه لباس زنانه راه بندازه. کلی ذوق و شوق داشت. یه جا رو پیدا کرده بود که اجارهاش خیلی مناسب بود، منطقهای هم بود که خیلی از کارخونهها و کارگاههای تولیدی توش بودن و کارگر خانم زیاد داشتن. مغازه رو گرفته بود ، دکور زده بود ، لباسهای خوب و باکیفیت هم آورده بود. ولی یه مشکلی جلوی فروش و درآمدش رو گرفته بود… مشتری نمیاومد.
اومد پیش من میگفت، مگه لباسام قشنگ نیستن؟ مگه قیمتهام مناسب نیستن؟ چرا کسی نمیخره؟!
بهش گفتم بیا یه نگاه به کسبوکارت بندازیم. بهم گفت توی فلان خیابون صنعتی مغازه گرفتم. گفتم خب مشتریات کجان؟ گفت خب هرکی که رد میشه از کارگرای کارخونه ها مشتری هستن دیگه … گفتم داداش تو یه منطقه صنعتی مغازه گرفتی که اکثر کسایی که رفت و آمد میکنن کارگرن که سر کار میرن یا برمیگردن. خانوم هایی که قدرت خرید لباس های تو رو دارن و دنبال لباس شیک و باکیفیت هستن ، کجان؟
خلاصه اینکه مغازه رو بست و رفت یه جای بهتر. با اینکه اجاره اونجا دو برابر شد، ولی فروشش ۵ برابر شد. چون بالاخره رفت جایی که مشتریهای جنس های اون ، اونجا بودن.
این داستان رو گفتم تا بدونی انتخاب کانال اشتباه، حتی با بهترین محصول هم نمیتونه نتیجه بده. کانال یعنی جایی که مشتریهات هستن، نه جایی که برات راحتتر یا ارزونتره. همیشه از خودت بپرس: «مشتری من کجاست؟» نه اینکه «من کجا راحتترم؟»
۴. بخش ارتباط با مشتریان
ارتباط با مشتری، فقط به فروش ختم نمیشه. نحوه تعامل تو با مشتری، تعیین میکنه که آیا مشتری وفادار میمونه یا نه. این بخش مشخص میکنه که چه نوع ارتباطی با مشتریان خودت برقرار میکنی و چطور این ارتباط رو مدیریت میکنی.
ارتباط با مشتری میتونه به شکلهای مختلفی باشه: ارتباط شخصی (مثل مشاوره حضوری)، ارتباط خودکار (مثل پشتیبانی آنلاین)، یا ارتباط اجتماعی (مثل شبکههای اجتماعی). هر کدوم از این روشها، مزایا و معایب خودشون رو دارن و باید بر اساس نوع کسبوکار و نیاز مشتری انتخاب بشن.
هدف نهایی از این بخش، ایجاد یه رابطه پایدار و سودمند با مشتریه. مشتری که با تو ارتباط عاطفی برقرار کنه، نه تنها خودش برمیگرده ، بلکه تو رو به دیگران هم معرفی میکنه. پس این بخش رو جدی بگیر و برای تقویت ارتباط با مشتریان برنامهریزی کن. در فصل هشتم سریال صفر تا هزار کسب و کار درباره تعامل با مشتریان و ارتباط با اونها کلی آموزش خواهیم داشت.
۵. بخش جریان های درآمدی یا روش هایی که ازش پول در میاری !
این بخش مشخص میکنه که چطور پول درمیاری. بدون درآمد، هیچ کسبوکاری دووم نمیاره. جریانهای درآمدی میتونن از فروش محصول، ارائه خدمات ، اشتراک، کمیسیون ، یا حتی تبلیغات باشن. تنوع در جریانهای درآمدی میتونه به پایداری مالی کسبوکارت کمک کنه.
برای طراحی جریانهای درآمدی موفق، باید مدلهای قیمتگذاری مختلف رو بررسی کنی. قیمتگذاری ثابت، پلکانی، توافقی، یا بر اساس ارزش، هر کدوم برای شرایط خاصی مناسبه. باید روشی رو انتخاب کنی که هم برای تو سودآور باشه و هم برای مشتری قابل قبول. قیمت پلکانی یعنی مثلا دو تا بخری ۱۰ درصد تخفیف داره.
همچنین باید به این فکر کنی که چطور میتونی درآمدت رو افزایش بدی. مثلا میتونی محصولات جدید به سبد خرید مشتریان اضافه کنی؟ میتونی قیمتها رو افزایش بدی؟ میتونی به مشتریان فعلی، محصولات بیشتری بفروشی؟ این سوالات میتونن به تو در افزایش درآمد کمک کنن.
خلاصه اینکه در قسمت جریان های درآمدی فکر میکنیم ببینیم چطور میتونیم در کسب و کار خودمون درآمد بیشتر و بهتری تولید کنیم
۶. بخش منابع کلیدی یا چیزایی که برای پیش بردن کسب و کارت لازم داری
منابع کلیدی، داراییهایی هستن که برای ارائه ارزش به مشتری بهشون نیاز داری. بدون این منابع، نمیتونی کسبوکارت رو اداره کنی. منابع کلیدی میتونن فیزیکی باشن (مثل ساختمون محل کار، تجهیزات)، مالی باشن (مثل سرمایه ای که داری)، انسانی (مثل نیروی کار ماهر)، یا فکری باشن (مثل دانش فنی، برند، حق ثبت اختراع) و امثال اینها..
شناخت منابع کلیدی بهت کمک میکنه تا بدونی برای موفقیت به چه چیزهایی نیاز داری و چطور میتونی اونها رو به دست بیاری. بعضی از منابع رو میتونی بخری، بعضی رو اجاره کنی، و بعضی رو از طریق مشارکت با دیگران در اختیار بگیری و ازشون برای اهداف خودت استفاده کنی
مدیریت منابع کلیدی ، یکی از مهمترین وظایف هر مدیر کسبوکاریه. باید مطمئن بشی که منابع کلیدی به اندازه کافی در دسترس هستن و به بهترین شکل ازشون استفاده میکنی. کمبود هر کدوم از این منابع، میتونه به کسبوکارت آسیب بزنه. مثلا مراقب منابع کلیدی نیروی کار ماهر باش و نیروی ارزون رو جایگزین نیرو ماهر نکن که اشتباهه
۷. بخش فعالیت های کلیدی یا کارهای مهمی که برای موفقیت کسب وکارت باید انجام بدی
فعالیتهای کلیدی، کارهای مهمی هستن که برای اجرای مدل کسبوکارت باید انجام بدی. بدون این فعالیتها، ارزشی به مشتری نمیرسه تا درآمدی تولید بشه. فعالیتهای کلیدی میتونن شامل تولید، بازاریابی، فروش ، توزیع، یا خدمات پس از فروش باشن.
این فعالیتها باید بر اساس ارزش پیشنهادی و کانالهای ارتباطی تو طراحی بشن. مثلاً اگه ارزش پیشنهادی تو یا همون مزیتی رقابتی «تحویل سریع» هست، فعالیت کلیدی تو باید شامل مدیریت لجستیک و توزیع باشه ، جمله سنگینی بود نه ؟ ساده اش میشه این :
«فرض کن رقبات میگن کالا رو ۵ روزه میرسونن، تو میخوای بگی ۲ روزه میرسونم. خب حالا برای اینکه بتونی به این قولت عمل کنی، باید بری سیستم انبارداری و ارسال رو درست و هماهنگ کنی. این میشه همون فعالیت کلیدیات. یعنی کاری که باید انجام بدی تا مزیتت رو توی عمل نشون بدی.»
اگه ارزش پیشنهادی تو «کیفیت بالا» هست، فعالیت کلیدی تو باید شامل کنترل کیفیت دقیق باشه.
شناخت فعالیتهای کلیدی بهت کمک میکنه تا منابع خودت رو به بهترین شکل تخصیص بدی و روی کارهایی تمرکز کنی که بیشترین ارزش رو برای مشتری ایجاد میکنن. همچنین میتونی با بهینهسازی این فعالیتها، کارایی کسبوکارت رو افزایش بدی.
۸. بخش شرکای کلیدی یا کسانی که برای رشد به اونها نیاز داری
هیچ کسبوکاری به تنهایی موفق نمیشه. شرکای کلیدی میتونن به تو در تامین، توزیع یا بازاریابی کمک کنن. شراکتهای استراتژیک میتونن دسترسی تو به منابع، بازار و مشتریان جدید رو افزایش بدن. مثلایک شریک استراتژیک برای فروشگاه لباس میتونه یک فروشگاه کفش باشه، مثلا به یکی از مراجعین کفش فروش خودم توصیه کردم با یک لباس فروش هماهنگ بشن، یک کارت ویزیت دو طرفه چاپ کنن ، یک طرف تبلیغ و کارت تخفیف فروشگاه لباس بشه و یک طرف کارت ویزیت و کارت تخفیف فروشگاه کفش.
مشتری به هر کدوم از این دو فروشگاه مراجعه کرد، اون کارت رو بهش بدن و تا از فروشگاه دوم هم خرید کنه و تخفیف بگیره، این میشه یک شراکت برنامه دار هدفمند با یک فروشگاهی که اصلا ربطی به تو نداشته…
شرکای کلیدی میتونن تأمینکنندگان، توزیعکنندگان، نمایندگان فروش، یا حتی رقبا باشن. هر کدوم از این شراکتها، مزایا و چالشهای خاص خودشون رو دارن. باید شرکایی رو انتخاب کنی که مکمل کسبوکارت باشن و بتونن به تو در رسیدن به اهدافت کمک کنن، مثل نمونه بالا و کارت تخفیفی که گفتم…
مدیریت روابط با شرکای کلیدی، به اندازه مدیریت روابط با مشتریان مهمه. باید اعتماد رو بین خودت و شرکات ایجاد کنی و مطمئن بشی که منافع همه طرفها تامین میشه. یه شراکت موفق میتونه مزیت رقابتی بزرگی برای تو ایجاد کنه.
۹. بخش ساختار هزینه ها
هزینهها، بخش جداییناپذیر هر کسبوکاری هستن. مدیریت درست هزینهها، کلید سودآوری پایداره. ساختار هزینهها مشخص میکنه که هزینههای اصلی کسبوکارت کدوما هستن و چطور میتونی اونها رو کنترل کنی.
هزینهها میتونن ثابت باشن (مثل اجاره، حقوق) یا متغیر (مثل مواد اولیه، هزینههای تولید). شناسایی هزینههای ثابت و متغیر بهت کمک میکنه تا نقطه سر به سر خودت رو محاسبه کنی و بدونی برای رسیدن به سودآوری، چقدر باید بفروشی.
کاهش هزینهها، یکی از راههای اصلی افزایش سودآوریه. میتونی با خرید عمده، اتوماسیون، مذاکره با تأمینکنندگان، یا بهبود فرآیندها، هزینههات رو کاهش بدی. اما یادت باشه که کاهش هزینه نباید به قیمت کاهش کیفیت یا ارزش پیشنهادی تموم بشه.
یک مراجعه کننده دیگه برای مشاوره داشتم، میگفت پول نقد از مشتری میگرفتم، همیشه فکر میکردم دارم سود میکنم، حساب کتاب درستی توی کارم نداشتم، پول نقدها رو خرج میکردم، بعد سرماه میدیدم برای پرداخت هزینه ها مشکل دارم، بعد مشاوره من نشست حساب و کتاب کرد، دید هزینه هاش از درامدش بیشتره !
سوالات کلیدی برای تکمیل هر بخش
حالا که با ۹ قسمت بوم مدل کسب و کار و توضیحات کامل هر بخش آشنا شدی، وقتشه که بریم سراغ سوالات عملی. این سوالات بهت کمک میکنن تا بوم مدل کسب و کار خودت رو به بهترین شکل ممکن تکمیل کنی. این سوالات حاصل سالها تجربه و آزمون و خطا هستن و میتونن خیلی از ابهامات تو رو برطرف کنن.
برای تکمیل هر بخش، باید عمیقاً به کسبوکارت فکر کنی و به سوالات زیر پاسخ بدی. پاسخهای تو باید دقیق، واقعی و قابل اجرا باشن. از جوابهای کلی و شعاری پرهیز کن و سعی کن به جزئیات عملی بپردازی. برای هر سوال زیر هر تعداد جواب داری جداگانه یادداشت کن که بعد بااین سوال و جوابها خیلی کار داریم.
سوالات مهم بخش مشتریان:
همین طور که گفتم بخش مشتریان، مهمترین بخش بوم مدل کسب و کاره، چون همه چیز از اینجا شروع میشه. اگر مشتری رو درست نشناسی، بقیه بخشها هم بیمعنا میشن. برای تکمیل این بخش، به این سوالات با دقت پاسخ بده و سعی کن تصویر دقیقی از مشتری خودت در ذهنت بسازی.
- مشتریان شما دقیقا چه کسانی هستن؟ (سن، جنسیت، شغل، درآمد ، موقعیت جغرافیایی، سبک زندگی، علایق و رفتارهای خریدشون چطوریه؟) دقیقا این نکات رو یادداشت کن و چیزی از قلم نندازی
- چه مشکلات و چه نیازهایی دارن که باعث میشه به دنبال راهحل باشن؟ (دقیقاً چه دردی رو تجربه میکنن که شما میتونین اون رو تسکین بدین؟) مهمترین نیازشون چیه؟ اگه چی براشون مهیا کنی، میگن تو بهترینی؟
- چه نکته ای در کسب و کار شما برای مشتریان ارزش داره و بهش اهمیت میدن؟ (چرا باید تو رو انتخاب کنن و نه رقبا رو؟ ارزشی که تو ارائه میدی چیه که بقیه ندارن؟ چه مزیتی نسبت به بقیه رقبا داری؟) اگه مزیتی نداری باید ایجاد کنی، اگه مزیت های کمی داری باید تا جایی که میشه زیادشون کنی، فکر کن و ده ها مزیت ایجاد کنه اگه ممکنه و یادداشتشون کن
- چطوری میخوای به مشتریهات برسی؟ اینجا باید به این فکر کنی که مشتریهات کجا هستن و چطور میتونی خودت رو به اونها برسونونی. مثلاً اگه مشتریهات جوانها هستن، باید توی اینستاگرام و شبکههای اجتماعی باشی. اگه مشتریهات افراد مسنتر هستن، شاید بهتر باشه توی فضای واقعی و محلی تبلیغ کنی. اگه مشتریهات کسبوکارهای دیگه هستن، باید از طریق ارتباطات حرفهای و همایشها بهشون برسی. حالا هر کدوم از این راهها، یه هزینهای داره. برای اینستاگرام، باید هزینه تولید محتوا و تبلیغات بدی. برای تبلیغات محلی، باید هزینه چاپ تراکت یا بنر بدی. باید ببینی که کدوم راه، هم به مشتریهات میرسه و هم هزینهاش برات مقرونبهصرفهست. اگه هزینهای که میکنی بیشتر از درآمدی باشه که از مشتری جدید میگیری، یعنی کانال رو اشتباه انتخاب کردی.
سوالات مهم ارزش پیشنهادی :
همون طور که بالاتر توضیح دادم، ارزش پیشنهادی، دلیلیه که مشتری به جای رقبا، تو رو انتخاب میکنه. این بخش باید به وضوح نشون بده که چه مشکلی رو حل میکنی و چه منفعت بیشتری به مشتری میرسونی. ارزش پیشنهادی قوی، کلید موفقیت تو در بازار رقابتی امروزه. هر چه از رقبا بهتر باشی ،مشتری بیشتری گیرت میاد
- چه کالا یا خدماتی برای مشتریان خودتون دارین که نیازشون رو برطرف میکنه و بهشون کمک میکنه؟
- برتری شما نسبت به رقبا چیه و چه مزیت رقابتی در مقایسه با رقبا دارین؟ (قیمت؟ کیفیت؟ سرعت؟ خدمات پس از فروش؟ نوآوری؟)
- به چه دلیل مشتریان باید از شما خرید کنن (چه منفعت بیشتری گیرشون میاد که از رقبا گیرشون نمیاد؟)
سوالات مهم کانال های ارتباطی :
کانالهای ارتباطی، پلهایی هستن که ارزش تو رو به مشتری میرسونن. انتخاب کانال اشتباه، باعث میشه پیامت به گوش مشتری نرسه و بهترین ارزش پیشنهادی هم بیفایده بمونه. باید کانالهایی رو انتخاب کنی که مشتریات بیشترین زمان رو در اونها میگذرونن.
- ارزش پیشنهادی که برای مشتریان دارین رو، چطوری به اونها ارائه میکنین و چه مراحلی رو طی میکنه؟
- از چه روشهایی برای بازاریابی و فروش محصولات یا خدمات خودتون استفاده میکنین و کدوم روش بیشترین بازدهی رو داره؟
- چطوری میتونین کاری کنین که بیشتر به مشتریان خودتون دسترسی داشته باشین و کانالهای ارتباطی خودتون رو گسترش بدین؟ (آفلاین؟ آنلاین؟ هر دو؟ کدوم اولویت بیشتری داره؟)
فکر کنم این قسمت هم نیاز به توضیح بیشتر داره، موافقی:؟
اصل سوال اینه : چطور ارزش پیشنهادیات رو به گوش مشتری میرسونی؟
خب، حالا که میدونی مشتریت کیه و چی بهش میخوای بدی، باید ببینی از چه راههایی میتونی این ارزش رو بهش برسونی. اینجا باید به کل مسیر فکر کنی؛ از لحظهای که مشتری از وجود تو باخبر میشه تا زمانی که محصول رو تحویل میگیره و حتی بعدش.
چه مراحلی رو باید طی کنی؟
برای اینکه بتونی این بخش رو درست پر کنی، به این سوالات پاسخ بده:
- مشتری از چه طریقی متوجه وجود تو میشه؟ (تبلیغات؟ معرفی؟ محتوای آنلاین؟)
- مشتری چطور میتونه کیفیت کارت رو بسنجه و اعتماد کنه؟ (نمونه کار؟ نظرات مشتریان؟ مشاوره رایگان؟)
- فرآیند خرید چطوریه؟ (سفارش اینترنتی؟ تماس تلفنی؟ مراجعه حضوری؟)
- محصول یا خدمت چطور به دست مشتری میرسه؟ (ارسال با پیک؟ تحویل حضوری؟ دانلود؟)
- خدمات پس از فروش چطوریه؟ (پیگیری؟ گارانتی؟ پشتیبانی؟)
- از چه روشهایی برای بازاریابی و فروش استفاده میکنی؟
- روشهایی که استفاده میکنی رو لیست کن: اینستاگرام؟ تبلیغات محلی؟ همکاری با دیگران؟ وبسایت؟ هر کدوم چه نتیجهای برات داشتن؟
- چطور میتونی دسترسیات رو به مشتریها بیشتر کنی؟
- چطور میتونی کانالهای جدید اضافه کنی؟ آنلاین؟ آفلاین؟ ترکیبی؟ کدوم اولویت بیشتری داره و چرا؟
چطور انتخاب کنی کدوم کانال بهتره؟
مشتریهات رو بشناس و ببین کجا بیشتر وقت میذارن. کانالی رو انتخاب کن که مشتریهات اونجا هستن، نه جایی که برات راحتتره. بعد ببین کدوم روش هم به مشتری میرسه و هم برات بهصرفهست.
سوالات مهم بخش ارتباط با مشتریان:
ارتباط با مشتری، فقط به فروش ختم نمیشه. نحوه تعامل تو با مشتری، تعیین میکنه که آیا مشتری وفادار میمونه یا نه. ارتباط قوی با مشتری، میتونه مشتری رو به سفیر برند تو تبدیل کنه و مشتریان جدید رو به سمت تو جذب کنه.
- چطوری با مشتریان خودتون در ارتباط هستین و چه روشهایی برای این ارتباط استفاده میکنین؟ (تلفنی؟ حضوری؟ آنلاین؟ شبکههای اجتماعی؟)
- از چه روشهایی برای ارتباط با مشتریان بهره میگیرین و چطور این ارتباط رو مدیریت میکنین؟ (ایمیل؟ پیامک؟ نظرسنجی؟)
- چطوری میتونین کاری کنین که مشتریان رضایت بیشتری از کسب و کار شما داشته باشن و به مشتری وفادار تبدیل بشن که بارها و بارها به شما مراجعه کنن؟
سوالات مهم جریان های درآمدی:
این بخش مشخص میکنه که چطور پول درمیاری و چطور میتونی درآمدت رو افزایش بدی. همین طور که قبلا گفتم بدون درآمد، هیچ کسبوکاری دوام نمیاره. جریانهای درآمدی متنوع، میتونن پایداری مالی کسبوکارت رو تضمین کنن.
- چطوری از مشتریان درآمد کسب میکنین و منابع اصلی درآمد شما کدومها هستن؟ (فروش محصول؟ اشتراک؟ کمیسیون؟ تبلیغات؟)
- چه مدل های قیمت گذاری دارین و چطور قیمتهاتون رو تعیین میکنین؟ (ثابت؟ پلکانی؟ توافقی؟ بر اساس ارزش؟)
- چطوری میشه کاری کنین که درآمد شما بیشتر بشه و جریانهای درآمدی جدیدی ایجاد کنین؟ (افزایش قیمت؟ فروش بیشتر؟ محصولات جدید؟ بازارهای جدید؟)
سوالات مهم درباره منابع کلیدی :
بالاتر گفتم که منابع کلیدی، داراییهایی هستن که برای ارائه ارزش به مشتری بهشون نیاز داری. بدون این منابع، نمیتونی کسبوکارت رو اداره کنی. شناسایی و تأمین این منابع، یکی از مهمترین وظایف هر مدیر کسبوکاریه.
- چه منابعی باید در اختیار داشته باشین تا ارزش پیشنهادی خودتون رو بتونین ارائه کنین و به اهدافتون برسین؟
- منابع مالی ، منابع انسانی، منابع فیزیکی و منابع فکری شما چه مواردی هستند و چقدر بهشون دسترسی دارین؟
- چطوری میشه به این منابع مهم و کلیدی دسترسی داشته باشین و اونها رو مدیریت کنین؟ (خرید؟ اجاره؟ مشارکت؟ استخدام؟)
همه این نکات رو داری یادداشت میکنی؟ همه رو با هم قاطی نکنی!
سوالات مهم فعالیت های کلیدی :
فعالیتهای کلیدی، کارهای مهمی هستن که برای اجرای مدل کسبوکارت باید انجام بدی. بدون این فعالیتها، ارزشی به مشتری نمیرسه. شناسایی این فعالیتها و اولویتبندی اونها، بهت کمک میکنه تا منابع خودت رو به بهترین شکل تخصیص بدی.
- برای اجرا مدل کسب و کار خودتون چه فعالیت های کلیدی و مهمی باید انجام بدین تا به نتیجه برسین و مشتریان رو راضی نگه دارین؟
- فعالیت های کلیدی و مهم در کسب و کار شما چه مواردی است و کدومها اولویت بیشتری دارن؟
- کارایی خودتون رو میتونین افزایش بدین ؟ به چه روشی و با چه ابزارهایی؟ (اتوماسیون؟ برونسپاری؟ آموزش؟ بهبود فرآیند؟)
فرض کن یه رستوران داریم که ارزش پیشنهادیاش «تحویل غذا در کمتر از ۳۰ دقیقه» است. فعالیت کلیدی این رستوران چیه؟ باید سیستم آشپزخانه و تیم پیکها رو طوری مدیریت کنه که غذا همیشه سر موقع برسه. اگه این فعالیت رو درست انجام نده، به قول خودش عمل نکرده و مشتری رو از دست میده. یا مثلاً یه مغازه لباسفروشی که مزیتش «تنوع بالاست» ، فعالیت کلیدیش اینه که همیشه موجودی خودش رو بهروز کنه و اجناس جدید بخره تا مشتری همیشه چیز جدید توی مغازه ببینه. حله؟ قشنگ برات جا افتاد؟
سوالات مهم شرکای کلیدی :
هیچ کسبوکاری به تنهایی موفق نمیشه. قبلا توضیح دادم که شرکای کلیدی میتونن به تو در تامین، توزیع یا بازاریابی کمک کنن. انتخاب شرکای مناسب و مدیریت روابط با اونها، میتونه مزیت رقابتی بزرگی برای تو ایجاد کنه.
- برای اجرای مدل کسب و کار خودتون به چه شرکای مهمی احتیاج دارین و چه نقشی در موفقیت شما دارن؟
- چه کسانی در تامین کالا، توزیع کالای شما نقش دارن و شرکای مهم شما چه کسانی هستن و چطور میتونن به شما کمک کنن؟
- به چه روشهایی میتونین ارتباط با شرکای کلیدی خودتون رو تقویت کنین و ارتباط بهتری با اونها داشته باشین تا منافع همه طرفها تامین بشه؟
مثال کارت تخفیف بالارو هم که یادته؟
سوالات مهم ساختار هزینه ها:
هزینهها، بخش جداییناپذیر هر کسبوکاری هستن. مدیریت درست هزینهها، کلید سودآوری پایدار است. شناسایی هزینهها و کنترل اونها، بهت کمک میکنه تا سودآوری کسبوکارت رو افزایش بدی.
- در مراحل اجرای مدل کسب و کار خودتون چه هزینه هایی خواهین داشت و چه منابعی بیشترین هزینه رو دارن؟ (ثابت؟ متغیر؟ مستقیم؟ غیرمستقیم؟)
- مهمترین هزینه ها در چه قسمت هایی است و چطور میتونین اونها رو مدیریت کنین؟ (تولید؟ بازاریابی؟ نیروی انسانی؟ اجاره؟)
- روشهای کاهش هزینه ها دقیقا کدوم قسمتن و چطور میتونین بدون کاهش کیفیت، هزینههاتون رو پایین بیارین؟ (خرید عمده؟ اتوماسیون؟ مذاکره با تأمینکننده؟ بهبود فرآیندها؟)
حالا که به این سوالات پاسخ دادی، چیکار کنی؟
خب، حالا که به همه این سوالات پاسخ دادی، وقتشه که نتایج رو جمعبندی کنی و ازشون استفاده عملی کنی. تکمیل بوم مدل کسب و کار، فقط اولین قدمه. مهمتر از تکمیل، استفاده درست از این برگه و بهکارگیری نتایج اون در کسبوکارته. فراموش نکن، نیومدی امتحان بدی، اومدی با این سوال و جوابها مسیر رو پیدا کنی…
مرحله اول: بوم تکمیلشده رو به یک نفر دیگه نشون بده. از یه همکار، دوست، یا مشاور بخواه که به بوم تو نگاه کنه و نظرش رو بگه. گاهی چشم دیگه، نکاتی رو میبینه که تو بهش توجه نکردی.
مرحله دوم: بوم رو با واقعیت بازار تطابق بده. برو بیرون و ببین آیا چیزی که نوشتی با واقعیت هماهنگه یا نه. شاید مشتریهایی که فکر میکردی هدف تو هستن، در عمل چیز دیگهای باشن.
مرحله سوم: بر اساس بوم، یه برنامه عملیاتی بنویس. برای هر بخش، مشخص کن که چه اقداماتی باید انجام بدی تا بوم رو به واقعیت تبدیل کنی. این برنامه عملیاتی، نقشه راه اجرایی تو خواهد بود.
مرحله چهارم: بوم رو هر ۳ تا ۶ ماه یکبار مرور کن و بهروز کن. بازار تغییر میکنه، مشتریان تغییر میکنن، و کسبوکار تو هم باید تغییر کنه. بوم مدل کسب و کار، یه سند زندهست که باید بهروز نگه داشته بشه.
و در نهایت، بوم مدل کسب و کار رو به عنوان یه ابزار مکمل در کنار نقشه راه کسبوکار قرار بده. بوم بهت میگه «چی هستی» و نقشه راه بهت میگه «چطور به اون چیزی که میخوای برسی». این دو تا ابزار در کنار هم، یه سیستم کامل برای رشد و موفقیت کسبوکارت تشکیل میدن.
چطوری از بوم مدل کسب و کار برای رشد کسب و کار خودمون استفاده کنیم؟
خوب تا اینجای این مقاله باید به اهمیت و کاربردی بودن بوم مدل کسب و کار پی برده باشی، درست میگم؟
تا اینجا مقاله متوجه شدیم که بوم مدل کسب و کار یک برگه ساده نیست، بلکه وسیله ای است که با اون میتونیم مدل کسب و کار خودمون رو طراحی کنیم، از این بوم برای تجزیه و تحلیل و روشن شدن قسمت های کلیدی و مهم کسب و کارمون استفاده کنیم. کاربردهای بوم مدل کسب وکار مشخصه دیگه:
- طراحی اولیه برای کسبوکارهای نوپا: وقتی کسب و کار جدیدی میخوایم راه اندازی کنیم با تکمیل کردن بوم مدل کسب و کار میتونیم تصمیم های بهتری برای کسب وکار خودمون بگیریم و از طریق این بوم میتونیم متوجه بشیم که ایدهای که در سر داریم میتونه قابلیت اجرایی پیدا کنه و به نتیجه برسه یا خیر؟
- تجزیه و تحلیل کسبوکار موجود: اگر در حال اجرای یک کسب و کار هستیم، وقتی اجزا کلیدی این شغل رو در بوم مدل کسب و کار پیاده میکنیم، میتونیم نحوه عملکرد دقیق مدل کسب و کار خودمون رو متوجه بشیم و از فرصت ها و چالش های اون نتیجه بهتری بگیریم.
- خلاقیت و نوآوری: از بوم مدل کسب و کار برای خلاقیت و نواوری در کسب و کارمون میتونیم استفاده کنیم و راه های جدید برای ایجاد مزیت رقابتی، ارتباط بهتر با مشتریان و افزایش سود بیشتر پیدا کنیم.
- ارتباط بهتر با دیگران: ارتباط بهتر با همکاران، شرکا و سایر دست اندرکاران کسب وکار هم یکی دیگه از مزیت های داشتن بوم مدل کسب وکار است. وقتی بوم مدل کسب و کار خودتون رو تکمیل کنین واین برگه جامع رو جلوی این افراد قرار بدین، خیلی راحت میتونین مدل کسب و کار خودتون و شرایط و نحوه درآمدزایی، امکانات و فرصت ها رو برای بقیه تشریح کنین.
نکات کلیدی که باید موقع تکمیل بوم مدل بهش توجه کنی
برای اینکه از بوم مدل کسب و کار بهترین استفاده رو ببری، این نکات رو حتماً رعایت کن. این نکات حاصل سالها تجربه عملی منه و میتونه خیلی به کارت بیاد:
- بوم مدل کسب و کار رو با فرضیات واقعی پر کن، نه با آرزوها. خیلی از آدمها بوم رو با ایدهآلهای خودشون پر میکنن و بعد که با واقعیت روبرو میشن، شکست میخورن. صادق باش با خودت و واقعیتها رو بنویس.
- هر بخش رو به صورت مختصر و مفید پر کن، نه خیلی بلند. قرار نیست پایاننامه بنویسی. کلیدواژهها و نکات اصلی رو بنویس تا یه نگاه همه چیز رو ببینی.
- به ارتباط بین ۹ بخش دقت کن. تغییر در هر بخش روی بقیه تأثیر میذاره. مثلاً اگه مشتریت رو عوض کنی، ارزش پیشنهادی، کانالها و حتی هزینههات هم تغییر میکنه.
- هر چند وقت یکبار بوم رو مرور کن و بر اساس تغییرات بازار بهروزش کن. بازاری که امروز داری، شش ماه دیگه ممکنه کلی تغییر کرده باشه. بومات رو هم بهروز کن.
نمونه عملی: بوم مدل کسب و کار رضا نکوئی (مشاوره کسب و کار)
خب، حالا که با ۹ بخش بوم مدل کسب و کار آشنا شدی، بیا یه نمونه عملی ببینیم. این بوم مدل کسب و کار خودمه. ببین هر بخش رو چطور پر کردم تا برات یه الگوی عملی باشه.
۱. مشتریان، مشتریان من چه کسانی هستن؟
- مدیران کسبوکارهای کوچک و متوسط که توی رشد گیر کردن
- صاحبان فروشگاههای فیزیکی که میخوان فروششون رو چند برابر کنن
- کارآفرینانی که تازه راه افتادن و میخوان مسیر رو درست برن
- کسانی که میخوان شغلشون رو تغییر بدن ولی نمیدونن چطور
مشتری ایدهآل من: مدیری که حداقل ۲ سال سابقه داره، فروش ماهانهاش بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومانه، و میدونه که به کمک نیاز داره.
۲. ارزش پیشنهادی ، چی به مشتریام میدم که بقیه ندارن؟
- مشاوره با ۵ ضمانت (تنها مشاوری که ضمانت میده)
- ۶ برتری نسبت به همه مشاوران ایران (منحصربفرد بودن در بازار)
- ۲۵ سال تجربه عملی در کسبوکار آفلاین و آنلاین
- دسترسی به سریال آموزشی صفر تا هزار (۱۱ فصل آموزش کامل)
- همهکاره بودن (از بازاریابی تا طراحی سایت و سئو)
ارزش اصلی من: «من تنها مشاوری هستم که هم توی کسبوکار سنتی و هم آنلاین تجربه دارم و با ۵ ضمانت، رشد کسبوکارت رو تضمین میکنم.»
۳. کانالهای ارتباطی، چطور به مشتریهام میرسم؟
- وبسایت صفر تا هزار کسبوکار
- اینستاگرام و شبکههای اجتماعی
- سریال آموزشی
- مقالات آموزشی
- ارجاع مشتریان قبلی
- صفحه رزرو مشاوره
بهترین کانال: وبسایت و اینستاگرام، چون مخاطبان اصلی من اونجا هستن.
۴. ارتباط با مشتریان ، چه نوع ارتباطی با مشتریانم دارم؟
- مشاوره حضوری و آنلاین
- پشتیبانی بعد از مشاوره
- محتوای رایگان آموزشی
- پیگیری نتایج
- ارتباط مستمر از طریق خبرنامه
۵. جریانهای درآمدی، چطور از این کسبوکار پول در میارم؟
- جلسات مشاوره تخصصی
- پکیجهای مشاوره بلندمدت
- دورههای آموزشی
- محتوای پولی سریال
- خدمات مشاوره تخصصی
۶. منابع کلیدی، برای ارائه این ارزشها به چه چیزهایی نیاز دارم؟
- تجربه و دانش ۲۵ ساله
- وبسایت و محتوای آموزشی
- شبکه ارتباطی
- مدارک و مجوزها
- برند شخصی «رضا نکوئی»
۷. فعالیتهای کلیدی ، برای اجرای مدل کسبوکارم باید چه کارهایی انجام بدم؟
- تولید محتوای آموزشی
- برگزاری جلسات مشاوره
- بازاریابی و جذب مشتری جدید
- پیگیری نتایج مشتریان
- بهروز کردن دانش و مهارتها
۸. شرکای کلیدی، چه کسانی به من کمک میکنن؟
- تیم تولید محتوا
- مشتریان قبلی
- پلتفرمهای آموزشی
- همکاران حوزه تبلیغات
۹. ساختار هزینهها ، هزینههای اصلی من چیه؟
- تولید محتوا
- نگهداری وبسایت
- تبلیغات و بازاریابی
- نیروی انسانی
- ابزارها و نرمافزارها
جمعبندی بوم مدل کسب و کار من
توی این بوم، مزیت رقابتی اصلیام توی بخش «ارزش پیشنهادی» نوشته شده: ۵ ضمانت و ۶ برتری. این چیزیه که من رو از همه مشاوران ایران جدا میکنه. توی بوم خودت هم دقیقاً همین کار رو کن. مزیت رقابتیات رو به وضوح توی بخش ارزش پیشنهادی بنویس.
اگه این بوم رو کامل کنی و هر ۹ بخش رو درست پر کنی، دیگه هیچ سردرگمی در مورد کسبوکارت نداری. میدونی که مشتریت کیه، چی بهش میدی، چطور بهش میرسی، چقدر هزینه میکنی و چقدر درآمد داری.
بوم مدل کسب و کار خودم رو تکمیل کردم، حالا چی؟
خب، حالا که ۹ بخش بوم رو برای کسبوکارت پر کردی، ممکنه برات سوال بشه که «خب، این برگه رو دارم، حالا چی؟»
بیا ببینم این برگه جادویی چطور قراره به کارت بیاد و چه کاربردی داره. راستش رو بخوای، خیلی از آدمها بوم رو پر میکنن و بعد میذارن توی کشو و فراموشش میکنن. ولی اگه میخوای از این برگه نتیجه بگیری، باید باهاش کار کنی.
۱. یه نگاه کلی به کل کسبوکارت داشته باش
اگه بوم رو درست پر کرده باشی، الان یه تصویر کامل از کل کسبوکارت داری. دیگه تکهتکه نیستی. میتونی با یه نگاه ببینی که مشتریات کین و چی میخوان، چی بهشون میدی که بقیه ندارن، از چه راههایی بهشون میرسی، چقدر خرج میکنی و چقدر درمیاری.
مثل اینه که از بالا، کل کسبوکارت رو نگاه کنی. دیگه توی جزئیات گم نمیشی.
۲. نقاط قوت و ضعف رو پیدا کن
حالا که همه چی رو داری، ببین کدوم بخشهات قوین و کدومها ضعیف:
- اگه مشتریان رو خوب شناختی، یعنی مسیرت رو درست شروع کردی
- اگه ارزش پیشنهادی منحصربهفردی داری، یعنی از رقبا جلوتری
- اگه کانالهای ارتباطی خوبی داری، یعنی به مشتریهات میرسی
- اگه هزینههات رو کنترل میکنی، یعنی سودت بیشتره
۳. تصمیمهای بهتری بگیر
با بوم دیگه تصمیمهات تصادفی نیست. مثلاً اگه مشتریهات رو درست شناختی، میدونی چه کسانی رو هدف قرار بدی. اگه ارزش پیشنهادیت رو شناختی، میدونی توی تبلیغاتت روی چی تمرکز کنی. با بوم دیگه تصمیمهای اشتباه نمیگیری، چون همه چی رو جلوی چشمت داری.
۴. توی بحرانها به کارت میاد
وقتی کسبوکارت با مشکل مواجه میشه (فروش کم، مشتری کم، هزینه بالا)، بوم رو برمیداری و میبینی دقیقاً کدوم بخش مشکل داره. بوم مثل یه چراغ قوه توی تاریکیه. وقتی مشکل پیش میاد، راه رو بهت نشون میده.
۵. به دیگران نشون بده
وقتی بخوای به کسی (شریک، سرمایهگذار، بانک، تیمت) نشون بدی که کسبوکارت چیه و چطور کار میکنه، بوم رو جلوش میذاری. دیگه نیازی نیست کلی توضیح بدی. با یه برگه، همه چی رو میفهمه.
۶. هر چند وقت یه بار بهروزش کن
بوم یه سند زندهست، نه یه برگهی خشک و قدیمی. هر ۳ تا ۶ ماه یه بار برگرد و ببین مشتریهات عوض شدن؟ رقبا چیکار کردن؟ هزینههات زیاد شدن؟ بوم رو بهروز کن تا همیشه با واقعیت بازار هماهنگ باشه.
۷. بوم و نقشه راه رو کنار هم بذار
بوم بهت میگه «چی هستی» و نقشه راه سریال صفر تا هزار بهت میگه «چطور به اون چیزی که میخوای برسی». اگه بوم رو کامل کردی، حالا برو سراغ نقشه راه کسبوکار و ببین چطور میتونی از اینجا به اونجا برسی.
تمرین عملی: بوم کسبوکار خودت رو تکمیل کن
حالا نوبت توئه. یه برگه بردار یا از یک ابزار آنلاین برای رسم بوم مدل کسب و کار استفاده کن و ۹ بخش رو بر اساس کسبوکار خودت پر کن. به سوالات کلیدی هر بخش که بالاتر گفتم پاسخ بده و ببین آیا مدل کسبوکارت از نظر ساختاری سالمه یا نه. این تمرین رو همین امروز انجام بده تا نقاط قوت و ضعف کسبوکارت رو ببینی. اگه هر بخش رو درست پر کنی، میتونی خیلی از مشکلات آینده رو پیشبینی کنی و جلوشون رو بگیری.
منابع تکمیلی برای ترسیم بهتر مسیر موفقیت در کسب و کار
بوم مدل کسب و کار وضعیت و شرایط شما رو شفاف میکنه برای آشنایی بیشتر با مبانی مسیر رشد کسبوکار، پیشنهاد میکنم این مقالات رو هم مطالعه کنی:
من رضا نکوئی، با ۲۵ سال تجربه عملی در بازار ایران، این مقاله رو بر اساس سالها آزمون و خطا و استفاده از بوم مدل در کسبوکارهای مختلف نوشتم. این برگه ساده اما قدرتمند، بارها به من کمک کرده تا مسیر رو درست ببینم و تصمیمهای بهتری بگیرم. سرسری ازش نگذری ها…
سوالات متداول درباره بوم مدل کسب و کار
خلاصه و جمعبندی
بوم مدل کسب و کار، یه برگه ساده اما قدرتمنده که ۹ بخش اصلی کسبوکارت رو تو یه نگاه بهت نشون میده. این برگه کمکت میکنه تا ساختار کسبوکارت رو ببینی، نقاط قوت و ضعف رو شناسایی کنی و تصمیمهای بهتری برای رشد و توسعه بگیری. بوم مدل کسب و کار مکمل نقشه راه ۱۱ مرحلهای سریال صفر تا هزاره؛ یکی بهت میگه «چی هستی» و دیگری بهت میگه «چطور به اون چیزی که میخوای برسی».
پس همین امروز بوم مدل کسب و کار خودت رو تکمیل کن و با ۱۱ مرحله سریال، مسیر رشد رو شروع کن.
از کجا شروع کنی؟
حالا که با بوم مدل کسب و کار آشنا شدی، وقتشه که از این برگه قدرتمند برای تحلیل و برنامهریزی کسبوکارت استفاده کنی. برای آشنایی با نقشه راه کامل و ۱۱ مرحله رشد، به صفحه نقشه راه کسب و کار موفق برو و مسیر رشدت رو شروع کن.











